Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «درخت گزانگبين» و كردهاى آذربايجان غربى «گزگزو» گويند. در كتب طب سنتى با اصطلاح عربى «طرفا» و «طرفة المنّ» و «حطب احمر» نامبرده مىشود. و انگبينى كه از آن گرفته مىشود «جزمازج» و «گزمازج» و «جزمازق» گفته مىشود كه شبيه گال مازو مىباشد و به علت گرفتن انگبين از اين درخت است كه آن را درخت گزانگبين مىنامند.
اين درخت را به فرانسوى بهطور كلى Tamarix يا Tamaris و اين گونه را Tamaris ā manne و Tamaris mannifereو به انگليسى Manna و French tamarisk و Manna tamarisk گويند و گزانگبين را به فرانسوى Manne du desertمىنامند. گياهى است از خانوادۀ Tamaricaceae نام علمى آن Tamarix gallica L. و مترادفهاى آن T. Mannifera Ehr. و T. mannifera var persica Bge. و T. gallica var mannifera Ehe. و T. nilotica var mannifera Schwein. از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.
گزانگبين درخت كوچكى است به بلندى u200a١٠u200a-u200a۶u200a متر. قطر آن به u200a٣٠u200a سانتيمتر مىرسد. داراى انشعابهاى زياد و چوب آن سخت است و برگهاى آن خيلى كوچك و صاف و رنگ آنها غبارى سفيد مىباشد. شكل آنها لوزى و تخم مرغى با نوكتيز است و گلهاى آن خوشۀ كوتاه و متراكم، قسمت چوبى خارجى آن سفيد و چوب داخلى يا مغز چوب سرخ رنگ است.
درخت گزانگبين در خاورميانه از مصر-دامنههاى سينا تا عربستان و افغانستان و پاكستان و ايران انتشار دارد. در ايران بيشتر در اراضى شورهزار و مناطق خشك و نيمگرم مىرويد. در راه تهران تا اصفهان، كاشان، يزد، شيراز، كرمان، شهداد تا زاهدان و بندر عباس و نيز در گوتوند و در خوزستان در باتلاق گاوخونى و شمال خراسان از اترك تا بجنورد و شيروان و در جاجرود و بهرام و اراضى شورهزار جنوب كرج و نيز در شرفخانه آذربايجان غربى و كرمانشاه و لرستان بين خرمآباد و انديمشك انتشار دارد و در ارتفاعات از u200a١١٠٠u200a متر در بهرام تا u200a٢٢٠٠u200a متر در كرمان ديده مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى در گالهاى پوست اين درخت در حدود u200a۴٠u200a درصد تانيك اسيد u200a١u200aوجود دارد و به علاوه در پوست درخت گاليك اسيد u200a٢u200aو برگ آن داراى اسكولين u200a١u200aمىباشد. و در اثر نيش حشرهاى به نام Coccus manniparus از برگ و شاخههاى جوان اين درخت، عصارۀ شيرينى به خارج تراوش مىكند كه در مجاورت هوا سفت شده و به نام گزانگبين جمعآورى مىشود. گزانگبين در حدود u200a۵٠u200a درصد ساكاروز و در حدود u200a٢٠u200a درصد لوولوز و در حدود همين مقدار دكستروز دارد.
از گال پوست درخت گزانگبين كه داراى مقدار زيادى تانن است در استعمال داخلى براى بند آوردن اسهال و اسهال خونى استفاده مىشود و از گزانگبين يا Manne آن به عنوان ملين و مسهل و براى نرم كردن سينه و به عنوان پاككننده و تميزكننده يا detergent استفاده مىشود ]G. I. M. P[ .
از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى شاخه، برگ، ريشه و پوست آن سرد و خشك است. از نظر خواص درخت گزانگبين معتقدند كه قابض است و محلل. ريشه پخته آن با روغن زيتون براى جذام كه از سموم ايجاد شده باشد، ورم طحال و گرفتگىها و انسداد مجارى طحال مفيد است و با سركه براى يرقان كه ناشى از ضعف كيسۀ صفرا باشد، نافع است. اگر روزانه u200a١۵٠u200a گرم از آن را بخورند براى ورمهاى سفت كبد و باز شدن انسداد و گرفتگىهاى كبد مفيد است. مضمضه با دم كردۀ برگ آن براى تقويت لثه و دندان و خوردن آن براى بند آوردن اسهال و خونريزى رحم و رفع ترشحات و خشك كردن آن نافع است. خوردن عصارۀ برگ يا دم كردۀ پوست و يا گل و يا دانۀ آن براى كوچك كردن و نرم كردن طحال كه سفت و بزرگ شده باشد، مفيد است. ضماد برگ پختۀ كوبيدۀ آن با سركه براى ورمهاى گرم و تحليل سختى طحال مفيد است، خصوصا اگر با اشق و سكبنيج و صبر خورده شود. گرد پوست و برگهاى خشك آن براى خشك كردن زخمهاى مرطوب و زخم آبله و بخور شاخه و برگ آن براى زكام و خارج ساختن زالوى در حلق مانده و خشك كردن آبله و زخمهاى تر مفيد است. جانشين آن از نظر خواص اثل است.
انگبين يا منّ آن گرم و خشك است و خواص آن در بخش گزها در جلدى ديگر از اين كتاب كه مانّها شرح داده مىشود، آمده است.
براى تهيه جوشانده معمولا u200a٣٠u200a-u200a٢٠u200a گرم پوست درخت را در u200a١٠٠٠u200a گرم آب مىجوشانند و يا در سركه مىجوشانند و پس از صاف كردن و خنك شدن، مىخورند. ممكن است از گرد پوست درخت نيز به مقدار u200a٣u200a گرم در يك جوشانده ريخته، مصرف كنند.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 399