Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «گوش خرگوش» نامند و در كتب طب سنتى با نام عربى آن «اذن الارنب» آمده است. به فرانسوى Buplevreو Oreille de Lievre و به انگليسى Hares ear ناميده شده است. گياهى است از خانوادۀ چتريان Umbelliferae كه در مناطق معتدلۀ اروپا، آسيا، افريقا و امريكا انتشار دارد. گونههاى متعددى از آن در ايران مىرويند كه به ذكر نام علمى چند گونۀ آنكه در طب سنتى مستعمل هستند مىپردازيم:
u200a١u200a. . Bupleurum rotundifolium L. گياهى است يكساله، كوتاه، به بلندى u200a۵٠u200a-u200a٢٠u200a سانتيمتر. برگهاى آن بيضى نوكتيز است كه بن برگ ساقه را در آغوش گرفته و تقريبا ساقه از وسط برگ خارج مىشود و گلهاى آن زرد و به صورت چتر مركب مىباشد. اين گياه در مزارع مىرويد و دانۀ آن مخلوط با دانۀ غلات در جريان حمل و نقل به اطراف و ساير مزارع منتشر مىشود.
اين گياه در شمال ايران در گيلان، عمارلو، ايسپيلى ييلاق و در آذربايجان در تبريز و در اطراف تهران و دماوند ديده مىشود.
u200a٢u200a. . Bupleurum falcatum L. اين گياه را به فارسى «گوش خرگوش كاذب» و به فرانسوى Buplevre en fauxمىنامند. گياهى است چند ساله ساقۀ آن بلندتر از گونۀ قبلى و تا u200a٨٠u200a سانتيمتر مىرسد. بيشتر در جنگلها مىرويد و برگهاى آن دراز و باريك به طول تا u200a٢٠u200a سانتيمتر و عرض u200a٧u200a-u200a۵u200a ميليمتر است و گلهاى آن زرد رنگ است.
اين گياه در شمال ايران در گيلان، عمارلو، ايسپيلى ييلاق، كوه درفك، پل زنگوله در ارتفاعات تا u200a٢٠٠٠u200a مترى از سطح دريا مىرويد.
در برخى از مدارك گياهشناسى گونۀ Bupleurum falcatum و واريتهاى از آن به نام B. falcatum var scorzoneraefolium) Willd. (Ledeb. را دو گونۀ متمايز كه خيلى به هم نزديك هستند مىدانند ولى عدۀ ديگر از گياهشناسان دومى را واريتهاى از گونه مىشناسند. نامهاى مترادف اين گياه نيز Bupleurum chinensis Dc. و B. octoradiatum Bge. مىباشد ]M. P. E. SE. A[ .
از نظر تركيبات شيميايى ريشه B. flacatum داراى مقدار كمى گلوكز است و به علاوه داراى فورفورول u200a١u200a، يك ليپوئيد u200a٢u200a، بوپلورومول u200a٣u200aو مقدارى نيز اولئيك اسيد، لينولئيك اسيد، پالميتيك اسيد، استئاريك اسيد و ليگنوسريك اسيد u200a۴u200aمىباشد [روا].
در چين اين گياه از داروهاى متداول و معروف است. شاخههاى جوان و سفيد بهارۀ آن را مىخورند. از نظر دارويى براى ريشۀ آن خواصى از قبيل باز كنندۀ انسداد مجارى Deobstruent ، تببر و بادشكن قايل هستند. علاوه بر چين اين دارو در تمام مناطق خاور دور كره، تايوان، ژاپن تا منچورى مصرف مىشود. ريشۀ آن داروى مؤثرى براى نقرس و بيمارىهاى التهابى مىباشد [هارتويچ]. گياه و ريشۀ آن تببر است و از دم كردۀ u200a۴٠u200a گرم برگ گياه يا ريشۀ آن در هزار گرم آب به عنوان تببر استفاده مىشود. مخصوصا براى تبهاى مالاريا مفيد است. به علاوه ريشۀ آن براى رفع تلخى دهان، كرى، سرگيجه و بىنظمى در عادت ماهيانه يا كم بودن يا قطع غير طبيعى عادت ماهيانه نيز نافع است. براى رحمهايى كه پايين افتاده باشد و اسهال حاد نيز نافع است [چونگ يائوچى]. براى روماتيسم و بيمارىهاى ريه و يرقان مفيد است [ايشى دويا]. همچنين براى بيمارىها و اختلالات كبد و التهاب مخاط و نزله [لوئى]. و براى نفخ و عدم هضم غذا [استوارت]و در موارد نبودن غير طبيعى و يا ضعيف بودن عادت ماهيانه [روا]نيز مفيد است و معرق است [موزيگ و شرام]. پختۀ گياه را در سركه به صورت ضماد، براى تسكين درد مفاصل و غدّههاى دردناك روى آنها مىگذارند. از له شدۀ برگ و دانههاى آن براى التيام زخم و جراحت استفاده مىشود.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 432