لیش

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «Rubiaceae » را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : ليوراند - روناس هندى و سرو كوهى (ابهل) و سرو كاد و سرو كوهى و سگ زبان و علف هفت بند مرغان و انجبار و مازريون و آسارون و كرفس وحشى و آراقيطون (بابا آدم) و ثيل كبير و بيدگياه - مرغ و غاسول و چوبك و شوكران الماء و شوكران كبير و عاقرقرحا و بابونۀ زرد و اقحوان متعفن و پيرتر و بابونۀ رومى و بابونۀ وحشى و بابونۀ رسمى و بابونۀ كبير و بابونه و كافور بورنئو و كافور و كاوا و دار فلفل

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت لیش دسترسی پیدا کنید

ليوراند - روناس هندى

ليوراند - روناس هندى گونۀ ديگرى از گياهان جنس روناس است. نام محلى اين گياه در بلوچستان «ليوراند» مى‌باشد. و به «روناس هندى» معروف است. به انگليسى Madder و Indian madder plant و به فرانسوى نوعى از Garance است. گياهى است از خانوادۀ Rubiaceae نام علمى آن Rubia cordifolia L. و مترادفهاى آن R. cordifolia var mungista) Roxb. (Miq. (در فلور ايران R. munjista Roxb. را نيز از مترادفهاى آن ذكر مى‌كند.) و R. cordifolia var stenophylla Franch. و R. akana Nak. مى‌باشد. مشخصات ليوراند گياهى است خزنده با ريشۀ پايا و چندساله و شاخه‌هاى قوى. برگها گروهى و چترى از هر نقطۀ ساقه u200a۴u200a برگ خارج مى‌شود و داراى دمبرگ، تخم‌مرغى‌شكل و قلبى و نوك‌تيز است. گلهاى آن كوچك است. اين گياه در بلوچستان مى‌رويد و در هندوستان نيز در تمام مناطق تپه&zwn...

ادامه مطلب

سرو كوهى (ابهل)

سرو كوهى (ابهل)در شمال ايران با نامهاى محلى «سرو كوهى» و «ماى مرز» در راميان- «ريس» در نور- «لمبير» در سوادكوه شناخته مى شود. در كتب طب سنتى با اسامى «ابهل» و «صافينا» نامبرده شده است. به فرانسوى Sabine و Genevrier sabine و Sabinier و Savinier و به انگليسى Savin و Savine گفته مى شود. گياهى است از ردۀ Coniferae تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن Juniperus sabina L. و مترادف آن Sabina officinalis Garcke و Juniperus lycia Pall. مى باشد. ثمر درختچه را نيز «ابهل» يا «تخم وهل» مى نامند.مشخصاتابهل درختچه اى است كوچك كوتاه كه معمولا روى دامنه هاى كوهستان به شكل پشته مى خزد. برگهاى آن معطّر به رنگ سبز غبارى و برگهاى اوليه سوزنى تيز و برگهاى ساقه ها فلسى است كه اطراف ساقه ها را در آغوش گرفته است. ميوۀ آن كوچك، كمى بزرگتر از نخود، كروى به رنگ آبى تيرۀ غبارآلود با u200a۶u200a-u200a۴u200a فلس مى باشد.اين در...

ادامه مطلب

سرو كاد

سرو كاداز انواع سروهاى كوهى است. به فارسى «سرو كاد» و در گرگان با نام محلى «پيرو» ناميده مى شود. در كتب طب سنتى اين درختچه را نيز نوعى عرعر ذكر مى كنند. به فرانسوى Genevrier cade و Cadier و Genevrier oxycedre و به انگليسى Cade-oil-plant و Prickly cedar گفته مى شود. گياهى است از ردۀ كاج تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن:Juniperus oxycedrus L. و مترادفهاى آن J. marschalliana Stev. و J. rhodocarpa Stev. و J. rufescens Link.مى باشند.مشخصاتدرختچه اى است به بلندى u200a۶u200a متر و قطر حدود u200a٣٠u200a سانتى متر، دو پايه، پوست انشعابات آن خاكسترى روشن است. شاخه هاى آن راست يا كمى خميده و شاخه هاى جوان آن كوتاه و سه ضلعى سبزرنگ است. برگهايش سوزنى و هر سه برگ از يك گره خارج مى شود. انتهاى برگها تيز مانند سوزن. رگبرگ وسطى آن در پشت برگ برجسته و ابعاد برگ u200a٢٠u200a-u200a١۵u200a*u200a۵u200a/u200a١u200...

ادامه مطلب

سرو كوهى

سرو كوهىدر كتب طب سنتى انواع آن را با نامهاى «عرعر» و «شجرة الابهل» و در كتب فارسى قديم انواع آن با نام فارسى «كوكلان» ، «ناژون» ، «سرو كوهى» ، «ورس» ، «آورس» ، «سندروس» ، «ارس» و تعدادى نامهاى ديگر آمده است. به فرانسوى به طور كلى جنس آن را Genevrier و به انگليسى Juniper و geneva گويند. درختان يا درختچه هايى هستند از ردّه سوزنى برگان Coniferae تيرۀ Cupressaceae جنس Juniperus و داراى انواع و گونه هاى متعددى است. تعدادى از آنها كه از نظر خواص دارويى مورد توجه هستند به ترتيب به شرح آنها مبادرت مى شود.پيرواز انواع سرو كوهى است. در ايران با نامهاى محلى مختلفى شناخته مى شود از جمله در گرگان «پيرو» ، در درفك و شيركوه گيلان «اربس-اربز» ، در ديلمان «ابرسك» ، در نور و كجور «ريس» ، در رودسر «ارس» در سوادكوه «لمبير» ، در ارسباران «چتنه» ، در قطور آذربايجان «چچم» و در آذربايجان «آردوش، سلوآغاجى» مى نام...

ادامه مطلب

سگ زبان

سگ زباندر كتب طب سنتى با نام «لسان الكلب» و در بازار دارويى ايران «سگ زبان» ناميده مى شود. به فرانسوى Cynoglosseو Langue de chien و به انگليسى Dog's tongue و Hound's tongue گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ گاوزبان Boraginaceae نام علمى آن Cynoglossum officinale L. مى باشد.مشخصاتسگ زبان گياهى است دوساله داراى گلهاى قرمزرنگ به شكل خوشه پراكنده.برگهاى آن بيضى، دراز، نرم و مواج پوشيده از تار به رنگ غبار مايل به سفيد كه از نظر درازى و باريكى شكل زبان سگ دارد. ساقۀ آن به بلندى تا u200a٧٠u200a سانتى متر، كبود و پوشيده از تار است. ريشۀ آن ضخيم، گوشتى، كمى دراز دوكى شكل به رنگ خاكسترى است.اين گياه معمولا در اراضى سنگلاخ خشك در اروپا، امريكاى شمالى و آسيا انتشار دارد. در ايران در شمال غرب ايران در آذربايجان در نقاط سنگلاخ و در شمال ايران در مناطق رودبار و مازندران به طور خودرو ديده مى شود.تكثير آن ...

ادامه مطلب

علف هفت بند مرغان

علف هفت بند مرغانبه فارسى «هزار بندك» و «علف هفت بند مرغان» و در كتب طب سنتى با نام عربى آن «طرنه» ذكر شده. از گروه گياهان جنس Polygonum مى باشد. به فرانسوى به آن Renouee des oiseaux و Centinode و Trainasse و به انگليسىKnot grass و Bird?s knotgrass گويند. گياهى است از خانوادۀ Polygonaceae نام علمى آن Polygonum aviculare L. مى باشد.مشخصاتعلف هفت بند مرغان گياهى است يكساله، كوتاه، داراى ساقه اى پرگره، خوابيده روى زمين طول آن در حدود u200a۵٠u200a-u200a٢٠u200a سانتى متر است، برگهاى آن ريز نوك تيز.گلهاى آن قرمزرنگ كمى مايل به سبز و كوچك است. اين گياه از علفهاى بسيار سمج در كشاورزى است و به سادگى از بين نمى رود و حتى اگر مدتها لگدمال شود، باز به گل و دانه مى نشيند.معمولا در چمنها و اراضى متروك و زمينهاى زراعتى در همه جا ديده مى شود.در اغلب مناطق اروپا و آسيا و امريكاى شمالى انتشار دارد. در ايران...

ادامه مطلب

انجبار

انجباردر كتب طب سنتى و در بازار دارويى با نام «انجبار» معروف است و «اناريف» هم ذكر مى كنند. به فرانسوى آن را به طور كلى Renouee (تمام گياهان جنس پولى گونوم را به فرانسوى Renouee مى نامند) و نام اختصاصى آن La renouee bistort و Serpentaire و Bistort و به انگليسى Bistort و Serpentary و Snakeroot و Snakeweed گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Polygonaceae نام علمى آن Polygonum bistorta L. و مترادف آن Bistorta officinalis Rafin. مى باشد. در زبان اردو در هند گونه Polygonum viviparum L. را «انجبار» نامند و خواص ريشۀ آن خيلى شبيه خواص دارويى ريشۀ گونه Polygonum bistorta مى باشد.مشخصاتانجبار گياهى است چندساله بلندى آن كمى كمتر از يك متر ولى در برخى نقاط خيلى كوتاه و تا u200a٢٠u200a سانتى متر مى شود. از مشخصات بارز گياه ساقۀ زيرزمينى ضخيم آن است كه استوانه اى و به هم چسبيده و اطراف سطح خارجى آن را ري...

ادامه مطلب

مازريون

مازريوندر كتب طب سنتى با نامهاى «مازريون» و «هفت برگ» و «خامالا» و «خاماليوس» و «زيتون الارض» نامبرده مى شود. نام محلى آن در ارتفاعات نوشهر «مرخا» مى باشد. به فرانسوى Daphne و Bois de Garou و le Daphne morillon و Mezereon و Bois joli و Bois gentil و به انگليسى Mezerum و Mezereon و February daphne وDwarf laurel و Spurge olive گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Thymelaeaceae نام علمى آن Daphne mezereum L. و مترادفهاى آن Thymelaea Praecox Gilib. و Thymelaea mezereum Scop. مى باشد.ديوسكوريدس اين گياه را «كاملايا» ناميده است. كلمۀ Daphne اصطلاح يونانى براى درخت برگ بو مى باشد كه به جنس مازريون منتقل شده است.مشخصاتمازريون درختچه اى است كوتاه كه بلندى آن تا u200a۵u200a/u200a١u200a متر مى باشد در حد درختچه سماق. برگهاى آن بيضى دراز از دو سر باريك، رنگ زير برگ سبز غبارى است كه سفيد به نظر مى رسد. گل...

ادامه مطلب

آسارون

آساروندر بازار و در كتب طب سنتى «آسارون» نامبرده مى شود. بيخ يا ساقۀ زيرزمينى گياه كه در طب سنتى مصرف دارويى دارد نيز «اسارون» گفته مى شود. به فرانسوى آن را Asaret و Oreille d?homme و به انگليسى Foalfoot و Cabaretمى نامند.گياهى است از خانوادۀ Aristolochiaceae نام علمى آن Asarum europaeum L.و مترادفهاى آن Asarum officinale Moench. و Asarum reniforme Gilib.مى باشد.مشخصاتگياهى است علفى چندساله خيلى كوچك بلندى آن كمتر از u200a١۵u200a سانتى متر است.به طورى كه گياه روى زمين خوابيده و گسترده است. ريشۀ آن كمى دراز و كمى كج و گره دار و كمى افقى در خاك قرار دارد، رنگ آن زرد و قطر آن كمى كمتر از قطر ساقه زيرزمينى زردچوبه است. برگهاى آن مدوّر به شكل گوش انسان و يا به شكل كف پاى شتر. گلهاى آن منفرد، رنگ قسمت خارجى آن سبز كثيف مخلوط با قرمز و رنگ داخل آن قرمز است و در ارديبهشت ماه ظاهر مى شود.اين گياه د...

ادامه مطلب

كرفس وحشى

كرفس وحشىكرفس وحشى در كتب فارسى با نامهاى «كرفس» ، «كرفس الماء» ، «كرفش» و «كرسب» آمده است. به فرانسوىAche و Celeri sauvage و Ache des marais و Persil des marais و به انگليسى Wild celery و Tape grass گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Umbelliferae نام علمى آن Apium graveolens L. و مترادفهاى آن Sium apium Roth. و Seseli graveolens Scop. و Apium celleri Gaertn.مى باشد.مشخصاتكرفس وحشى گياهى است دوساله ريشۀ آن كوتاه، عمودى و كمى ضخيم. ساقۀ آن علفى ريشه دار توخالى به بلندى u200a٩٠u200a-u200a٣٠u200a سانتى متر و برگهاى آن شبيه برگ جعفرى و داراى بريدگى عميق و مركب از چند برگچه، هر برگچه دندانه دار به رنگ سبز تيره است. گلهاى آن سفيد مايل به سبز كه در انتهاى شاخۀ گل دهنده به صورت مجتمع و چترى ظاهر مى شود. ميوۀ آن تخم مرغى شكل قهوه اى با خطوط سفيد فندقه كه در آن دو عدد تخم قرار دارد. تخم آن داراى مقدا...

ادامه مطلب

آراقيطون (بابا آدم)

آراقيطون (بابا آدم)به فارسى به آن «بابا آدم» و «فيل گوش» گويند و در كتب طب سنتى با نامهاى «لوف كبير» ، «آراقيطون» و «فيلجوش» آمده است. به فرانسوى Bardane و Glouteron و Gratteron و "Greatteau" و "Herbe aux teigneux"زيرا سابقا از برگ و عصارۀ برگ آن در فرانسه براى معالجۀ كچلى استفاده مى شده است و به انگليسى Burdock وCockle-bur گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Tubuliflorae نام علمى آن Arctium lappa L. و مترادف آن Lappa major Gaertn. و Arctium majus Be h. مى باشد.مشخصاتبابا آدم گياهى است علفى دوساله به ارتفاع u200a١٢٠u200a-u200a۶٠u200a سانتى متر داراى ساقه هاى منشعب و مانند پوست مار ابلق و پوشيده از كركهاى زبر و خشن است. برگهاى آن پهن موج دار بزرگ. گلهاى آن قرمز به صورت كاپى تول كروى كه پوشيده از فلس هايى است كه به قلابهاى كوچكى ختم مى شود و به همين علت برگ و ميوۀ آن به لب...

ادامه مطلب

ثيل كبير

ثيل كبيرگياهى است كه در كتب طب سنتى با نام «ثيل كبير» آمده است. به فرانسوى Grand chiendent و paspale و به انگليسى Bermuda grass و Star grass گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ غلات Gramina ceae نام علمى آنCynodon dactylon) L. (Pers. مى باشد.مشخصاتثيل كبير گياهى است چندساله خيلى از نظر شكل متنوع و متغيّر. از طريق ساقه زيرزمينى گياه سريعا انتشار مى يابد و مثل قاليچه سطح خاك را مى پوشاند. ساقۀ گل دهندۀ آن به ارتفاع u200a٧٠u200a-u200a١٠u200a سانتى متر مى رسد. گلها بنفش و ميوه هاى آن معمولا شش شاخه و گاهى كمتر كه همه شاخه ها از يك نقطه خارج مى شوند و هر شاخه به شكل سنبله با دانه هاى خيلى ريز مى باشد.در تمام مناطق عالم در نواحى حارّه، نيم گرم، معتدله و در سواحل درياها مى رويد. در ايران در دامنه هاى البرز، اطراف تهران، كرج، سواحل شنزار شمال ايران، در گرگان، بندر گز، آستارا و در آذربايجان و در كردس...

ادامه مطلب

بيدگياه - مرغ

بيدگياه - مرغدر زبان فارسى معمولا «مرغ» مى گويند ولى نام اصيل فارسى آن «بيدگياه» است و نام محلى آن در تنكابن و مازندران «كرك جرواش» مى باشد. در كتب طب سنتى «ثيل صغير» ، «نجيل» و «نجم» نامبرده شده است. به فرانسوىChiendent و Petit chiendent و Chiendent rampant و Chiendent officinal و به انگليسى Common wheat grass و Quick grass مى نامند. گياهى است از خانوادۀ گندميان Graminaceae نام علمى آن: Agropyron repens) L. (Beaw. و مترادف آن Triticum repens L. مى باشد.در برخى مدارك علمى نام آن را Agropyrom repens يا Triticum repens مى نويسند.مشخصاتمرغ يا بيدگياه، گياهى است علفى چندساله، رنگ آن سبز غبارى. ساقه هاى هوايى آن بلند نيست و به صورت كاه قسمتى خزنده و قسمتى قائم و ايستا از ساقه هاى زيرزمينى آن منشاء مى گيرد. ساقۀ زيرزمينى آن داراى انشعابات متعدد زيرزمينى است و گره دار كه از هر گره اى ريشكها خارج ...

ادامه مطلب

غاسول

غاسولبه فارسى و در كتب طب سنتى با نامهاى «غاسول» و «صابونى» آمده است. به فرانسوى Saponaire officinale وSavonniere و Herbe ā foulon و Herbe ā savon و به انگليسى Soapwort و Bouncing bet گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Caryophyllaceae نام علمى آن Saponaria officinalis L. و مترادف آن S. vulgaris Pall. و S. hybrida Mill. مى باشد.مشخصاتغاسول گياهى است علفى، چندساله، كوچك كه بلندى آن تا نيم متر است. گلهاى آن به رنگ حنائى يا صورتى است. برگهاى آن متقابل، ساقه آغوش، مثلثى شكل و نوك تيز و كمى دراز مى باشد. ميوۀ آن كپسولى است كه تعداد زيادى دانه به رنگ قرمز در آن قرار دارد. در ساقه زيرزمينى اين گياه در حدود u200a٣۵u200a-u200a٣٠u200a درصد مادۀ صابونى يافت مى شود.اين گياه در كنار گودالها و در داخل پرچينها و در مزارع مى رويد. در مناطق مختلف اروپا و بخصوص در فرانسه انتشار دارد. در ايران تا به حال شناساي...

ادامه مطلب

چوبك

چوبكتعدادى از گياهان هستند كه سابقا از ريشۀ آنها به علت داشتن مادۀ ساپونين براى شستن و تميز كردن لباس مانند صابون استفاده مى كرده اند. اين گياهان از خانوادۀ Caryophyllaceae مى باشند. تعدادى از آنها كه به صورت درختچه و داراى ريشۀ ضخيمى هستند و بيشتر در ايران مى رويند از جنس Acanthophyllum و تعدادى ديگر كه يكساله و چندساله ولى علفى مى باشند از جنس Saponaria هستند كه بيشتر در اروپا مى رويند و تك وتوك از دستۀ دوم در ايران نيز ديده مى شود.به طور كلى اين گونه گياهان به فارسى در مناطق مختلف ايران با نامهاى «چوبك» ، «چوبك اشنان» و «چوبه» و «آذربو» و در همدان به اصطلاح محلى «اسپرون» و در آذربايجان و در كردستان «چوغان» و در ساير مناطق «فلار» و «گليم شوى» ناميده مى شوند. در كتب طب سنتى با نامهاى عربى آن «غاسول» ، «عرطنيثا» ، «صابونيه» ، «عرطنيثه» (بيخ گياه) و «سطرونيون» نامبرده مى شود. به فرانسوى به ...

ادامه مطلب

شوكران الماء

شوكران الماءبه فارسى «شوكران آبى» و در كتب طب سنتى با نامهاى «شوكران الماء» ، «فلاندرى» ، «رازيانۀ آبى» و «باديان آبى» آمده است. به فرانسوى Phellandrie و Fenouillet و Fenouil d?eau و Cigue d?eau و به انگليسى Drop wort وWater hemlock و Horse bane «قاتل الفرس» گفته مى شود. گياهى است سمّى از خانوادۀ Umbelliferae نام علمى آنOenanthe aquaticum) L. (Poir. و مترادف آن Phellandrium aquaticum L. مى باشد. در برخى مدارك نام اصلى گياه Phellandrium aquaticum آورده شده است. ]Larousse agricile[ .مشخصاتگياهى است چندساله و علفى. ساقه آن استوانه اى و توخالى و مخطط به بلندى تا u200a٢u200a متر است. برگهاى آن سبز تيره با بريدگى زياد و خيلى ظريف مى باشد. گلهاى آن سفيد در گروه هاى كوچك مجتمع به صورت چتر در انتهاى ساقۀ گل دهنده ظاهر مى شوند.بيخ يا سوش زيرزمينى گياه متورم و سفيدرنگ پوشيده از ريشه هاى دراز، ميوۀ آن...

ادامه مطلب

شوكران كبير

شوكران كبيربه فارسى «شوكران» گويند و در كتب طب سنتى «شوكران» و «حفوظه» نامبرده مى شود. در كتب قديم فارسى با نامهاى «شيكران» و «سيكران» و «دورس تفتى» و «بيخ كوهى» و «بيخ تفتى» و «باريقون» و «قونيون» و «جقوطه» و «شوكران آتنى» آمده است (دهخدا) . به فرانسوى Grande cigue و Cigue tachetee و Gigue de socrate و به انگليسىHemlock و Conium گويند. گياهى است از خانوادۀ Umbelliferae نام علمى آن Conium maculatum L. و مترادف آن Cicuta officinalis Crantz.است.مشخصاتشوكران كبير گياهى است علفى u200a٢u200a ساله. اين گياه كه همان شوكران معروف قديم است كه طبق گفتۀ تاريخ به سقراط خورانده شده است، گياهى است بلند كه تا يك متر و يا بيشتر ارتفاع دارد. ساقۀ آن استوانه اى توخالى و قوى با شاخه هاى منشعب در قسمت فوقانى ساقه و اغلب در قسمتهايى از ساقه بخصوص زير چتر گلها لكه هاى ارغوانى بنفش ديده مى شود. برگهاى آن متناوب ...

ادامه مطلب

عاقرقرحا

عاقرقرحاگياهى است كه به فارسى در ايران و در كتب طب سنتى «عاقرقرحا» و «تاغندست» مى نامند. به فرانسوى Pyrether وPyrethre d'Afrique و Salivaire و Comomile ā grandes fleurs و به انگليسى Pellitory of Spain (ريشۀ گياه) وPellitory گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Radiae نام علمى آن: Anacyclus pyrethrum DC. و مترادف آن Anthemis pyrethrum L.است. اين گياه را به هندى آكاراكارا مى نامند.توضيح: گياه ديگرى را كه از نظر خواص ريشۀ آن شبيه عاقرقرحا مى باشد ديوسكوريدس مورد توجه قرار داده است. اين گياه كه برگهاى آن شبيه عاقرقرحا و مانند شبت است، به يونانى در يادداشتهاى ديوسكوريدس «فوريون» نامبرده شده كه به معناى عاقرقرحا مى باشد. نام اين گياه در كتب تحقيقى معتبر «عود القريح» ذكر شده است. در سوريه مى رويد و نام ديگر آن كه در كتب طب سنتى آمده «اصل طرخون جبلى» است. تشابه خواص بيخ اين گياه ...

ادامه مطلب

بابونۀ زرد

بابونۀ زرددر كتب طب سنتى با نامهاى «بابونۀ اصفر» و «عين الثور» نامبرده شده است. به فرانسوى Camomille jaune وCamomille des teinturiers و Oeil de boeuf و به انگليسى Camomile و Yellow ox eye و Dyer's Camomile گفته مى شود.گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Radiae نام علمى آن Anthemis tinctoria L. و Cota tinctoria J. Gay. و Anthemis maritima Salisb. & Sm. مى باشد.مشخصاتگياهى است u200a٢u200a ساله يا چندساله از نظر شكل خارجى تا حدود زيادى شبيه ساير بابونه ها و اختلاف محسوسى كه موجب تشخيص آن از ديگر بابونه ها مى شود اين است كه گلهاى اطراف طبق و گلهاى دايره وسط طبق هر دو زرد هستند. در صورتى كه در ساير بابونه ها گلهاى اطراف سفيد بودند. در گلهاى آن يك مادۀ زردرنگى قابل استخراج وجود دارد كه در رنگ رزى استفاده مى شود. گلها در اواخر بهار و تابستان ظاهر مى شوند. ميوۀ آن كوچك به رنگ سفيد با u200a۵u...

ادامه مطلب

اقحوان متعفن

اقحوان متعفندر كتب طب سنتى با نامهاى «اقحوان منتن» و «اقحوان» نامبرده شده است. به فرانسوى Camomille puante وMaroute و به انگليسى Fetide chamomile و May weed گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Radiae نام علمى آن Anthemis cotula L. و مترادفهاى آن Anthemis foetida Lam. و Chamaemelum cotula All. مى باشد.مشخصاتگياهى است يكساله، كوچك و از نظر شكل خارجى شبيه ساير بابونه ها. گلهاى آن مجتمع در يك طبق و به صورت منفرد در انتهاى شاخه هاى گل دهنده ظاهر مى شود. اطراف طبق گلهاى سفيد و در دايرۀ وسط آن گلهاى زرد قرار دارند. برگهاى آن پوشيده از كرك داراى بريدگى زياد ولى نه بشدت بريدگى ساير بابونه ها و ساقه آن بى كرك است. فرق عمدۀ آن با ساير بابونه ها و اقحوانها بوى بسيار نامطبوعى است كه پس از دست كشيدن روى گياه از تمام اندام گياه برمى خيزد و به همين جهت سرشاخه هاى گلدار و برگهاى خشك شدۀ ...

ادامه مطلب

پيرتر

پيرتراز بعضى از گونه هاى پيرترها به سبب بوى نافذى كه اسانس رزينى آنها دارد به عنوان حشره كش استفاده مى شود. اين گونه از گياهان كه به فارسى «پيرتر» گفته مى شوند به فرانسوى با اسامى زير خوانده مى شوند:u200a١u200a. Pyrethre ā feuilles cineraireu200a٢u200a. Pyrethre coccine يا Pyrethre de Caucaseu200a٣u200a. Pyrethre roseكاشت دو گونۀ آخر در قفقاز و ايران قدمت تاريخى دارد ولى در u200a۵٠u200a-u200a۴٠u200a سال اخير ورود حشره كشهاى خارجى تركيبى كشت آنها را كاهش داده است. عده اى از گياه شناسان دو گونۀ اخير را يك نوع مى دانند. بين سه نوع يادشده گونۀ اول از نظر خاصيت حشره كشى سرآمد مى باشد و بسيار قوى است و گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Radiae نام علمى آن Chrysanthemum cinerariaefolium Vis. و مترادف آن Pyrethrum cimerarifolium Trev.مى باشد.مشخصاتپير تر گونۀ اول ) P. ā Feuilles Cineraire( ...

ادامه مطلب

بابونۀ رومى

بابونۀ رومىدر كتب طب سنتى با نامهاى «بابونه» ، «بابونۀ رومى» ، «بابونۀ حقيقى» ، «بابونج» و «بابونق» و «بابونۀ شيرازى» نامبرده شده است. به فرانسوى Camomille odorante ، Camomille romaine ، Anthemis odorante و Anthemis noble و به انگليسى Roman chamomile و Common chamomile گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى ،نام علمى آن Anthemis nobilis L. و نامهاى مترادف آن Ormenis nobilis J. Gay. وAnthemis aurea DC. مى باشد.مشخصاتبابونۀ رومى گياهى است پايا و كوتاه. بلندى آن از يك وجب كمتر، بسيار معطّر و در بعضى ارقام ساقۀ آن گسترده روى زمين است. ساقۀ آن به رنگ سبز مايل به سفيد، برگها متناوب بسيار بريده بريده مانند شبت ولى پوشيده از كرك است. گلهاى آن مجتمع در يك طبق كه به طور منفرد در انتهاى ساقۀ گل دهنده در تابستان ظاهر مى شود. در هر طبق گلهاى سفيد در اطراف دايره و گلهاى زرد در قسمت مدوّر...

ادامه مطلب

بابونۀ وحشى

بابونۀ وحشىدر كتب طب سنتى با نامهاى عربى آن «اقحوان» و «عين القط» آمده است.به فرانسوى Camomille sauvage و Anthemis des champs و به انگليسى Wild chamomile گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae نام علمى آن Anthemis arvensis L. و مترادف آن A. anglica Spreng. مى باشد.مشخصاتگياهى است يكساله و كوچك. بلندى آن در حدود يك وجب. برگها مانند بابونۀ معمولى تقسيم شده و نوارى است. در طبق گل اين گياه دو نوع گل يكى به رنگ زرد و ديگر زبانه اى و به رنگ سفيد وجود دارد. اين گياه در آذربايجان غربى و در جنوب غربى ايران در شهبازان و در كشور و ازنا و در دامنه هاى نزديك دهلران ديده مى شود. اين گياه عطر ضعيفى دارد و آشفتگى ايجاد نمى كند ولى طعم آن بسيار تلخ است.از نظر تركيبات شيميايى در گلهاى اين گياه مادۀ آنته ميك اسيد u200a١u200aمشخص شده است.از نظر طبيعت گرم و خشك و از نظر خواص درمانى گياهى است كه براى ضد ع...

ادامه مطلب

بابونۀ رسمى

بابونۀ رسمىدر كتب طب سنتى با نام هانه «بابونه» ، «بابونه صغير» و «اقحوان صغير» و در بازار به نامهاى «گل بابونه» و «بابونه رسمى» و در برخى كتب با نام «بهار» معرفى شده است. به فرانسوى Matricaire camomille و Petite camomille وCamomille d'allemagne و به انگليسى Wild chamomile ، Common chamomile و German chamomile وSpelt chamomile گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيره فرعى Radiae نام علمى آن Matricaria chamomilla L. و مترادفهاى آن Chamomilla vulgaris Gray. و Chamomilla officinalis C. Koch. مى باشد.مشخصاتگياهى است يكساله، كوتاه، بلندى آن حد اكثر تا يك متر، با برگهاى سبز بريده شده، بسيار نازك شبيه برگ شبت، گلهاى آن خيلى كوچك شبيه به داودى ها ) Chrysanthemes( و يا شبيه انواع ديگر بابونه ها ) Anthemis( است. كه در يك طبق مدوّر كوچك قرار دارد، هر طبق دو نوع گل دارد، گلهاى سفيد كه در قسمت ...

ادامه مطلب

بابونۀ كبير

بابونۀ كبيردر كتب طب سنتى با نامهاى «اقحوان» و «اقحوان كبير» و «بابونۀ گاوى» و «كركاش» و «كركيش» نامبرده مى شود. به فرانسوى Matricaire commune و Grande camomille و Pyrethre parthenium و به انگليسى Feverfew وParthenium و Whitewort ناميده مى شود. گياهى است از خانوادۀ Compositae تيرۀ فرعى Rediae نام علمى آنChrysanthemum parthenium) L. (Be h. و مترادفهاى آن Phyrethrum parthenium) L. (Sm. و Matricaria parthenium L.مى باشد. در برخى مدارك گياه شناسان انگليسى و امريكايى گياه را با نام Tanacetum parthenium نيز ذكر كرده اند.مشخصاتگياهى است دوساله و چندساله. بلندى ساقها آن تا u200a٧٠u200a سانتى متر نيز مى رسد.معمولا به علت گلهاى زيبايى كه دارد در باغها كاشته مى شود. برگهاى آن متناوب و سبز با بريدگى شبيه برگهاى داودى است و معمولا در اثر بريدگى به سه قسمت عمده تقسيم مى شود. گلهاى آن به صورت گروهى در يك...

ادامه مطلب

بابونه

بابونهبابونه به طور كلى به تعدادى از گياهان گفته مى شود كه از خانوادۀ گياهى Compositae تيرۀ فرعى Radiae ولى از جنسها و گونه هاى مختلف و متفاوت مى باشند. از نظر شكل خارجى تا حدودى شبيه به هم هستند ضمن اينكه اختلافاتى كم و بيش در آنها وجود دارد. گونه هاى مختلف آنها عبارت اند از Anthemis ، Matricaria ،Chrysanthemum و Pyrethrum .مشخصاتاين گياهان يكساله يا چندساله عموما داراى برگهايى سبز با بريدگى هاى عميق است، در بعضى از آنها بريدگى بقدرى عميق است كه برگ به شكل نخهايى درآمده مانند برگ شبت نظير Matricaria camomille . گلهاى آنها عموما به شكل طبق منفرد كه در Matricaire فلسى بين گلهاى طبق وجود ندارد ولى در جنس Anthemis بين گلهاى يك طبق فلس وجود دارد. عموما طبق آنها داراى دو نوع گل است. گلهاى زبانه اى سفيد در اطراف طبق و گلهاى لوله اى زرد يا قهوه اى در وسط طبق. از نظر ارتفاع گياه، اغلب آنها كوتاه د...

ادامه مطلب

كافور بورنئو

كافور بورنئوبه فارسى «كافور بورنئو» گفته مى شود. به فرانسوى Bo eol و Camphol و Camphure de Bo eo و به انگليسىBo eol و Bo eo camphor گفته مى شود. جسمى است به شكل دانه هاى متبلور كه از درختى گرفته مى شود. درخت از خانوادۀ Dipterocarpaceae و نام علمى آن Dryobalanops aromatica Gaertn.و مترادف آن Dryobalanops camphora colebr. مى باشد.مشخصاتu200a١u200a. درخت كافور بورنئو درختى است بزرگ، به بلندى u200a۶٠u200a-u200a۵٠u200a متر، برگهاى آن به رنگ سبز تيره تخم مرغى، نوك تيز با بوى معطّر كافور. ميوۀ آن به شكل بلوط كه در چين به عنوان چاشنى براى خوش طعم كردن غذا مصرف مى شود و مى خورند.معمولا درخت را در بهار موقعى كه باردار است، مى اندازند و تمام تنۀ درخت را به قطعاتى تقسيم مى كنند تا دانه ها و قطعات متبلور كافور بورنئو را از داخل آن بيرون آورند. ابعاد اين دانه هاى متبلور بندرت از u200a۵u200a/u200a٢u200a ...

ادامه مطلب

كافور

كافوربه فارسى «كافور» و در كتب طب سنتى نيز كافور نامبرده مى شود. جسم سفيد و شفاف و متبلورى است كه به فرانسوى Camphre يا Camphre du japon و به انگليسى Camphor و Laurel camphor گفته مى شود. كافور از درختى گرفته مى شود به نام درخت كافور كه به فرانسوى Camphrier و Laurier du Japon و به انگليسى Camphor tree نامبرده مى شود. گياهى است از خانوادۀ Lauraceae نام علمى آن Cinnamomum camphora) L. (Nees & Eberum و مترادفهاى آن Camphora officinarum Nees. و Laurus comphora L. مى باشد.توضيح: در مدارك امريكايى نام اصلى گياه را منسوب به گياه شناسان ديگرى مى نويسند ) Cinnamomum camphora) L. (J. S. Presl( .مشخصاتu200a١u200a. درخت كافور درختى است بزرگ داراى تنۀ صاف و قائم و تاج بزرگ. از كليۀ اعضاى درخت از جمله چوب تنه، شاخه ها، برگ و. . . كافور گرفته مى شود، البته در پوست آن بيشتر است. درخت شبيه درخت زيرفون است....

ادامه مطلب

كاوا

كاواكاوا گياه ديگرى است كه در كتب طب سنتى و به فارسى «كاوا» گفته مى شود. به فرانسوى آن را Kava يا Kawa و به انگليسى Kava نامند. گياهى است از خانوادۀ فلفل Piperaceae نام علمى آن Piper methysticum Forst. مى باشد.اين گياه به صورت درختچه اى است و در مناطق مختلف اوقيانوسيه و پولى نزى و جزاير هاوايى انتشار دارد. در ايران تا به حال شناسايى نشده است. ريشۀ اين گياه مهمترين قسمت دارويى گياه است.تركيبات شيميايىمادۀ عامل فعال فيزيولوژيكى گياه در رزين آن است. در سال u200a١٩٣٩u200a آقاى وين وان در نتيجه بررسى هاى خود اعلام نمود كه در رزين آن مادۀ مؤثر دارويى به نام دى هايدروكاوائين u200a١u200aكه مشابه ماريندى نين u200a٢u200aاست، وجود دارد و در سال u200a١٩۵٩u200a آقاى هانسل يك مادۀ مؤثر آرام بخش و مسكّن ديگرى به نام دى هايدرو متيستى سين u200a٣u200aدر آن مشخص نمود كه تأثير آن بسرعت مادۀ قبلى ظاهر نمى شود ...

ادامه مطلب

دار فلفل

دار فلفلبه فارسى در بازار دارويى ايران «فلفل دراز» و در كتب طب سنتى و بازار «دار فلفل» نامبرده مى شود. به هندى آن را «پى پلامول» نامند. به فرانسوى Poivrier Long و به انگليسى Long pepper گفته مى شود. گياهى است از خانوادۀ فلفلPiperaceae نام علمى آن Piper longum L. و مترادف آن Chavica roxburghii Miq. مى باشد.مشخصاتدار فلفل گياهى است چندساله، بوته مانند داراى ريشه اى ضخيم و برگهاى آن قلبى شكل، نوك تيز، به ابعاد u200a٩u200a-u200a۶u200a*u200a۵u200a-u200a٣u200a سانتى متر. دمبرگ آن نسبتا دراز است. گلها به شكل سنبله و گروهى در محل اتصال دمبرگ به ساقه ظاهر مى شود. ميوۀ آن كوچك، گوشت دار، شبيه شاه توت به رنگ سياه، دانه هاى آن كوچك، سرخ رنگ و به هم پيوسته كه پرده هاى سياه رنگى بين آنها قرار دارد. ريشۀ آن پرگره، ضخيم، پوست ريشه خاكسترى و مغز آن سفيد و طعم آن تند است. اين ريشه را به فارسى و در بازار دار...

ادامه مطلب