Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
درختچهاى است كه در مازندران در ارتفاعات نور «تيس» ناميده مىشود. در كتب طب سنتى با نام «غبير ابرّى» نام برده مىشود. به فرانسوى Sorbier des oiseaux و Sorbier des oiseleurs و به انگليسى Rowan tree و Rowan وMountain ash و Quick bean و White ash گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae ، نام علمى آن Sorbus aucuparia L. و مترادفهاى آن Pyrus aucuparia L. Gaert. و Mespilus aucuparia Web. و S. Boissieri C. K. Schneider مىباشد.
تيس درختچهاى است به بلندى u200a١۴u200a-u200a۶u200a متر كه انشعابات تازۀ آن كموبيش نارنجىرنگ است و بعدا خاكسترى مىشود. جوانههاى آن دوكىشكل و صاف به طول u200a١۴u200a-u200a١٢u200a ميلىمتر. برگها سبز مركب داراى u200a١۵u200a-u200a١٣u200a برگچه نوكتيز (u200a٧u200a-u200a۶u200a جفت و يك برگچه در انتها) ، كنارۀ برگچهها داراى دندانههاى منظم ارهاى. گلهاى آن در حالت شكوفه قهوهاى و پس از آن شيرىرنگ مىشود. ميوۀ آن كوچك در ابعاد نخود به رنگ قرمز مرجانى داراى گوشتى با طعم گس و غير قابل خوردن است و چون داراى مقدار كمى اسيد سمى است ) HCN( ، اسراف در خوردن آن براى اطفال ممكن است ايجاد مسموميت نمايد.
اين درختچه به سادگى از طريق بذر يا از طريق پاجوش تكثير مىشود. ارتفاعات بالاى جنگل را دوست دارد. در هند در مناطق غربى معتدله هيماليا از كشمير تا كومائون انتشار دارد. در ايران در جنگلهاى مرطوب شمال ايران در ارتفاعات كلاردشت، نور، پل زنگوله و كجور تا ارتفاع u200a٢٠٠٠u200a متر از سطح دريا ديده مىشود.
از نظر تركيب شيميايى و مواد عامله، پوست اين درختچه داراى HCN گلوكوزيد و تانن و لوروسرازين است. ميوۀ آن داراى الكل سوربيتول u200a١u200a، قند سوربوز، سوربيك اسيد u200a٢u200a، ماليك اسيد، پاراسوربيك اسيد u200a٣u200a، سيتريك اسيد، سوكسينيك اسيدu200a۴u200a، سوربيتانيك اسيد u200a۵u200a، خيلى كم پروسيك اسيد u200a۶u200aيا HCN و سرانجام كمى اسانس مىباشد. پوست ميوۀ آن داراى مادۀ رنگى قرمز است. در تخم آن در حدود u200a٢٢u200a درصد روغن ثابت يافت مىشود. گل آن داراى مادۀ ترىاتيلآمين u200a٧u200aو برگ آن داراى آميگدالين و تانن است.
آميگدالين مادۀ متبلورى است به فرمول Cu200a٢٠u200aHu200a٢٧u200aNOu200a١١u200a u200a٣u200aHu200a٢u200aO كه در بادام تلخ، برگهاى تيس، هستۀ گوجۀ درختى، آلوبالو، هلو و. . . يافت مىشود.
توضيح: سوربيتول يا سوربيت تركيبى است با u200a۶u200a عامل الكلى به فرمول خام Cu200a۶u200aHu200a١۴u200aOu200a۶u200a كه از عصارۀ ميوۀ تيس و يا با هيدرژناسيون گلوكوز به دست مىآيد.
از عصارۀ تاز، يا پختۀ ميوۀ تيس براى رفع سرفه، گرفتگى صدا، اسهال ساده، اسهال خونى و همچنين در موارد تحريكهاى كيسۀ صفرا و اختلالات هاضمه كه در اثر خوب كار نكردن كبد باشد استفاده مىشود.
در هند از ميوۀ آن به عنوان مدر، قاعدهآور و ضد اسكوربوت به مقدار محدود استفاده مىشود زيرا مصرف زياد آن مسموميت ايجاد مىكند و همچنين جوشاندۀ ميوۀ آن را در موارد بواسير و عسر البول يا استرانگورى u200a١u200aو به عبارت سادهتر در مواردى كه ادرار با درد و قطرهقطره از مجراى ادرار خارج مىشود، مفيد مىدانند.
از گياهان جنس Sorbus دو گونۀ ديگر در ايران مىرويند كه به علت خواص دارويى ميوۀ آنها كه به عنوان قابض بسيار نافع مىباشد بهطور مختصر ذكر مىشوند:
درختى است كه در گرگان با نام «بارانك» ، در طوالش «ميانز» ، در رامسر و شهسوار «گارن» و در كلاردشت «المدلى» ناميده مىشود. به فرانسوى Alisier torminal و Sorbier torminal و Allouchier و Aigrelier و Sorbier antidysenterique و به انگليسى Lezzory و Chequer treeو Maple service و Wild service tree گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae ، نام علمى آن Sorbus torminalis ) L. (Crantz و مترادفهاى آن Aria torminalis G. B. و Crataegus torminalis L. و Hahnia torminalis Medic و Sorbus torminalis Boiss. و Pyrus torminalis Ehrh.
و Torminaria vulgaris schur. مىباشد.
بارانك درختى است به بلندى تا u200a٢٠u200a متر و قطر نيم متر با انشعابات بنفش تيره كه رفته رفته كبودرنگ مىشود.
برگهايش تخممرغى موجدار، نوكتيز با دندانههاى نامنظم، روى آن سبز و پشت آن كمرنگ است. ابعاد برگ u200a١۴u200a-u200a۴u200a*u200a١٢u200a-u200a۵u200a سانتىمتر گاهى كمى بزرگتر و با دمبرگى كه طول آن u200a۵u200a-u200a٢u200a سانتىمتر و به ساقه چسبيده است. گلهاى آن سفيدرنگ ميوهاش تخممرغى يا گلابى كوچك به قطر u200a١۴u200a-u200a٧u200a ميلىمتر و طول u200a٢٠u200a-u200a٨u200a ميلىمتر به رنگ قهوهاى. ميوۀ رسيدۀ آن كمى ترش و شيرين و خوردنى است.
اين درخت بومى اروپاست و در ايران در جنگلهاى ارسباران تا گرگان بهطور جنگلى انتشار دارد. تكثير آن از طريق كاشت بذر يا پاجوشهاى ريشهدار درخت انجام مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى در ميوۀ بارانك مقدار قابل ملاحظهاى تانن، اسيدهاى آلى و قند وجود دارد.
از ميوۀ بارانك براى بند آوردن اسهال و اسهال خونى بهطور جوشانده مصرف مىشود.
به فارسى بهطور كلى «ديو آلوبالو» و نام محلى آن در قوشخانه «سوختال» و در بختيارى «سپستان» است. به فرانسوى Alisier blanc و Allouchier و به انگليسى White bean tree گويند. درختى است از خانوادۀ Rosaceae ، نام علمى آن Sorbus persica Hedl. و مترادف آن Sorbus aria) L. (Crantz subs persica ) Hedl. (Bom. و S. persica Hedl. var khorassanica Bom. et Gauba مىباشد.
ديو آلوبالو درختچۀ كوچكى است تيغدار و بلندى آن تا u200a۵u200a متر مىباشد. برگهاى آن سادۀ دندانهدار، زير آن پوشيده از تارهاى سفيد بلند پنبهاى و جوانههاى آن پوشيده از كرك است. گلهاى آن سفيد كوچك. ميوۀ آن قرمز يا نارنجى به ابعاد كمى بزرگتر از نخود درشت است.
اين درختچه نيز بومى اروپاست. در ايران در دامنههاى البرز، كرج، در بختيارى، در قوشخانۀ شمال خراسان، در باوندپور باختران و در ارسباران انتشار دارد.
ميوۀ اين درختچه نيز مانند گونۀ قبلى داراى مقدار قابل ملاحظهاى تانن و اسيدهاى آلى است و براى رفع سرفه و بند آوردن اسهال و اسهال خونى تأثير بسيار مفيدى دارد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 397