Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نام «بخور الاكراد» آمده است. به فرانسوى Peucedan officinal و Fenouil de porc و به انگليسى Hog's fennel و Sulphur wort ناميده مىشود. گياهى است از خانوادۀ Umbelliferae نام علمى آنPeucedanum officinale L. و مترادف آن Peucedanum altissimum Desf.
مىباشد.
وجه تسميه اين گياه را صاحب قرابادين كبير اينطور توجيه مىكند كه معمولا مردم محلى در مناطق كرد و لر نشين از بخور گياه و صمغ آن براى معالجۀ بيمارىها استفاده مىكنند
گياهى است علفى چند ساله بلندى آن u200a١u200a-u200a۶u200a/u200a٠u200a متر برگهاى آن دو سه بار تقسيم شده و مانند رازيانه به رشتههاى باريك نخى و دراز درآمده است. ساقۀ آن استوانهاى است. گلهاى آن زرد به صورت چتر مركب در انتهاى شاخۀ گلدهنده ظاهر مىشود.
ريشۀ آن به رنگ تيره و سياه و گوشتدار و سفت و داراى بوى تند و خيلى مرطوب است. در طب سنتى بيشتر ريشۀ گياه و شيرهاى كه از آن گرفته مىشود، مصارف دارويى دارد.
اين گياه معمولا در جنگلها و در كنار درياها و مزارع مرطوب و در مراتع مىرويد. در ايران در مناطق غربى ايران در سيلاخور ديده مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى در ريشه بخور الاكراد يك اسانس روغنى فرّار و مواد پوسهدانين u200a١u200a، اوكسى پوسهدانين u200a٢u200aو. . . مشخص شده است.
از ساقه گياه بخور الاكراد با تيغ زدن شيرهاى خارج مىشود كه به صورت كندر سفت مىشود و به ساقه مىچسبد و از آن صمغ سرخرنگ بدبوئى حاصل مىشود و از عصارۀ ريشۀ اين گياه نيز در طب سنتى استفاده مىشود به اين ترتيب كه ريشه تر و تازه را گرفته تميز كرده مىكوبند و رطوبت و شيره آن را گرفته و خشك مىنمايند. در مواردى كه منظور گرفتن عصارۀ ريشه است بايد از گرفتن صمغ ساقۀ آن خوددارى شود زيرا در اين صورت ريشه كم مايه و ضعيف مىشود. در موقع گرفتن شيرۀ ريشه و كوبيدن آن بايد بينى و صورت را با روغن گل سرخ چرب نمايند و الاّ سردرد مىآورد و چشم را تار مىكند.
از نظر طبيعت صمغ بخور الاكراد طبق رأى حكماى طب سنتى خيلى گرم و خشك است و عصارۀ ريشه آن كمتر از صمغ آن گرم است و ريشۀ آن نسبتا گرم و خشك است. از نظر خواص صمغ ساقۀ گياه براى امراض سرد مانند فالج و سردرد و بلغمى و كزاز و بيمارىهاى سينه و ريه و سرفه و ورم طحال نافع است و ريشۀ آن ضد كمبود ويتامين C مىباشد.
اگر u200a٢u200a گرم از صمغ آن را به آتش بيندازند و بخور آن را استنشاق كنند براى رفع كوفتگىهاى زكامى و دماغى و خشك كردن رطوبتهاى دماغى و براى گريزاندن حشرات نافع است و اگر صمغ آن را بر دندان كرم خورده گذارند درد آن را تسكين مىدهد. اگر چند قطره از محلول صمغ آن و يا از شيرۀ آن مخلوط با روغن گل سرخ به گوش بريزند براى تسكين درد گوش و باز كردن كوفتگىهاى آن و رفع سنگينى شنوايى مفيد است و ضماد آن با سركه و روغن گل براى سرسام بلغمى و كزاز و سردردهاى مزمن و فلج و سياتيك نافع است. اگر ضماد فقط با سركه باشد براى تحليل طحال مفيد است. خوردن آن با سركه و همچنين ماليدن مخلوط صمغ و روغن زيتون براى نرم كردن اعصاب نافع است. خوردن شيرابۀ آن براى رفع سختى ترشح ادرار و دل پيچه و تحليل نفخ نافع است و لينت مزاج مىدهد و درد مثانه را آرام مىنمايد.
ريشۀ آن مليّن و مدّر است و سختى ترشح ادرار را رفع مىكند و دل پيچه و نفخ و درد مثانه را از بين مىبرد. گرد ريشۀ آن براى التيام جراحتهاى بد و سخت جوش كه ناشى از بدى وضع مزاج است، مفيد مىباشد. و براى خشك كردن و التيام و رفع بدبويى زخمها و رفع بدبويى رحم و عرق زير بغل بسيار مؤثر است. اگر u200a٢u200a/u200a٠u200a گرم از ريشه را شياف نمايند اخراج جنين زنده را تسهيل مىنمايد. بخور آن در بينى زن حامله در حال زاييدن، وضع حمل را آسان مىكند. اگر آن را بسوزانند و خاكستر آن را با روغن زيتون و روغن گاو مخلوط نمايند و روى زخمهاى تر و بد كه چرك شيرى دارد بمالند آن را خشك مىكند. مصرف گياه براى گرممزاجان مضر است و از اين نظر لازم است كه با نيلوفر خورده شود و تنها مصرف نشود. مقدار خوراك از صمغ آن و از عصارۀ ريشۀ آن تا u200a۵u200a گرم و از جرم ريشۀ آن تا u200a١٠u200a گرم است. جانشين آن در خواص فوق ميوۀ درخت غار گيلاسى يعنى حب الغار است كه خواص آن مشروحا در بخش خاصى آمده است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 464