لیش

خرید بک لینک

ليوراند - روناس هندى گونۀ ديگرى از گياهان جنس روناس است. نام محلى اين گياه در بلوچستان «ليوراند» مى باشد. و به «روناس هندى» معروف است. به انگليسى Madder و Indian madder plant و به فرانسوى نوعى از Garance است. گياهى است از خانوادۀ Rubiaceae نام علمى آن Rubia cordifolia L. و مترادفهاى آن R. cordifolia var mungista) Roxb. (Miq. (در فلور ايران R. munjista Roxb. را نيز از مترادفهاى آن ذكر مى كند.) و R. cordifolia var stenophylla Franch. و R. akana Nak. مى باشد. مشخصات ليوراند گياهى است خزنده با ريشۀ پايا و چندساله و شاخه هاى قوى. برگها گروهى و چترى از هر نقطۀ ساقه u200a۴u200a برگ خارج مى شود و داراى دمبرگ، تخم مرغى شكل و قلبى و نوك تيز است. گلهاى آن كوچك است. اين گياه در بلوچستان مى رويد و در هندوستان نيز در تمام مناطق تپه اى هند انتشار دارد. تركيبات شيميايى از نظر تركيبات شيميايى در گياه وجود مواد آليزارين، روبريه ريترينيك اسيد u200a١u200aو پوپورين تأييد شده است. [چيو-چونگ يائوچى]. در گزارش ديگرى آمده است كه در گياه گلوكوزيد مونجيستين 2يافت مى شود ]G. I. M. P[ . خواص-كاربرد در كره ساقه هاى زيرزمينى و ريشه هاى گياه براى معالجۀ روماتيسم زردى، مشكلات و اختلالات عادت ماهيانه و قطع خونريزى بخصوص قطع خونريزى از بينى تجويز مى شود. [ايشى دويا]. در چين اين گياه به شكل علف هرز عملا در تمام مناطق مى رويد. ريشۀ گياه را از اواسط تابستان تا اواسط پاييز برداشت مى كنند. دارويى است تلخ و خنك كننده و مقوى خون و در تمام موارد بيمارى هايى كه خون در آنها مطرح است تجويز مى شود. از جمله براى اسهال خونى و ادرار خونى [چونگ يائوچى]. در برخى مناطق در موارد شكستگى و ضرب خوردگى اعضا به كار مى رود. براى التيام زخم مفيد است [روا]. قابض و اصلاح كننده و قاعده آور است [استوارت]. Lebedev ضمن تجربياتى دريافته است كه اين گياه خاصيت آنتى بيوتيك دارد و بر ضد استافيلوكوكوس مؤثر است [چيو]. در فيليپين از جوشاندۀ ريشۀ آن براى معالجۀ برخى اختلالات ترشح ادرار و مثانه مصرف مى كنند [ديگانگكو و گررو]. در هند از جوشاندۀ ريشۀ گياه به عنوان ضد سم و در موارد گزيدگى مار كبرا و نيش عقرب استفاده مى شود و خيلى مؤثر است. u200a١u200a) . Rubrierythrinic acid 2) . Munjistin

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: Rubiaceae , نویسنده: فلاحتگر بازدید: 1643 تاريخ: سه شنبه 6 خرداد 1393 ساعت: 21:33

سرو كوهى (ابهل)

در شمال ايران با نامهاى محلى «سرو كوهى» و «ماى مرز» در راميان- «ريس» در نور- «لمبير» در سوادكوه شناخته مىشود. در كتب طب سنتى با اسامى «ابهل» و «صافينا» نامبرده شده است. به فرانسوى Sabine و Genevrier sabine و Sabinier و Savinier و به انگليسى Savin و Savine گفته مىشود. گياهى است از ردۀ Coniferae تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن Juniperus sabina L. و مترادف آن Sabina officinalis Garcke و Juniperus lycia Pall. مىباشد. ثمر درختچه را نيز «ابهل» يا «تخم وهل» مىنامند.

مشخصات

ابهل درختچهاى است كوچك كوتاه كه معمولا روى دامنههاى كوهستان به شكل پشته مىخزد. برگهاى آن معطّر به رنگ سبز غبارى و برگهاى اوليه سوزنى تيز و برگهاى ساقهها فلسى است كه اطراف ساقهها را در آغوش گرفته است. ميوۀ آن كوچك، كمى بزرگتر از نخود، كروى به رنگ آبى تيرۀ غبارآلود با u200a۶u200a-u200a۴u200a فلس مىباشد.

اين درختچه در كوهستانهاى اروپاى مركزى و جنوبى و غرب آسيا تا شمال سيبريه انتشار دارد. در ايران در ارتفاعات و در مرز فوقانى جنگلهاى شمال ايران ديده مىشود و در جنگلهاى نور و كجور تا ارتفاع u200a٣٣٠٠u200a متر بالا مىرود. معمولا از سرشاخههاى اين گياه كه پوشيده از برگهاى فلسىشكل كوچك و به شكل استوانه باريك و نازك است، به عنوان دارو استفاده مىشود و اغلب با گل و گاهى با ميوه نيز همراه است.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در برگها و سرشاخههاى گياه در حدود u200a٣u200a-u200a٢u200a درصد اسانس به نام اسانس سابين u200a١u200aوجود دارد. به علاوه داراى تانن، رزين و كمى قند مىباشد. در اسانس برگهاى گياه قسمت عمده يعنى در حدود نصف آن الكلى به نام سابينول u200a٢u200aمىباشد. به علاوه داراى ژرانيول u200a٣u200a، سيترونلّول u200a۴u200a، سابينن u200a۵u200aو. . . مىباشد. مادۀ سابينن در شكل راست آن در اسانس ابهل و همچنين در اسانس پونۀ كوهى وجود دارد.

خواص-كاربرد

برگ و ساقههاى برگدار باريك اين گياه داراى بويى تند شبيه بوى تربانتين و طعم آن تند و بسيار تلخ است كه مربوط به اسانس عامل آن مىباشد. ابهل مانند سداب بهطور كلى بسيار قاعدهآور است و اثر ابهل خيلى بيشتر مىباشد تا حدى كه گاهى موجب التهاب خارشآور شديدى در رحم شده و ممكن است موجب خونريزى شديد رحم شود و براى سقط جنين به كار مىرود كه خيلى مؤثر است. از نظر سقط جنين معمولا گرد آن را در حد خوراك روزانه u200a۵u200a/u200a١u200a-u200a١u200a گرم در u200a٢۴u200a ساعت تجويز مىكنند. در مورد استعمال داخلى و خوردن آن بايد خيلى بااحتياط عمل كرد و زير نظر پزشك باشد. در استعمال خارجى نيز براى بيمارىهاى جلدى نظير زگيلها مفيد است.

ابهل از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى گرم و خشك است خواص آن:

ضماد برگ آن به سر براى سرسام مفيد است و خوردن ميوۀ آن براى فلج و سستى نافع مىباشد. ريختن قطرۀ روغن ميوۀ آن در گوش براى رفع سنگينى شنوايى بسيار نافع است. و براى تهيۀ روغن آن ميوه را كوبيده در روغن كنجد ريخته در ظرف آهنى مىجوشانند تا سياه شود. اگر مخلوط ميوۀ آن را با عسل و آب غرغره كنند براى رفع درد بن دندان و تعفن دهان مفيد است. اگر u200a۴٠u200a گرم از ميوۀ آن را با u200a٢٠u200a گرم روغن گاو و u200a٢٠u200a گرم عسل مخلوط و بخورند براى نفستنگى مفيد است. خوردن دمكردۀ ميوۀ آن براى تحليل نفخ معده، استسقا، قاعده آوردن و سقط جنين مؤثر است. شياف آن كه با عسل تهيه شود نيز همين خواص را دارد. خوردن u200a١٢u200a گرم آن كرمهاى معده را مىكشد. اگر u200a۴٠u200a گرم پاككردۀ ميوۀ آن را با روغن گاو به قدرى كه روى آن را بپوشاند بپزند تا روغن جذب شود بعد آن را ساييده با u200a۴٠u200a گرم قند مخلوط و هر روز صبح u200a٨u200a گرم آن را اشخاص سردمزاج با آب گرم بخورند براى دردهاى اعضاى پايين بدن و بواسير و دفع كرمهاى روده نافع است. پاشيدن گرد آن روى زخمهاى بد و خورنده و التيام زخمهاى متعفن مفيد است. ماليدن آن با سركه به سر براى جلوگيرى از ريختن موى سر نافع است. مقدار خوراك آن طبق نظر حكماى طب سنتى تا u200a١٢u200a گرم است. مضّر معده و حلق است و از اين نظر بايد با عسل خورد. مضر كبد گرم است. و از اين نظر بايد با خولنجان خورد.

گرد ابهل: برگ ابهل به مقدار مورد نظر گرفته و در گرمخانه u200a٢۵u200a درجۀ سانتىگراد بخشكانند و نرم كوبيده از الك ابريشمى u200a١٢٠u200a بيرون كنند. اين گرد ميخچه را از بين مىبرد و مدّر و قاعدهآور است

گرد مخلوط براى ازدياد ترشح عادت ماهيانه: گرد ابهل u200a۵u200a گرم، گرد زنجبيل u200a۵u200a گرم و قند وانيلدار u200a۴٠u200a گرم. اينها را مخلوط كرده در u200a١۶u200a بستۀ مساوى ببندند و روزى u200a٢u200a-u200a١u200a بسته بهطور گرد بخورند.

توجه: تكرار مىشود كه مصرف داخلى برگ و ميوۀ آن بايد زير نظر پزشك و با احتياط صورت گيرد.

گونههاى ديگرى از اين جنس نيز در ايران مىرويند كه خيلى شبيه ابهل و در خواص دارويى نيز شبيه هستند كه به ذكر نام و مشخصات و محل رويش چند گونه معروف مىپردازيم.

اردوج

نام محلى آن در ايران در ارسباران و زنجان و تركزبانهاى رودبار «اردوج و آردوج» ، در قطور «چچم» ، در ارتفاعات رودبار «ارس» ، كردهاى آذربايجان «اروس» و در آذربايجان مانند ساير گونهها «سلب آغاجى» نامند.

به فرانسوى Genevrier en arbre و Genevrier d?orient و به انگليسى Greek juniper گفته مىشود. گياهى است از تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن Juniperus excelsa M. Bieb. و مترادفهاى آن Juniperus sabina Pall.) nonL. ( وJ. sabina var taurica Pall. و J. isophyllos Antoine و J. foetida var excelsa Spach مىباشند.

مشخصات

اردوج درختى است يكپايه به ارتفاع حدود u200a١٠u200a متر با تاج مخروطى كبود و پوست خاكسترىرنگ تيره و پوستهپوسته. انشعابات جوان درخت باريك، كوتاه، چهاروجهى و قهوهاى سرخرنگ است. برگهاى اوليۀ آن تخممرغى با انتهاى باز و ناوىشكل و در چهار رديف روى شاخهها تكيه نموده است. رنگ آنها سبز تيره و بر پشت آنها غدّۀ كشيدهاى وجود دارد. ميوۀ آن منفرد سياهرنگ و به قطر u200a١u200a سانتىمتر مىباشد و معمولا داراى چهار فلس است كه در آن u200a٨u200a-u200a۴u200a دانۀ تخممرغى يافت مىشود.

اين درخت در ارتفاعات نيمخشك و آهكى آسياى صغير، يونان، قفقاز و استپهاى شمال ايران، ارسباران و آذربايجان در ارتفاعات البرز تا u200a٢٧٠٠u200a متر انتشار دارد و با گونه ارس معمولا مخلوط است و عدهاى از گياهشناسان اين دو گونه را با يك نام مىشناسند در صورتى كه كمى متفاوت هستند.

از نظر تركيبات شيميايى سرشاخههاى آن داراى اسانس است و از دود سرشاخههاى آن براى رفع هذيان تب استفاده مىشود.

ارس

در ايران با نامهاى محلى مختلفى شناخته مىشود و از جمله در درّه كرج «اورس-هورس» ، در خراسان «ارس» ، در منجيل «اربس» ، در خلخال «اردوج» ، در آمل و درّه هراز «ورس» ، در قوشخانه «ارچه» ، در بختيارى «ابول» و در كتب طب سنتى با نامهاى «ارچا» - «قرهارشا» -و نوعى ابهل نام مىبرند. به فرانسوى Genevrier en arbre و به انگليسىPersian juniper گفته مىشود. درختى است از تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن Juniperus polycarpos C. Kech و از مترادفهاى آن J. macropoda Boiss. وSabina polycarpos Ant. مىباشند. در مدارك گياهشناسى هند نام J. macropoda را نام اصلى گياه ذكر مىكنند.

مشخصات

ارس درختى است دوپايه بلندى آن متوسط تا u200a٧u200a متر، مخروطى، سبزرنگ، پوست تنۀ آن خاكسترى متمايل به سرخ. برگهاى آن فلسى تخممرغى يا مثلثى كه در u200a۴u200a رديف روى شاخه خوابيده، پشت آنها غدّۀ تخممرغىشكل ديده مىشود. ميوۀ آن كروى نيلى مايل به سياه پوشيده از غبار سفيد است. ميوههاى نارس آن غبار بنفش دارد. مانند اردوج u200a۴u200a فلس دارد و در داخل آن u200a۵u200a-u200a۴u200a دانه قرار گرفته است.

اين درخت در قفقاز، آذربايجان شوروى، گرجستان، آسياى صغير تا ايران انتشار دارد. در ايران در مشهد، نيشابور، بجنورد، كتل يك چنار، شاهواركوه، خوشييلاق و در مينودشت، راميان، كتول تا زيارت و در دامنههاى جنوبى البرز و درّههاى هراز و در كرج و هرزويل و الموت تا ارسباران و در ارتفاعات زاگروس در سيلاخور كردستان، اشترانكوه، بختيارى، راهبر كرمان، در فارس در خانهزنيان، دشت ارژن، اصطهبانات، دنا، سىسخت و در بندر عباس انتشار دارد.

از نظر تركيبات شيميايى داراى اسانس است و خواص آن شبيه سرو كوهى عرعر است.


u200a١u200a) . Essence de Sabine
u200a٢u200a) . Sabinol
u200a٣u200a) . Geraniol
u200a۴u200a) . Citronellol
u200a۵u200a) . Sabinene
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 955 تاريخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 6:20

سرو كاد

از انواع سروهاى كوهى است. به فارسى «سرو كاد» و در گرگان با نام محلى «پيرو» ناميده مىشود. در كتب طب سنتى اين درختچه را نيز نوعى عرعر ذكر مىكنند. به فرانسوى Genevrier cade و Cadier و Genevrier oxycedre و به انگليسى Cade-oil-plant و Prickly cedar گفته مىشود. گياهى است از ردۀ كاج تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن:Juniperus oxycedrus L. و مترادفهاى آن J. marschalliana Stev. و J. rhodocarpa Stev. و J. rufescens Link.

مىباشند.

مشخصات

درختچهاى است به بلندى u200a۶u200a متر و قطر حدود u200a٣٠u200a سانتىمتر، دو پايه، پوست انشعابات آن خاكسترى روشن است. شاخههاى آن راست يا كمى خميده و شاخههاى جوان آن كوتاه و سهضلعى سبزرنگ است. برگهايش سوزنى و هر سه برگ از يك گره خارج مىشود. انتهاى برگها تيز مانند سوزن. رگبرگ وسطى آن در پشت برگ برجسته و ابعاد برگ u200a٢٠u200a-u200a١۵u200a*u200a۵u200a/u200a١u200a ميلىمتر است. ميوۀ آن كروى و رنگ آن قرمز و از نظر ابعاد u200a٣u200a-u200a٢u200a برابر بزرگتر از ميوۀ پيرو است. اين درختچه در اروپاى جنوبى، تركيه، قفقاز، عراق و ايران انتشار دارد. در ايران در زيارت گرگان ديده شده است.

تركيبات شيميايى

از تنه و شاخههاى درخت قطران و روغن كاد گرفته مىشود. در ميوۀ درختچه سرو كاد در حدود u200a۶u200a درصد رزين، كمى قند ساكاروز و گلوكوز و اسانس وجود دارد.

خواص-كاربرد

سرو كاد از نظر طبيعت شبيه سرو كوهى (عرعر) است يعنى خيلى گرم و خشك مىباشد و خوردن ميوه يعنى دمكردۀ ميوۀ آن داراى خواص مشابه خواص سرو عرعر مىباشد و امّا روغن كاد براى تسكين درد دندان استعمال مىشود و معمول است كه يك قطره از آن را در دندان كرمخورده كه درد مىكند مىريزند ساكت مىشود.

خوردن u200a٢٠u200a قطره روغن كاد را سابقا براى كشتن كرم كدو به كار مىبردند.

در استعمال خارجى در دفع جرب و ناراحتى پوست استعمال مىشود و هرگاه يكى دو بار به بدن بمالند و قدرى مالش دهند ناراحتى رفع مىشود. روغن كاد در رفع اكزما اعم از ساده يا مركب و زردزخم u200a١u200aو همچنين در بيمارىهاى پوستى خشك ريشه احتمالا تأثير مفيدى دارد ولى در ساير بيمارىهاى جلدى كماثر است.

اگر مخلوطى از u200a٢u200a گرم روغن كاد و u200a۴u200a گرم روغن بادام و u200a٣٠u200a گرم گليسرين را در موارد شقاق پستان بمالند مفيد است. اگر شقاق خيلى عميق باشد، مقدار روغن كاد را مىتوان بيشتر كرد و قلممو را به محل آلوده نموده و به موضع ماليد بهطورى كه كاملا آن را بپوشاند و پس از هربار كه بيمار به طفل شير مىدهد باز اين عمل تجديد شود. البته هر بار قبل از شير دادن بايد پستان كاملا تميز و بدون آلودگى شود.

روغن كاد در بيمارى جلدى براى التيام گال گوسفندان در دامپزشكى نيز كاربرد دارد.

در مورد اكزما u200a١۵u200a گرم روغن كاد را با u200a۶٠u200a گرم روغن بادام شيرين مخلوط و در موضع اكزما مىمالند. مصرف فرآوردههاى سرو كاد بايد با نظر پزشك انجام گيرد.


u200a١u200a) . Impetigo
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 1031 تاريخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 5:0

سرو كوهى

در كتب طب سنتى انواع آن را با نامهاى «عرعر» و «شجرة الابهل» و در كتب فارسى قديم انواع آن با نام فارسى «كوكلان» ، «ناژون» ، «سرو كوهى» ، «ورس» ، «آورس» ، «سندروس» ، «ارس» و تعدادى نامهاى ديگر آمده است. به فرانسوى بهطور كلى جنس آن را Genevrier و به انگليسى Juniper و geneva گويند. درختان يا درختچههايى هستند از ردّه سوزنىبرگان Coniferae تيرۀ Cupressaceae جنس Juniperus و داراى انواع و گونههاى متعددى است. تعدادى از آنها كه از نظر خواص دارويى مورد توجه هستند به ترتيب به شرح آنها مبادرت مىشود.

پيرو

از انواع سرو كوهى است. در ايران با نامهاى محلى مختلفى شناخته مىشود از جمله در گرگان «پيرو» ، در درفك و شيركوه گيلان «اربس-اربز» ، در ديلمان «ابرسك» ، در نور و كجور «ريس» ، در رودسر «ارس» در سوادكوه «لمبير» ، در ارسباران «چتنه» ، در قطور آذربايجان «چچم» و در آذربايجان «آردوش، سلوآغاجى» مىنامند. در كتب طب سنتى با نامهاى «عرعر» و «سرو جبلى» و «شيزى» آمده است. به هندى نيز «عرعر» و در مناطقى از هند «ابهل» نامند. به فرانسوى Cenevrier و ميوۀ آن را Genievre و Baie de genievre و به انگليسى درختچه را Gommon juniperو Juniper bush گويند. گياهى است از سوزنىبرگان تيرۀ Cupressaceae نام علمى آن Juniperus communis L.

مىباشد كه بومى اروپاست و دو تحتگونه آن كه در ايران مىرويند به نامهاى Juniperus communis sub communis Riedl. (به نام پيرو) و ديگرى Juniperus communis sub nana Syme (به نام لمبير) مىباشند.

ميوۀ اين درخت را كه از داروها مىباشد، «جوز السرو» گويند.

توضيح: عرعر معمولا در ايران به درختى از پهنبرگان به نام Ailanthus altissim گفته مىشود كه خواص و شرح آن در ساير مجلدات اين كتاب آمده است.

مشخصات

پيرو درختچهاى است كوچك يك پايه يا دو پايه بلندى آن در بعضى نقاط تا u200a١٢u200a متر مىرسد ولى اغلب به صورت درختچۀ كوتاه و گسترده روى زمين است كه با پنجه زدن و خوابيدن ساقه مرتبا تكثير مىشود و بتدريج قطعه زمين را مفروش مىكند.

به همين دليل يكى از نامهاى انگليسى آن سرو زمينى ) Ground juniper( است.

پوست ساقۀ آن ابتدا تيرهرنگ و بعدا خاكسترى و قهوهاى مىشود. برگهاى آن سوزنى، راست، نوكتيز مانند سوزن، روى برگ شياردار و در طول آن خطى كبودرنگ ديده مىشود. ابعاد برگ u200a١٨u200a-u200a۴u200a*u200a١u200a ميلىمتر است. ميوۀ آن تقريبا گرد و كروى، كبودرنگ به قطر u200a٩u200a-u200a۶u200a ميلىمتر و معمولا داراى u200a٣u200a عدد دانه سهوجهى است كه در سال دوم مىرسد. اين درختچه بومى اروپاست و گونۀ اصلى و تحت گونههاى آن در ايران از گرگان تا ارسباران و در ارتفاعات گدوك و هزار جريب و كندوان و پل زنگوله و در گيلان در ايسپيلى ييلاق و در آذربايجان در قرهداغ و كوه ميشوداغ و كليبر ديده مىشود. در هند نيز در مناطق غربى هيماليا انتشار دارد. قسمت مورد استفادۀ دارويى سروهاى كوهى ميوۀ آن است كه در سال دوم وقتى رنگ آن بنفش تيره مىشود در ماههاى مهر و آبان چيده شده و در هواى آزاد گسترده و خشك مىكنند.

سطح خارجى ميوه از يك قشر نازك مومى به رنگ غبارى سفيد پوشيده شده است.

ميوهها معطّر، طعم آنها تلخ و كمى شيرين، شبيه طعم تربانتين است. به علاوه از چوب و سرشاخهها و برگ آن نيز در جوشاندهها استفاده مىشود.

در مقطع ميوه از خارج به داخل اولا قشر خارجى ميوه ديده مىشود ثانيا گوشت داخلى ميوه به رنگ سبز مايل به زرد و بالاخره مغز ميوه كه u200a٣u200a عدد دانه با غشاء سخت در آن وجود دارد.

تركيبات شيميايى

در ميوههاى سرو كوهى پيرو اكساليك اسيد و به مقدار جزئى چند اسيد ديگر و كمى قند و در حدود u200a٢٠u200a/u200a١u200a-u200a٨u200a/u200a٠u200a درصد اسانس يافت مىشود. علاوه بر اسانس در ميوۀ آن در حدود u200a٨u200a درصد رزين و u200a٣۶u200a/u200a٠u200a درصد يك مادۀ تلخ جونيپرين u200a١u200aمشخص شده است. ]G. I. M. P[ .

بررسىهاى ديگرى نشان مىدهد كه در ميوههاى آن در حدود u200a٨٣u200a/u200a٠u200a درصد اسانس مشخص شده است كه شامل دى-آلفا-پينن u200a٢u200aو به علاوه از ميوۀ آن مادۀ مدّرى به نام ترپينئول 4 u200a٣u200aجدا شده است. روغنى كه از پوست درختچه گرفته مىشود داراى جونيپرول u200a۴u200aو جونيپرن u200a۵u200aاست. در پوست درخت تركيبات شيميايى لونگى فلن u200a۶u200a، جونيپرول، بتا-سيتوسترول u200a٧u200a، استيگماسترول u200a٨u200aو ديترپن فنول u200a٩u200aو توتارول u200a١٠u200aمشخص شده است ]S. G. I. M. P[ . از اسانس ميوه آن پس از اكسيده شدن رسوبى به دست مىآورند به نام كافور ميوه سرو كوهى و از عطر اسانس ميوۀ آن براى معطّر كردن برخى آشاميدنىها استفاده مىشود.

خواص-كاربرد

دمكردۀ ميوۀ سرو كوهى از مدّرهاى خيلى قوى است و در مواردى كه اشخاص دچار التهاب كليه هستند بايد از خوردن آن پرهيز نمايند و اگر بخورند و كمى هم اسراف كنند احتمال دارد خون در ادرار آنها ديده شود.

در هند از ميوه و اسانس آن به عنوان مدّر، بادشكن و محرّك استفاده مىشود. در موارد استسقا و سوزاك، ترشحات زياد رحم، التهاب مجارى ادرار و تصفيۀ خون و برخى بيمارىهاى جلدى تجويز مىشود. از دمكردۀ ميوۀ آن در موارد قطع عادت ماهيانه كه ناشى از ضعف باشد و نيز دردهاى يكطرفه و درد معده نيز مصرف مىشود.

پيرو يا عرعر از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى ايران خيلى گرم و خشك است. خواص آن گرمكننده و بازكنندۀ انسداد مجارى و قابض و مقاوم سموم و بسيار مدّر و قاعدهآور است. خوردن u200a۵u200a گرم از ميوۀ آن براى باز كردن گرفتگى مجارى، سرفه، درد سينه، طحال، ضعف معده، رفع دلپيچه و درد رحم خصوصا اگر با سركه انجير خورده شود مفيد است. نشستن در دمكردۀ آن براى رفع اختناق رحم مفيد است. ضماد آن براى قطع عرق و تقويت بدن مفيد است. خوردن ميوۀ آن خشونت سينه ايجاد مىكند و براى رفع آن بايد كتيرا خورد. مقدار خوراك آن تا u200a۵u200a گرم است كه معمولا به صورت دمكرده خورده مىشود.

خوردن دمكردۀ u200a٢٠u200a-u200a٨u200a گرم ميوۀ عرعر در u200a١٠٠٠u200a گرم آب موجب ازدياد ترشح ادرار و دفع سنگ كليه مىشود. و براى اينكه تأثير آن زياد شود معمول است كه در u200a٢u200a ليتر آب در حدود u200a۵٠u200a گرم جو سفيد پوست كنده و در حدود u200a٣٠u200a گرم نيز ميوۀ عرعر ريخته و جوشانيده و با مخلوط كردن با عسل يا قند به صورت جوشاندۀ مطبوعى درمىآورند.

تهيۀ عصارۀ ميوۀ عرعر يا عصارۀ ژانيور: ميوۀ عرعر كه تازه خشك شده باشد u200a١u200a واحد، آب مقطر با حرارت u200a٣٠u200a درجه u200a۶u200a واحد. ابتدا ميوهها را در هاون مرمر نيمكوب كرده و در نصف مقدار آب u200a٢۴u200a ساعت بخيسانند و با كمى فشار از پارچه بگذرانند، و نصف باقيماندۀ آب را روى تفاله ريخته و بعد از u200a١٢u200a ساعت آن را نيز صاف كنند و هريك از دو صافشده را مجددا جداگانه از پارچه ابريشمى بگذرانند و سپس صافشدۀ اول را در حمام ماريه تبخير نمايند تا به غلظت شربت درآيد و بعد صافشدۀ دوم را روى آن بريزند و تبخير كنند تا به غلظت عصارۀ نرم درآيد. مقدار خوراك از اين عصاره u200a۵u200a-u200a٢u200a گرم است. محرّك معده است و ساير خواص را نيز دارا مىباشد.

محلول خلطآور عرعر: دمكردۀ زوفا u200a١۵٠u200a گرم، عصارۀ ميوۀ عرعر u200a١٠u200a گرم و سكنجبين عنصل u200a١٠u200a گرم. اينها را مخلوط كرده با قاشق كوچك بتدريج بياشامند.

دمكردۀ ميوۀ عرعر:u200a٢٠u200a گرم ميوۀ عرعر را در u200a١٠٠٠u200a گرم آب جوش دم كرده صاف كنند و با شربت تلو آن را شيرين كنند و فنجان فنجان ميل كنند.

دود دادن با ميوۀ سرو عرعر: ميوۀ عرعر u200a٢۵٠u200a گرم گرفته منقلى را از زغال پر كرده و ميوهها را روى آن ريخته و در بستر مريض دود دهند. اين دود براى رفع روماتيسم و دردهاى نقاط مختلف بدن مفيد است.

ساير بررسىها و تحقيقات كه در مورد خواص سرو كوهى در مراكز
تحقيقاتى جهان به عمل آمده است و مرورى بر تاريخ تحول
درمانى اين گياه

طى قرون وسطى در اروپا معتقد بودند كه دود سرو كوهى براى درمان جذام مؤثر است. پس از آن در جنگ بين المللى دوم پرستارهاى فرانسوى از دود ميوۀ سرو كوهى در بيمارستانها براى ضد عفونى كردن بيمارستان استفاده مىكردند. در قرن هفدهم كارشناسان گياهدرمانى جوز السرو را به عنوان مدّر تجويز مىكردند، بنابراين در مورد استسقا بخصوص جمع شدن آب در ريه در بيمارىهاى قلبى توصيه مىشد.

كارشناس گياهدرمانى معروف انگليسى به نام نيكولا كولپپر u200a١u200aجوز السرو را علاوه بر موارد فوق براى درمان سرفه، كوتاهى تنفس، سل و براى تحريك و ازدياد عادت ماهيانه و تسريع زايمان مصرف مىكرد. سرخپوستان امريكايى قبل از اينكه با مهاجران اروپايى تماس پيدا كنند خودشان به خواص درمانى اين گياه واقف بودند و از ميوۀ سرو براى كمك به تسريع زايمان نوزاد استفاده مىكردند. زمانى كه كاشفان اسپانيايى اولين بار در سال u200a١۵۴٠u200a به نقطهاى در امريكا كه حالا نيومكزيكو ناميده مىشود وارد شدند مشاهده كردند زنهاى ماماى سرخپوست كه Zuni ناميده مىشدند از ميوۀ سرو براى بهبود زائو پس از زايمان مصرف مىنمايند و به علاوه براى ضد عفونى زخمها و درمان ارتروز نيز به كار مىبردند. در قرن نوزدهم پزشكان در امريكا به خاصيت سرو براى تسريع تولد نوزاد توجهى نداشتند ولى آن را در ابعاد گستردهاى براى درمان استسقا و جمع شدن آب در موارد بيمارىهاى قلبى مصرف مىكردند. و به علاوه به صورت مصرف خارجى براى درمان اكزما و سودا u200a٢u200aو در مصرف داخلى براى درمان سوزاك و عفونتهاى مثانه و كليه و ساير بيمارىهاى مجارى ادرار و تناسلى توصيه مىكردند.

كارشناسان گياهدرمانى معاصر امريكا جوز السرو يا ميوۀ سرو را در مصرف خارجى به عنوان مايع ضد عفونى و در مصرف داخلى براى رفع عفونتهاى مثانه، كنترل آرتروز، رفع گرفتگىهاى رودهاى u200a١u200aو نقرس توصيه مىنمايند. برخى از آنها براى رفع بوى بد ادرار در موارد عدم تخليه كامل ادرار تجويز مىكنند زيرا اين گياه ضمن مدّر بودن بوى مطبوع بنفشه دارد. عدهاى نيز معتقدند كه جوز السرو انواع قارچهاى پوستى را از بين مىبرد.

موارد شفابخشى سرو كوهى

در اسانس سرو كوهى يك مادۀ شيميايى مدّر به نام ترپينئول u200a۴u200a وجود دارد كه قدرت تصفيهكنندگى مايعات در كليه را افزايش مىدهد و اين كشف، خاصيت سنتى مدّر بودن سرو كوهى را تأييد مىكند.

ميوۀ سرو براى فشار خون

پزشكان اغلب براى كاهش فشار خون داروهاى مدّر تجويز مىكنند. فشار خون يكى از شرايط سخت و جدّى است و مستلزم مراقبتهاى پزشكى دقيق مىباشد. اگر تصميم گرفته شود از خاصيت مدّر بودن ميوه سرو براى كاهش فشار خون استفاده شود حتما بايد زير نظر پزشك باشد زيرا مواد مدّر بدن را از مادۀ مهم و لازم پتاسيم تخليه مىكنند و بايد به موازات داروهاى مدّر نظير سرو كوهى از خوراكىهاى غنى از پتاسيم نيز استفاده شود.

ميوه سرو براى كنترل ناراحتى ناشى از جمع شدن مايع در ريه در
موارد بيمارىهاى قلبى

البته دكتر Culpeper انگليسى در قرن نوزدهم در اظهار اين نظر كه سرو كوهى معالج قطعى اين بيمارى است كمى اغراق كرده است ولى بههرحال چون ميوۀ سرو كوهى مدّر است مىتواند يكى از عوامل كمك به درمان اين بيمارى باشد.

بيمارىهاى قلبى پيچيده است و تنها با خوردن داروهاى مدّر درمان نمىشود و ساير جوانب امر را نيز بايد با دقت زير نظر پزشك مورد توجه قرار داد.

ميوۀ سرو دارويى براى رفع ناراحتىهاى زنانه

پژوهشهايى كه در مورد جانوران آزمايشگاهى به عمل آمده، نشان مىدهند كه ميوه سرو كوهى انقباض رحم را تحريك مىكند و زنان باردار بايد از خوردن آن اجتناب كنند. البته بجز در موارد استثنايى كه پزشك براى تسريع و تحريك زايمان مصرف آن را لازم مىداند. در مورد ساير زنان نيز ممكن است براى تحريك و شروع عادت ماهيانه نيز از آن استفاده كرد و به علاوه چون مواد مدّر در رفع ناراحتىهاى قبل از عادت ماهيانه كه به علت تراكم مايع به شكل نفخ شديد ايجاد مىشود مؤثر هستند، زنانى كه از ناراحتى نفخ شديد قبل از عادت ماهيانه رنج مىبرند ممكن است در روزهاى قبل از عادت ماهيانه از ميوه سرو استفاده كنند.

ميوه سرو براى كنترل ارتروز

سرو كوهى ممكن است در مواردى اثر ضد التهاب داشته باشد و براى درمان ارتروز مؤثر باشد. كاربرد ميوه سرو كوهى براى درمان ارتروز از روشهاى كهن هندى است كه هنوز هم رواج دارد. در آلمان مرسوم است، پزشكان فرآوردههاى سرو كوهى را براى درمان آرتروز و نقرس تجويز مىكنند. در مورد مفيد بودن يا نبودن سرو كوهى براى درمان سوزاك و همچنين براى رفع عفونتهاى مثانه و كليه كه سابقا مرسوم بوده تاكنون هيچ آزمايش و پژوهش علمى انجام نشده و ضمنا ضد قارچ بودن ميوه سرو نيز تا حال از طريق پژوهشهاى علمى جديد تأييد نشده است.

مقدار و نحوۀ مصرف

به عنوان مدّر و براى درمان التهابهاى ناشى از آرتروز و يا براى رفع انسداد عادت ماهيانه مىتوان از دمكردۀ ميوۀ سرو كوهى استفاده نمود. براى تهيه دمكرده يك قاشق مربّاخورى ميوۀ خردشده سرو كوهى در يك پيمانه (u200a٢٢٠u200a گرم) آب جوش ريخته و u200a٢٠u200a دقيقه خيس كنيد و u200a٢u200a پيمانه در روز بخوريد. توجه شود كه مصرف اين دمكرده بيش از u200a۶u200a هفته طول نكشد. اين گياه به كودكان زير دو سال نبايد داده شود و در مورد كودكان بزرگتر و اشخاص بزرگتر از u200a۶۵u200a سال دمكرده با مقدار كمتر سرو كوهى آغاز و بتدريج تا حد مجاز افزايش داده شود.

نكات احتياطآميز از نظر مصرف ميوۀ سرو كوهى

مصرف مقدار زايد بر حد مجاز يعنى مصرف دمكردۀ غليظتر از حد مجاز كليهها را تحريك مىكند و ممكن است به كليهها آسيب برساند. اشخاصى كه داراى سابقه عفونت و ناراحتى كليه هستند نبايد سرو كوهى مصرف كنند. و حتى مقدار مجاز سرو كوهى نيز اگر در مدت دراز بيش از u200a۶u200a هفته خورده شود مضّر است. نظر كارشناس آلمانى دكترRudolph Fritz Weiss اين است «هيچوقت سرو كوهى را بيش از 6 هفته متوالى مصرف نكنيد» . عوارض زياد خوردن ميوۀ سرو كوهى علاوه بر آسيب به كليه، عبارت است از اسهال، دردهاى رودهاى، درد كليه، پيدا شدن پروتئين در ادرار، قرمز شدن رنگ ادرار، تند شدن ضربان قلب و افزايش فشار خون. بههرحال اگر در جريان خوردن سرو كوهى كوچكترين ناراحتى از انواع فوق احساس كرديد فورا خوردن را متوقف كنيد. طبق پژوهشى كه در مركز آلرژىهاى كلينيكى انجام شده است در حدود ثلث اشخاصى كه مبتلا به تب ينجه هستند در تماس با ميوۀ سرو كوهى احساس آلرژى مىكنند. بنابراين اگر مبتلا به تب ينجه هستيد از خوردن سرو كوهى اجتناب كنيد.

سازمان نظارت بر خوراك و دارو در امريكا سرو كوهى را در رديف گياهان به طور كلى بىخطر طبقهبندى كرده است. باستثناى زنان باردار، مادران شيرده، اشخاصى كه سابقه ناراحتى كليه دارند و اشخاصى كه داروهاى مدّر ديگرى مصرف مىنمايند براى ساير اشخاص مصرف آن را در حد مجاز و زير نظر پزشك بلامانع اعلام كرده است.


u200a١u200a) . Juniperin
u200a٢u200a) . d-a-Pinene
u200a٣u200a) . Terpineol-u200a۴u200a
u200a۴u200a) . Juniperol
u200a۵u200a) . Juniperene
u200a۶u200a) . Longi folene
u200a٧u200a) . B-Sitosterol
u200a٨u200a) . Stigmasterol
u200a٩u200a) . Diterpene Phenol
u200a١٠u200a) . Totarol


u200a١u200a) . Nicholas culpeper
u200a٢u200a) . Psoriasis


u200a١u200a) . Intestinal cramps
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 849 تاريخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 3:40

سگ زبان

در كتب طب سنتى با نام «لسان الكلب» و در بازار دارويى ايران «سگ زبان» ناميده مىشود. به فرانسوى Cynoglosseو Langue de chien و به انگليسى Dog's tongue و Hound's tongue گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ گاوزبان Boraginaceae نام علمى آن Cynoglossum officinale L. مىباشد.

مشخصات

سگ زبان گياهى است دوساله داراى گلهاى قرمزرنگ به شكل خوشه پراكنده.

برگهاى آن بيضى، دراز، نرم و مواج پوشيده از تار به رنگ غبار مايل به سفيد كه از نظر درازى و باريكى شكل زبان سگ دارد. ساقۀ آن به بلندى تا u200a٧٠u200a سانتىمتر، كبود و پوشيده از تار است. ريشۀ آن ضخيم، گوشتى، كمى دراز دوكىشكل به رنگ خاكسترى است.

اين گياه معمولا در اراضى سنگلاخ خشك در اروپا، امريكاى شمالى و آسيا انتشار دارد. در ايران در شمال غرب ايران در آذربايجان در نقاط سنگلاخ و در شمال ايران در مناطق رودبار و مازندران بهطور خودرو ديده مىشود.

تكثير آن از طريق كاشت بذر آن صورت مىگيرد كه مستقيما در زمين اصلى در پاييز كاشته مىشود. چون ريشۀ آن دراز است خاك مزرعه را بايد شخم عميق زد.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در گياه يك مادۀ عامل تلخ به نام سينوگلوسيدين u200a١u200aوجود دارد و به علاوه در گياه مقدار كمى از آلكالوئيدهاى سينوگلوسين u200a٢u200a، سينوگلوسئين u200a٣u200aو. . . مشخص شده است.

خواص-كاربرد

ريشۀ گياه گوشتى ضخيم، رنگ خارج آن خاكسترى و مقطع آن سفيد است و بوى آن تهوعآور مىباشد. از اين ريشه به عنوان مسكّن و در رفع خونروى از سينه و اسهال استفاده مىشود و ضمنا از داروهاى ضد تشنج و مخدّر محسوب مىشود.

ضماد برگهاى تازۀ آن و يا ضماد ريشۀ لهشدۀ آن و همچنين كمپرس جوشاندۀ برگ و ساقۀ آن در سوختگىها و تسكين درد آنها و التيام زخمهاى سطحى بدن و در موارد شقاق پستان و بواسير و رفع خارش نافع است. در فرانسه از دمكردۀ برگهاى آن به عنوان نرمكننده استفاده مىشود.

جوشاندۀ سگ زبان:u200a١٠u200a-u200a٨u200a گرم ريشۀ سگ زبان را در u200a١٠٠٠u200a گرم آب جوشانيده و صاف كنند و مانند مسكّنها براى بند آوردن اسهال بتدريج بنوشند.

شربت خيساندۀ سگ زبان: ريشۀ سگ زبان را خرد كرده u200a٣٢u200a گرم از آن را در مدت u200a١٢u200a ساعت در u200a١٩٢u200a گرم آب بخيسانند و بدون فشار صاف كنند و u200a١٠٠٠u200a گرم شربت ساده قند به آن بيفزايند و تبخير كنند آنقدر كه قوام آيد. آماده مصرف است.

در استعمال خارج و براى كمپرس ممكن است u200a۶٠u200a گرم ريشۀ خردشده را در يك ليتر آب جوش بخيسانند و پس از u200a١٠u200a ساعت صاف كنند و براى پاك كردن زخمها و كمپرس و ماليدن روى شقاق پستان، بواسير و. . . مصرف نمايند.



u200a١u200a) . Cynoglossidine
u200a٢u200a) . Cynoglossine

u200a٣u200a) . Cynoglosseine
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 939 تاريخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 2:20

صفحه بندی