Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نامهاى «زرنب» ، «رجل الجراد» و «شجرة الفشاع» آمده است. در ايران با نامهاى محلى مختلفى در مناطقى كه مىرويد شناخته مىشود. از جمله در مازندران و گرگان «سرخدار و سخدار» ، در كتول گرگان «سوختال» ، در رودسر و آستارا «سيردار» و در ارسباران «جيوا» مىنامند. به فرانسوى If و Ifcommun و به انگليسىYew tree و Commun yew و English yew گفته مىشود. درختى است از خانوادۀ Taxaceae نام علمى آن Taxus baccata L.
مىباشد.
توضيح: زرنب و رجل الجراد به برگ درخت نيز گفته مىشود. فشاع نيز در عين حال نام دارويى سمّى شبيه فاشرا مىباشد.
سرخدار درختى است دو پايه از سوزنى برگان كه رشد آن بسيار كم است و طول عمر آن بسيار زياد. معروف است كه تا u200a٢٠٠٠u200a سال عمر مىكند. ارتفاع آن بندرت از u200a٢٠u200a متر تجاوز مىكند ولى قطر آن زياد مىشود و تا u200a٣u200a متر نيز ديده شده است.
برگهايش باريك دراز، نوكتيز كه روى آن به رنگ تيره و برّاق و زير برگ سبز روشن مىباشد. پوست تنۀ درخت فلسى و قرمز رنگ است و به همين علت آن را سرخدار گويند. به مقطع تنه موجى سينوسى است. با اينكه از سوزنى برگان است معهذا فاقد مجارى صمغى است. گلها دو پايه و ميوۀ آن منفرد گوشتى و قرمز رنگ كه در درون آن يك دانه تخم مرغى شكل قرار دارد و شبيه ميوههاى هستهدار كه سر آن كمى گودى دارد مىباشد. ميوۀ آن را در اصطلاح محل «اريل» گويند. برگهاى آن سمّى است و مصرف علوفه ندارد. چوب آن خيلى متراكم مغز چوب سفيد ولى قسمت خارج چوب قرمز تيره رنگ با رگههاى قهوهاى است. قشر قرمز رنگ گوشتى ميوه لعاب دارد و شيرين است ولى چون سمّى است مقدار كمى از آن را مىتوان خورد. ساير قسمتهاى گياه شامل پوست، چوب، دانه همه سمّى هستند برگ آن نيز سمّى است و فقط به مقدار محدود براى استعمال داخلى ممكن است تجويز شود. اين درخت پاجوش فراوان مىدهد و به خوبى هرس را تحمل مىكند.
سرخدار بومى اروپا و شمال افريقاست و در اغلب جنگلهاى شمال ايران از آستارا تا گرگان نيز در ارتفاعات ميانبند انتشار دارد. در كتول، زيارت، راميان، دامنههاى امامزاده ابراهيم در گيلان و همچنين در جنگلهاى ارسباران ديده مىشود.
در مخزن الادويه آمده است كه در كوههاى فارس نيز ديده شده ولى گياهشناسان ايرانى در پنجاه سال اخير گزارشى مبنى به تأييد وجود اين درخت در فارس ندادهاند.
درخت داراى آلكالوئيد تاكسين u200a١u200aمىباشد كه مادۀ عامل سمّى و تلخ گياه است و در تمام قسمتها اعم از برگ، شاخه، پوست، دانه، چوب وجود دارد و فقط در گوشت ميوۀ بدون دانۀ آن مقدارش خيلى كم يا تقريبا نيست. برگهاى گياه داراى آلكالوئيد تاكسين، تاكسىنين u200a٢u200aو مقدار جزيى افدرين u200a٣u200aمىباشد. مقدار آلكالوئيد گياه در زمستان به حد اكثر مىرسد. آلكالوئيد تاكسين يك سمّ شديد قلبى است، مقدار دوز مهلك تاكسين كه داخل وريد تزريق مىشود براى خرگوش بين u200a٣u200a-u200a٢u200a ميلىگرم براى هريك كيلوگرم وزن دام است كه موجب ضعف و سركوب شدن قلب و دستگاه تنفسى مىشود. گياه داراى يك گلوكوزيد به نام تاكسىكاتين u200a۴u200aنيز مىباشد .]G. I. M. P[
در گزارش بررسى ديگرى آمده است كه آلكالوئيد تاكسين سرخدار مخلوط فاقد مجارى صمغى است. گلها دو پايه و ميوۀ آن منفرد گوشتى و قرمز رنگ كه در درون آن يك دانه تخم مرغى شكل قرار دارد و شبيه ميوههاى هستهدار كه سر آن كمى گودى دارد مىباشد. ميوۀ آن را در اصطلاح محل «اريل» گويند. برگهاى آن سمّى است و مصرف علوفه ندارد. چوب آن خيلى متراكم مغز چوب سفيد ولى قسمت خارج چوب قرمز تيره رنگ با رگههاى قهوهاى است. قشر قرمز رنگ گوشتى ميوه لعاب دارد و شيرين است ولى چون سمّى است مقدار كمى از آن را مىتوان خورد. ساير قسمتهاى گياه شامل پوست، چوب، دانه همه سمّى هستند برگ آن نيز سمّى است و فقط به مقدار محدود براى استعمال داخلى ممكن است تجويز شود. اين درخت پاجوش فراوان مىدهد و به خوبى هرس را تحمل مىكند.
سرخدار بومى اروپا و شمال افريقاست و در اغلب جنگلهاى شمال ايران از آستارا تا گرگان نيز در ارتفاعات ميانبند انتشار دارد. در كتول، زيارت، راميان، دامنههاى امامزاده ابراهيم در گيلان و همچنين در جنگلهاى ارسباران ديده مىشود.
در مخزن الادويه آمده است كه در كوههاى فارس نيز ديده شده ولى گياهشناسان ايرانى در پنجاه سال اخير گزارشى مبنى به تأييد وجود اين درخت در فارس ندادهاند.
درخت داراى آلكالوئيد تاكسين u200a١u200aمىباشد كه مادۀ عامل سمّى و تلخ گياه است و در تمام قسمتها اعم از برگ، شاخه، پوست، دانه، چوب وجود دارد و فقط در گوشت ميوۀ بدون دانۀ آن مقدارش خيلى كم يا تقريبا نيست. برگهاى گياه داراى آلكالوئيد تاكسين، تاكسىنين u200a٢u200aو مقدار جزيى افدرين u200a٣u200aمىباشد. مقدار آلكالوئيد گياه در زمستان به حد اكثر مىرسد. آلكالوئيد تاكسين يك سمّ شديد قلبى است، مقدار دوز مهلك تاكسين كه داخل وريد تزريق مىشود براى خرگوش بين u200a٣u200a-u200a٢u200a ميلىگرم براى هريك كيلوگرم وزن دام است كه موجب ضعف و سركوب شدن قلب و دستگاه تنفسى مىشود. گياه داراى يك گلوكوزيد به نام تاكسىكاتين u200a۴u200aنيز مىباشد .]G. I. M. P[
در گزارش بررسى ديگرى آمده است كه آلكالوئيد تاكسين سرخدار مخلوط پيچيدهاى از دو آلكالوئيد تاكسين A و تاكسين B مىباشد و تاكسين B آلكالوئيد اصلى در اين مخلوط را تشكيل مىدهد.]S. G. I. M. P[
در هند: برگها و ميوۀ بدون دانه آن را مسكّن، آرامبخش، قاعدهآور و ضد عفونى كننده مىدانند و از برگهاى آن در موارد آسم، برونشيت، سكسكه، سوءهاضمه، صرع و به عنوان تقويتكننده نيروى جنسى استفاده مىشود. از اين گياه به عنوان سم براى مسموم كردن ماهى در ماهىگيرى استفاده مىشود.
برگهاى سرخدار از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى گرم و خشك است و برگهاى آن بسيار سوزاننده و زخمكننده مىباشد و در عين حال به مقدار كم مقوى معده و كبد و گرمكنندۀ آنهاست و از اين نظر يعنى از نظر تقويت و گرم كردن معده جانشين دارچين است. براى صاف كردن صدا، تسكين سرفه، تنگى نفس، سكسكه، تقويت هاضمه، افزايش اشتها، تحليل باد و نفخ، گاز و بند آوردن اسهال، رفع كمى ترشح ادرار و سردى مثانه نافع است. عصارۀ تازۀ آن مسكر است و مانند شراب محرّك مىباشد. برگ سرخدار مضّر گرم مزاجان است و براى اشخاص ضعيف نيز مناسب نيست، در اين قبيل موارد بايد حتما با گشنيز و جلاّب نيم گرم خورده شود.
مقدار خوراك از گرد برگ آن u200a٣u200a/u200a٠u200a تا u200a۵u200a سانتىگرم است. جانشين آن از نظر خواص چند برابر وزن آن دارچين و هل است. ميوۀ سرخدار بدون دانه آن نرمكننده است و براى آرام كردن سرفه و سكسكه مؤثر است. شيرۀ تازۀ ميوه بدون دانۀ آن به مقدار u200a٢٠u200a گرم مدّر و مليّن است. در ژاپن از دم كردۀ برگ آن براى رفع بيمارى قند مىخورند.
توضيح: منظور از جلاّب نوشابه خنك كنندۀ طبى غير الكلى يا به عبارت ديگر شربت قند طبى است كه براى تقويت قلب و رفع خفقان و وحشت و ماليخوليا مىخورند. طرز ساختن آن به شرح زير است.
شربت جلاب: شكر سفيد u200a٣u200a كيلوگرم، گلاب u200a١٠u200a كيلوگرم را گرفته با آتش ملايم بجوشانند و كف آن را گرفته آنقدر تبخير نمايند كه نصف شود. سپس u200a۴u200a گرم زعفران را با گلاب ساييده داخل آن نمايند و در ظرفى نگهدارند و در مواقع احتياج با آب سرد و يا كمى از عرقهاى مناسب مخلوط كرده و تخم ترخان و تخم بالنگو يا فرنجمشك در آن ريخته ميل كنند. اگر حرارت در مزاج زياد باشد با اسپرزه مخلوط نمايند و اگر سردى غالب باشد، عنبر و مشك از هريك u200a١u200a گرم مخلوط نمايند.
مصرف اين گياه به علت سمّى بودن بايد زير نظر پزشك باشد.
گونه ديگرى سرخدار كه در حقيقت مىتوان آن را سرخدار برگ ريز ناميد، زيرا برگهاى آن كوچكتر از گونه T. baccataمىباشد گونهاى است كه به انگليسى Califoia yew و Pacific yew tree و Wester yew گفته مىشود. و نام علمى آنTaxus brevifolia Nutt. مىباشد.
اين درخت از جنوب آلاسكا تا مناطق كاليفرنيا و در ايالت واشنگتن و اورگن، آيداهو و مونتانا در امريكاى شمالى انتشار دارد.
اخيرا در سال u200a١٩٧٩u200a كشف شد كه در آن ماده مؤثرى به نام Taxol وجود دارد كه ضد سرطان است. طبق تحقيقاتى كه مراكز تحقيقات سرطانشناسى به عمل آوردهاند تاكسول كه در عصارۀ پوست اين درخت وجود دارد، داراى خاصيت ضد سرطانى قوى بخصوص براى سرطان تخمدان است. و در حدود u200a٣٠u200a درصد از اشخاص مبتلا به سرطان كه در مورد آنها اين دارو مصرف شده است، عكس العمل بسيار مثبتى براى درمان و كنترل سرطان آنها نشان داده شده و حتى عدهاى از كارشناسان سرطانشناس معتقدند كه تاكسول مؤثرترين دارويى است كه طى u200a١۵u200a سال اخير براى كنترل سرطان در دسترس قرار گرفته است. در سال u200a١٩٨۵u200a يك زن مبتلا به سرطان تخمدان با مصرف تاكسول در مدت كوتاهى معالجه شد.
مسئلهاى كه فعلا مطرح است اين است كه براى تهيۀ عصاره كافى براى معالجۀ يك مورد سرطان در حدود u200a٣٠u200a كيلو گرم پوست درخت لازم است و اين امر موجب ايجاد ناراحتى و مخالفت طرفداران حفظ جنگلها و محيط زيست در امريكاى شمالى شده است. اگر قرار باشد از پوست اين درخت براى درمان هزاران نفر مبتلا به سرطان در امريكا استفاده شود ديرى نخواهد پاييد كه اينگونه از صحنه جنگلهاى آن ديار محو خواهد شد.
در مورد وجود Taxol در گونۀ سرخدار جنگلهاى شمال ايران آزمايشى نشده و طبق بررسىهاى محققان تاكنون وجود تاكسين و تاكسىنين تأييد شده است ولى احتمال مىرود كه در پوست اين درختان يعنى در گونه T. baccata نيز اين ماده موجود باشد منتهى ممكن است مقدار آن خيلى ناچيز و از نظر اقتصادى مورد توجه نباشد كه خود موضوعى جالب براى تحقيق محققان پزشكى در ايران مىباشد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 414