Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
ريشۀ گياهى است كه بسته به رنگ آن «بهمن سفيد» يا «بهمن سرخ» گفته مىشود.
به فرانسوى گياه را Behen و Ben و ريشۀ آن را Racin de behen نامند و به انگليسى آن را از انواع Centauryمىشناسند. گياهى است از خانوادۀ Compositae نام علمى آن Centaurea behen L. است و مترادفهاى آن Behen album de Rauw. و Centaurea alata Lam. و C. acuta Vahl. مىباشد.
اين ريشه را در هند نيز به نام سفيد بهمن نام مىبرند.
در كتب طب سنتى وقتى از تركيب داروها ذكر مىشود در مواردى از بهمنان نيز نامبرده مىشود. منظور بهمن سفيد و سرخ است كه از نظر خواص دارويى تا حدود زيادى مشابه هستند.
توضيح: ميوۀ درخت شوع نيز كه از آن روغن مىگيرند Ben گويند. اين ميوه در اين كتاب با نام حب البان آمده است.
بهمن گياهى است دو ساله به رنگ سبز پريده. ساقۀ آن افراشته، قسمت بالاى ساقه با شاخههاى زياد چترى است و بلندى گياه u200a۴٠u200a-u200a٣٠u200a سانتىمتر مىباشد. برگهاى آن با بريدگى پهن كمى زبر با رگبرگهاى برجستهاى است. سطح برگ پوشيده از تار سفت خار مانند مىباشد. گلهاى آن زرد با دم گل نسبتا دراز پوشيده از برگچههايى كه مجموعا به صورت مخروطى درآمده كه در رأس آن يك دستۀ گل قرار دارد. ريشۀ آن كه در طب سنتى مستعمل است، نسبتا ضخيم عمودى شبيه هويج و كوچكتر ولى سخت و ناهموار و ناصاف است و دو نوع دارد يكى به رنگ زرد روشن يا سفيد و ديگرى سرخرنگ است و طعم آن كمى شيرين مىباشد. اين گياه از گياهان بومى ايران است. در ايران در غرب در كردستان، اشترانكوه، كرمانشاه، همدان و نواحى مرزى غرب و در گوتوند و همچنين در اطراف تهران، رى، رنه دماوند و در مشرق در خراسان و در جنوب در فارس در چرمكان و كنار تخت ديده مىشود.
در بعضى كتب آمده است كه چون ريشۀ اين گياه را در ماه بهمن از خاك خارج كرده و به بازار عرضه مىنمايند آن را بهمن گويند ولى به هر حال بايد توجه نمود كه فرانسوىها براى آن نامى در اين رديف دارند.
از نظر تركيبات شيميايى در ريشۀ گياه وجود يك مادۀ متبلور تلخ به نام لاكتون بهنين u200a١u200aتأييد شده است .]G. I. M. P[
در هند از ريشۀ بهمن براى تقويت نيروى جنسى، براى معالجۀ يرقان و ناراحتىهاى سنگ در بدن تجويز مىشود.
ريشۀ بهمن از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و خشك است و بهمن سرخ گرمتر است و از بهمن سفيد از خواص بيشترى دارد. و عدهاى از حكما هر دو بهمن را گرم و تر مىدانند. از نظر خواص معتقدند كه براى تقويت نيروى جنسى و ازدياد اسپرم بسيار نافع است و بدن را فربه مىكند. بازكنندۀ انسداد مجارى عروق و برطرفكنندۀ نفخ و گاز است. براى سردمزاجان داروى خوبى است و براى خفقان، يرقان، خرد كردن سنگ كليه و مثانه بخصوص اگر با ادويۀ مناسب خورده شود، بسيار مفيد است. بهمن سرخ براى تقويت نيروى جنسى و انعاظ قوىتر از بهمن سفيد است.
اگر آن را در آب بپزند به طورى كه خوب پخته شود، مانند حليم شود و آب آن را با شكر ناشتا بخورند براى فربه كردن بدن بسيار مفيد است، خصوصا اگر با بادام و نخود پخته و خورده شود. ضماد آن با نمك تلخ و عسل براى درخشان كردن رنگ چهرۀ زنان داروى بسيار نافعى است. اگر بهمن سفيد با زعفران مخلوط و از آن شيافى تهيه كرده و در مهبل گذارده شود براى پاك كردن و خوشبويى رحم مفيد است. چون بهمنها هر دو براى قسمت سفلاى بدن مضّر است توصيه مىشود كه با انيسون و كتيرا و عناب خورده شود. مقدار خوراك از جرم بهمنها تا u200a١٠u200a گرم و از آب دم كردۀ آن تا u200a١٠٠u200a گرم است. تا حدى كه مقدار جرم دم شده از u200a١٠u200a گرم تجاوز ننمايد. هريك از دو بهمن جانشين ديگرى است و جانشين بهمنها از نظر خواص هم وزن آنها تودرى و نصف وزن آنها لسان العصافير است. جانشين بهمن سرخ درونج است و جانشين بهمن سفيد زرنباد.
مصرف بهمنها بايد با نظارت پزشك متخصص انجام پذيرد.
توضيح: در متن فوق نامى از اصطلاح «نمك تلخ» برده شد. نمك تلخ را در كتب طب سنتى «ملح المّر» نام مىبرند و اينطور تعريف شده است كه رنگ آن مايل به سفيد و يا تيره و كمى زرد و از تمام اقسام نمك گرمتر است و آن را مخلوط با صمغ زيتون براى التيام زخمها به كار مىبرند، خيلى مؤثر است و مقدار خوراك آن را در حدود u200a٣u200a-u200a٢u200a گرم ذكر كردهاند. عدهاى آن را قسمى «ملح نفطى» مىدانند.
نمك نفطى معدنى است به رنگ سياه و بدبو كه آن را مىسوزانند تا سفيد شود و مسهل بسيار مؤثرى است و قىآور مىباشد. مقدار خوراك آن تا u200a۴u200a گرم است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 590