Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در اطراف تهران «اشنك» ، «شالك» ، «اشن» و «عشنك» و در همدان «دلهراجى» ، «دلهراجى» ، «بدلچنار» و «گردهراجى» و در كاشان و يزد «صنوبر» و در آذربايجان «ايرى قلمه» و «ارى قلمه» و در تويسركان «سفيد چوب» و در تبريز «لشهقلمه» ناميده مىشود، در كتب طب سنتى با لغت عربى آن «حور اسود» و «حور رومى» آورده شده است. به فرانسوى Peuplier noir و Peuplier france و Peuplier suisse و Leard و Liardier و به انگليسى Black poplar و Willow poplar و Water poplar گفته مىشود.
گياهى است از خانوادۀ بيد Salicaceae نام علمى آن Populus nigra L. مىباشد.
شالك درختى است بلند كه ارتفاع آن تا u200a٣٠u200a متر مىرسد. شاخههاى آن باز. تنۀ آن كموبيش موجى است و فاقد جهتهاى ريشه جوش است. پوست تنه در جوانى سبز خاكسترى است ولى بعدا تيره رنگ و سياه مىشود. جوانههاى آن زرد رنگ معطّر و چسبناك است. برگها سبز برّاق پهن يا لوزى شكل نوكتيز و قاعدۀ آن زاويهدار است. شاتونهاى گلها زودرس و هر شاتون داراى u200a۵٠u200a-u200a٣٠u200a گل پايكدار است. ميوۀ آن كپسول و با دو شكاف شكفته مىشود. تكثير اين شالك از طريق قلمههاى آن است.
اين درخت در نقاط استپى و در بعضى مناطق از جمله در ارسباران و حيران و دامنههاى جنوبى البرز در سروستان در بختيارى و ساير مناطق كنار نهرها كاشته مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى جوانههاى شالك داراى گلوكوزيدهاى ساليسين u200a١u200aو پوپولين u200a١u200aو كريزين u200a٢u200aبه علاوه داراى اسانس روغنى فرّار است .]G. I. M. P[
در هند از پوست آن نوعى ليكور گرفته مىشود كه تصفيه كنندۀ خون است.
جوانههاى له شدۀ آن را در پمادى براى معالجۀ بواسير به كار مىبرند. براى تهيه پماد در حدود u200a١٠٠u200a گرم جوانه شالك را در u200a٣٠٠u200a گرم آب u200a٣u200a-u200a٢u200a ساعت مىجوشانند پس از آن u200a١۵٠u200a گرم روغن خوراكى و u200a۵٠u200a گرم موم خالص به آن اضافه كرده و با آتش ملايم حرارت مىدهند تا ممزوج شود، وقتى كليۀ آب آن تبخير شد آن را گرم گرم از پارچه نازك عبور مىدهند كه صاف شود.
دم كردۀ جوانههاى شالك به نسبت u200a١۵u200a گرم جوانه در نيم ليتر آب جوش و يا خيس كردۀ پوست شالك به نسبت u200a۵٠u200a گرم در يك ليتر به مدت u200a١٢u200a ساعت خيس خورده و صاف شده باشد، مدّر و مقوى هاضمه و ضدعفونىكننده است و رقيق آن در استعمال داخلى براى ناراحتىهاى كليه و مثانه و روماتيسم و نقرس و سياتيك مفيد است. چون جوانههاى شالك داراى تانن مىباشد و مقوى است لذا جوشاندۀ آن به عنوان تونيك براى تقويت مسلولين نيز مفيد است. براى تهيه نوشابه تونيك جوانههاى شالك در حدود u200a١٠٠u200a گرم جوانه شالك را گرفته نيمكوب كرده و u200a٣٠u200a- u200a٢٠u200a گرم پوست نارنج را خلال مىنمايند و مجموع را در هزار گرم سركه قرمز ريخته و مدت يك هفته مىگذارند كه خوب خيس خورده و سپس آن را با فشار از پارچهاى صاف مىكنند. يك فنجان آن قبل از هر غذا (ظهر و شب) بسيار مفيد است.
زغال چوب شالك ضدعفونىكننده است و به عنوان زغال دارويى براى جذب گاز معده و رفع سوء هضم ناشى از نفخ مصرف مىشود و معده را ضد عفونى مىكند.
گرد زغال چوب شالك را براى ضد عفونى كردن روى زخمهايى كه شديدا عفونى مىشوند مىپاشند.
ارقام ديگرى از جنس Populus در ايران مىرويند كه از نظر خواص درمانى شبيه شالك هستند كه معروفترين آنها عبارتاند از:
u200a١u200a. تبريزى، در تهران به آن «تبريزى» ، در مناطق مركزى ايران «صنوبر» ، در خراسان «سفيدار» ، در قزوين و كرمانشاه «چنار» ، در همدان «راجى» ، در آذربايجان «شيرين قلمه-قلمه» و در مراغه «آقگواخ» گويند. به فرانسوى Peuplier pyramidale و Peuplier d'Italie و Peuplier de Lombardie و به انگليسى Lombardy poplar و Italian poplar و Cypress Poplar مىنامند. نام علمى آن Populus nigra subsp nigra و مترادفهاى آن P. italica Moench. و P. nigra L. var pyramidalis) Borkh. (Spach. و P. dilatata Ait.مىباشد.
اين درخت داراى ساقهاى راست و قائم است و بلندى آن تا u200a٣٠u200a متر مىرسد.
شاخههاى آن معمولا موازى تنۀ اصلى، برگهاى آن كمى كوچكتر از P. nigra است.
چوب آن سبك و در كبريتسازى و تيرهاى تلفن و ساختمان به كار مىرود.
u200a٢u200a. صنوبر صوفى، نام علمى آن . Populus nigra L. cv. sufi اين رقم در مراغه در كنار رودخانۀ صوفى كاشته مىشود پوست تنۀ آن شيرى مايل به زرد است.
u200a٣u200a. صنوبر راجه، نام علمى آن . Populus nigra L. cv. rājeh اين رقم نيز در مراغه كاشته مىشود. شاخههاى آن مانند تبريزى موازى تنه اصلى و بهطور قايم مىرويد و بهطور طبيعى هرس مىشود. نامش در مراغه راجه است.
u200a۴u200a. پده، نام علمى آن Populus euphratica oliv. و مترادف آن P. ariana Dode.
مىباشد. به فرانسوى Peuplier d' Euphrate و به انگليسى Euphrate poplar و Sind poplar گفته مىشود. نامهاى محلى آن در ايران در جنوب «پده» ، در دره مرجان كردستان «پرك» ، در ايلام «پلك» ، در لرستان «پيك» ، در سپيددشت «پيد» ، در جهرم «پلهبيد، پدهبيد» ، در دامغان «پىجوب، پىآب» ، در بختيارى «گردهبيد» ، در اصفهان «سمرقند، بيد سمرقندى» ، در كاشان «پىاو» و در آذربايجان «بيرآغاجى» مىباشد. نام عربى آن در عراق «غرّب» است.
پده درختى است به بلندى u200a١۵u200a-u200a١۴u200a متر كه داراى ريشه جوش فراوان است.
شاخههاى جوان آن صاف و كمى خزى است كه بتدريج صاف و مومى مىگردد.
رنگ برگهاى پدهكبود و شكل آنها متنوع است.
پده در آذربايجان در تبريز، مرند و در سردشت، در كردستان، در درّۀ مرجان و گاورود، در ايلام، در لرستان در بيشه، دورود، سپيددشت و تنگه ملاوى. در بختيارى و خوزستان در حاشيه رودخانه دز، كارون، انديمشك و شوش مىرويد. در كرمان در چشمه نخيله و آب گنجى و از سيرجان تا بندر عباس و بم در فارس از بوشهر تا غار شاپور و شيراز و سروستان و در بلوچستان و مكران و در خراسان در بجنورد و مراوهتپه و در اطراف كاشان، در يزد و عقدا و در اصفهان در كوه صفه و كنار زايندهرود و در درههاى شرقى و غربى منجيل ديده مىشود. از نظر خواص دارويى از رزين درخت پده براى ناراحتىهاى دندان و حلق استفاده مىشود و به علاوه قىآور است [روا]. دم كردۀ پوست آن ضد كرم معده است.
u200a۵u200a. ارقام ديگرى از اين جنس در ايران مىرويد نظير كبوده و. . . كه به علت اهميت خاصى كه در طب سنتى دارند و از نظر خواص درمانى تا حدودى متفاوت مىباشند لذا تحت عناوين خاصى جداگانه ذكر خواهند شد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 426