Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «وسمه» گفته مىشود. در كتب طب سنتى گياه آن با نام عربى آن «كتم» و «خطر» (برگ گياه) آمده است. به فرانسوى Vouede و Pastel و Pastel des teinturiers و Pastel cultive و به انگليسى Pastel و Woad و European indigo گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Cruciferae ، نام علمى آن Isatis tinctoria L.
مىباشد. گونهاى از گياه وسمه را در مازندران «شالحنى» (حناى شغال) نامند.
گياهى است دوساله كه از برگ آن مادۀ آبىرنگ سير به نام وسمه گرفته مىشود.
بلندى آن u200a١١٠u200a-u200a٩٠u200a سانتىمتر، برگهاى آن كمانى و بهطور گروهى است. قسمت پايين برگها نازك و سفيد شده و به شكل دمبرگ ضخيم گوشتى درآمده و به ساقه متصل مىشود. قسمت بالاى برگ بيضى دندانهدار براق و سبزرنگ است.
گلهاى آن زرد، ميوۀ آن خورجينك كوتاه و سياهرنگ و ريشۀ آن عمودى و كمى ضخيم مىباشد.
گياه وسمه بومى چين است و در ساير مناطق دنيا نيز انتشار دارد. در ايران نيز گونههايى از آن بهطور خودرو مىرويد و در باختران، طاق بستان ديده مىشود.
گونههاى ديگرى از آن در شمال ايران در مازندران، پل زنگوله در كنار رودخانهها در ريگزار و در دامنههاى البرز انتشار دارد.
اين گياه خاكهاى سبك قابل نفوذ را دوست دارد. تكثير آن معمولا از طريق كاشت بذر آن در بهار روى خطوطى به فاصلۀ u200a٣٠u200a-u200a٢۵u200a سانتىمتر انجام مىگيرد، رشد آن تا تيرماه خيلى بطئى است ولى از آن به بعد سريع مىشود. برگهاى آن را u200a۵u200a-u200a۴u200a بار در سال وقتى كه به قدر كافى ضخيم و براق و چرب باشد، برداشت مىكنند و از خمير برگها وسمه به دست مىآيد.
از نظر تركيبات شيميايى در گياه وسمه مواد انديكال u200a١u200a، اندوكسيل u200a٢u200a، ايزاتان u200a٣u200aو لابنزيم u200a۴u200aوجود دارد [چونگ يائوچى].
در چين ريشۀ گياه كه تلخ است و خنككننده، براى كاهش حرارت تب مخملك تجويز مىشود [چونگ يائوچى]. از برگهاى آن نيز به عنوان خنككننده براى خنك كردن حرارت خون استفاده مىشود و براى معالجۀ سرخك و تيفوئيد و آنفلوانزا تجويز مىگردد.
و اما طبق نظر حكماى طب سنتى ايران برگ كتم كه از آن وسمه گرفته مىشود از نظر طبيعت گرم و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه قابض است. ماليدن آن به سر براى زكام و تقويت مو نافع است. خوردن آب برگ آن يا آب دمكردۀ برگ آن قىآور است و در موارد گزيدن سگ هار نافع است.
وسمه مضر و مضعف دماغ است از اين نظر بايد با قرنفل و لادن خورده شود.
براى تهيۀ روغن وسمه آب برگ را با هموزن آن روغن كنجد با آتش ملايم مىجوشانند تا روغن بماند و آب آن تبخير شود. روغن وسمه براى دراز شدن موى سر و جلوگيرى از ريختن آن نافع است.
ماليدن روغن وسمه براى بواسير نيز مفيد است. تخم وسمه شبيه تخم ترب است.
ماليدن گرد تخم براى جلوگيرى از آب آوردن و همچنين براى جذب آب چشم در آغاز آب آوردن (آبمرواريد) نافع است. اگر ريشۀ آن را با آب بپزند و صاف نموده و قدرى صمغ عربى داخل آن نمايند، مانند مركب براى نوشتن رنگ خوبى است.
خوانندۀ محترم توجه فرمايند كه در موارد كاربرد گياه وسمه در قسمت اول كه عقايد حكماى چينى و خاور دور ذكر شد آن را سرد و خنككننده مىدانند و در مواردى براى كاهش حرارت تبها به كار مىبرند. ولى در كتب طب سنتى ايرانى آن را گرم و خشك مىدانند و براى مواردى سواى آنچه كه در خاور دور به كار مىرود تجويز مىنمايند. اين يكى از موارد نادرى است كه بين اين دو گروه حكما اختلاف نظر هست و يا به عبارت بهتر اتفاق نظر وجود ندارد و موضوع جالبى براى تحقيق است كه نظر پژوهشگران پزشكى را براى انجام تجربياتى در اين زمينه جلب مىنمايد.
توضيح: سرمه نيز كه براى ماليدن به چشم كاربرد دارد و به فرانسوى Stibine و به انگليسى Collyrium (مترادف توتيا) نامند، سنگى است به نام سنگ سرمه سياه براق غير شفاف سنگين و معدن آن در اغلب نقاط ايران هست و بهترين آن در اصفهان مىباشد. از كرمان نيز مىآورند ولى كمارزشتر از سرمۀ اصفهان است [عرايس].
سنگ اصفهان را از معدنى در نواحى قهپايه مىآورند [تحفه]به عربى «اثمد» گفته مىشود. اثمد همان آنتيموان است و سنگ سرمه نيز سولفور آنتيموان مىباشد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 529