آسه

خرید بک لینک

آسه

به فارسى «ديوخار» و «پيلزهره» و انواع و گونههاى مختلفۀ آن در مناطق مختلف ايران با نامهاى محلى شناخته مىشود كه ضمن توضيح گونههاى مختلف، نام و مشخصات آنها در آخر اين بخش خواهد آمد. در كتب طب سنتى با نامهاى «آسه» و «فيلزهرج» آمده است. عصارۀ اين گياه را كه در طب سنتى به عنوان دارو به كار مىبرند با نامهاى «حضض» ، «حضض» ، «حضض مكى» ، «حضض يمانى» ، «خولان» و «كحلخولان» معروف است. درختچهاى است كه به فرانسوى Lyciet و Lyciet de Barbarie و Jasminoide و به انگليسى Willow leaved boxtho و Tea plant گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Solanaceae و نام علمى آن Lycium barbarum L. و مترادفهاى آن Lycium depressum Stocks. و Jasminoides flaccidum Moench. و Lycium halimifolium Mill. مىباشد.

مشخصات

آسه درختچهاى است خاردار به بلندى تا u200a٢u200a متر برگهاى آن كشيده بيضى قاعده آن باريك و با دمبرگ. گلها پايكدار و طول پايك در حدود u200a۴u200a-u200a٢u200a ميلىمتر مىباشد.

جام گل قيفى به رنگ سرخ و ارغوانى به طول u200a١٠u200a-u200a٨u200a ميلىمتر است. ميوۀ آن گوشتى و تخممرغى به قطر u200a۶u200a-u200a٣u200a ميلىمتر و پس از رسيدن به رنگ نارنجى يا قرمز درمىآيد.

اين درختچه در آسياى صغير، سوريه، عراق، عربستان و ارمنستان جنوبى تا ايران، پاكستان، تاجيكستان و افغانستان انتشار دارد. در ايران در ارسباران و دامنههاى جنوبى البرز، ارنگه، قهرود، كاشان و برازجون شيراز، جزيرۀ خارك، بلوچستان (در بلوچستان با نام محلى «كهتر» و «زيرك» ناميده مىشود) در يزد، در خوزستان و لرستان شناسايى شده است.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در برگهاى جوان آن اسيد سيانيدريك وجود دارد به علاوه كمى قند و حدود u200a٨u200a درصد تانن و كولين در اعضاى گياه مشخص شده است.

خواص-كاربرد

در عربستان مرسوم است اعضاى هوايى، ريشه، تخم و ساقۀ گياه را گرفته خرد كرده در حوضى مىخيسانند و پس از دو سه روز خيساندن خوب لگد مىكنند و بعد آن را صاف كرده مىگذارند كه درد قسمت صافشده تهنشين شود و مايع زلال روى آن را گرفته مىجوشانند، آنقدر كه سفت يعنى خميرى شود و سپس آن را برداشته و در خيكهايى ريخته، حمل و توزيع مىنمايند، اين نوع عصاره را خولان مىنامند. در نوع ديگرى روش تهيه آن است كه ريشكها و زوايد را گرفته و سپس مىپزند و عصارۀ خميرى را به شكل گلوله درمىآورند، اين نوع را حضض نامند. علامت اينكه خولان خالص است و با ساير گياهان اختلاطى ندارد اين است كه رنگ بيرون آن زرد مايل به سياهى و رنگ داخل آن سرخ باشد وقتى در آب حل شود كف آن به رنگ خون درمىآيد و طعم آن كمى گس و تلخ است و اگر در آتش بيندازند شعلهور مىشود.

خولان و يا حضض از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر حرارت و برودت معتدل است و كمى خشك و عدهاى از حكما آن را سرد و خشك مىدانند.

از نظر خواص قابض و محلل و خنككننده است. خوردن آن براى ورمهاى داخلى، اسهال، قطع سيلان رطوبتها و عرق، بند آوردن خونريزى، اخلاط سينه، تسكين سرفه، درد كبد، يرقان سياه و شكمروش نافع و درعينحال مدر است و در باز كردن عادت ماهيانه مفيد است و براى بواسير، حرارت كليه، زخم مجارى ادرار، التهاب و تشنگى نافع است. قطرۀ آن براى بند آوردن جريان رطوبت و چرك از گوش مفيد است.

مضمضۀ آن براى تقويت لثه سست و غرغرۀ آن براى ورم حلق نافع است. ماليدن آن به چشم براى ضعف بينايى و جرب و خارش پلك و درد چشم و قطع نزول آب از چشم مفيد است. تنقيه آن براى اسهال مزمن و زخم رودهها مفيد است. در شرح قانون آمده است كه حضض با اينكه قطع خونريزى مىكند درعينحال در باز كردن عادت ماهيانه مفيد است.

مضر طحال است از اين نظر بايد با انيسون خورده شود. مقدار خوراك آن حد اكثر از u200a۴u200a-u200a٢u200a گرم است. دمكردۀ يك گرم از گياه در يك فنجان آب بتدريج در u200a٢۴u200a ساعت خورده مىشود و براى رفع سياهسرفه و تسكين سرفه مفيد است. در هند ميوۀ گياه را براى تقويت نيروى جنسى مىخورند.

گونهها و انواع ديوخار كه در ايران مىرويند و واريتههايى از آنكه در ايران مىرويند و داراى خواص دارويى مشابه آسه مىباشند، به شرح زير بهطور مختصر توضيح داده مىشود:

u200a١u200a. سريم، به انگليسى Arabian boxtho گفته مىشود، نام علمى آن Lycium shawii Roemer & Schult. و مترادفهاى آن L. barbarum Miller. و L. arabicum Schweinf. و L. persicum Miers. و L. orientale Miers.

مىباشد.

درختچهاى است به بلندى تا u200a٣u200a متر بسيار خاردار، شاخههاى آن سفيد كموبيش نمدى و خارهاى آن باريك و نمدى است. گلها سفيد و قيفى و ميوۀ آن نارنجى به قطر u200a۵u200a-u200a٣u200a ميلىمتر. نام محلى آن در خوزستان «سريم» و در بلوچستان «زيررك» مىباشد.

گونۀ سريم در افريقاى شمالى، ليبى، مصر، صحراى سينا، اردن، عربستان، كويت و جنوب ايران انتشار دارد.

در جنوب ايران در سد كرخه تا برازجان، كتل كمارج، بوشهر، لنگه، بندرعباس، مكران، چاهبهار و جزيرۀ خارك مىرويد. در برگهاى جوان درختچه اسيد سيانيدريك وجود دارد و از ميوههاى آن براى تقويت نيروى جنسى استفاده مىشود.

u200a٢u200a. كامتيغ، نام علمى اين گونه Lycium turcomanicum Turc. و مترادف آن Lycium depressum Stocks subs. depressum Schonbeck-Temesy مىباشد.

اين درختچه با نامهاى محلى از جمله در كرج «كامتيغ» و در منجيل «آقتيكان» و در حوالى ميانه «چالى و آلچاليسى» ناميده مىشود. در ايران و در دامنههاى جنوبى البرز از كرج تا رودبار، منجيل، زنجان و بيجار، خمسه، تخت جمشيد، بندامير، درياچۀ نيريز، خور، طبس، شيركوه يزد تا u200a٢٠٠u200a متر ارتفاع و در رودشور تا u200a٩۵٠u200a متر ديده مىشود.

u200a٣u200a. گرگتيغ. نام علمى آن Lycium ruthenicum Murray و مترادفهاى آن L. tartaricum Pall. و L. foliosum Stocks و L. armatum Griff. و L. glaucum Miers. L. turcomanicum Fisch. مىباشد.

نامهاى محلى آن در شاهدشت «قورتتيكان و گرگتيغ» در منجيل «آقتيكان» و در حوالى ميانه «الچالى و الچاليسى» و در خيرآباد ميانه و آذربايجان غربى «آقچالى» مىنامند. ملاحظه مىشود كه نامهاى آن اغلب مشابه كامتيغ است زيرا خيلى به هم شبيه هستند.

اين گونه ديوخار در اروپاى جنوب شرقى، ارمنستان، تركيه، قفقاز، ايران، افغانستان، پاكستان، آسياى مركزى و مغولستان مىرويد. در ايران در بناب، شرفخانه، زنجان، خمسه، صوفيان، تلخهرود، زنوز، مرند، همدان، منجيل، شاهدشت، خراسان، از تهران تا ميامى، شاهرود، تربت جام، تربت حيدريه، سيستان و در اطراف تبريز انتشار دارد.

u200a۴u200a. گونۀ Lycium depressum subs angustifolium Schonbeck-Temesy و مترادفهاى آن Lycium barbarum Dun. و Lycium foliosum L. مىباشد.

اين درختچه برگهايش باريك كشيده نيزهاى است. طول برگها u200a١٠u200a-u200a۵u200a/u200a۵u200a برابر پهناى آن است و طول پايك ميوۀ آن حدود u200a٢٠u200a ميلىمتر است. در ارسباران، ميانه، زنجان، خراسان، دشت گرگان، شيراز و در جنوب كشور از خوزستان تا بندرعباس و بلوچستان و از هفتتپه خوزستان و دالكى تا بندرعباس، ايرانشهر، اطراف كرمان، رفسنجان و سرانجام در اطراف تهران انتشار دارد.

u200a۵u200a. گونۀ Lycium edgeworthii Dun. و مترادفهاى آن L. indicum Wight. و L. europaeum Clarke مىباشد.

درختچهاى است خاردار كوچك. شاخههاى آن موجدار و در طول ساقه مخطط است. خارهاى آن باريك نوكتيز و حدود u200a٣u200a سانتىمتر طول دارد. برگهاى آن متناوب نيزهاى و اغلب كپهاى است. گلهاى آن معمولا سفيد داراى لولۀ باريك قيفى شكل به طول u200a١١u200a-u200a٧u200a ميلىمتر مىباشد. ميوۀ آن مدور كوچك به قطر u200a۴u200a-u200a٣u200a ميلىمتر به رنگ زرد يا مرجانى است.

اين گونه در پاكستان و هند و ايران انتشار دارد. در ايران در قطبآباد لار، مپشت، بمپور و نيكشهر ديده مىشود.

u200a۶u200a. آسه چينى، به انگليسى Chinese matrimony vine گفته مىشود. نام علمى آن Lycium chinensis Mill. مىباشد و واريتهاى از آن با نام علمى Lycium chinensis var ovatum) Veil. (C. Schneider .

در رديف درختچههاى زينتى در ايران كاشته مىشود. ولى اصل گياه بومى چين است. برگهايش تخممرغى شكل و u200a٨u200a-u200a٣u200a سانتىمتر طول دارد. گلهاى آن بنفش و كوچك و ميوههايش كوچك تخممرغى كشيده به رنگ قرمز مرجانى و به طول u200a٢u200a-u200a١u200a سانتىمتر است و در پاييز مانند گوشوارههاى زيبايى از شاخهها آويزان مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى ميوۀ آن داراى بتائين u200a١u200aاست و در برگهاى آن بتائين و كولين يافت مىشود [چيو]. بتائين مادهاى شبيه پروتئين است.

خواص-كاربرد

گونۀ آسۀ چينى در چين كاربرد وسيعى دارد و در ژاپن و شبهجزيرۀ مالايا و ساير مناطق خاور دور نيز داروى معروف و مستعملى است. معمولا گياه را با ريشه در ماههاى زمستان از خاك خارج كرده شسته و تميز نموده و پوست ريشۀ آن را كنده و در آفتاب خشك مىكنند. براى صادرات قطعات ريشه به طول u200a١٠u200a-u200a۶u200a سانتىمتر تهيه و تحت اثر بخار قرار مىدهند، تا پوست و چوب ريشه جدا شود.

در چين ميوه و پوست اين درختچه براى ازدياد ديد چشم و تنظيم فعاليت كليه مصرف مىشود [چونگ].

دارو تلخ و سرد است و داروى ويژه ناراحتىهاى خون و استخوانها و ريهها مىباشد. اين دارو براى قطع اخلاط خونى ريه تجويز مىشود و در موارد سرفه و عرقهاى شبانه و فرونشاندن تشنگى داروى مفيد است [چونگ يائوچى]. ريشه و سرشاخهها و ميوۀ آن تونيك است و براى اغلب بيمارىهاى مزمن مفيد مىباشد [روا]. براى تنظيم و تسريع گردش خون و ساير اختلالات خونى نافع است [ليو و چونگ كوئوتونونگ يائوچى]. پوست ريشۀ آن مخصوصا براى تب سل داروى مفيد است و مخلوط با ژينسنگ داروى ويژۀ بيماران مبتلا به سل مىباشد [كاريونه- كيمورا و هاو]. ميوه يا تخم ميوۀ آن داروى نافعى براى بيمارى قند u200a١u200aمىباشد [هاو]. از پوست ريشۀ آن براى معالجۀ جراحت و التهاب حلق استفاده مىشود. و ضمنا ضد روماتيسم است [لوئى].

در هند و چين از پوست ريشۀ آن براى رفع ناراحتىهاى كليه، استخوانها و دندان و از ميوۀ آن براى معالجۀ بيمارىهاى اعصاب استفاده مىشود [كروست و پتلو].

پوست ريشۀ آن تببر است و در موارد اختلالات كبد و ذاتالريه و كليه مفيد است [ايچى مورا]. در اندونزى دمكردۀ برگهاى آن با چاى به صورت غرغره براى رفع دنداندرد به كار مىرود [هين].


u200a١u200a) . Betaine


u200a١u200a) . Diabetes
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 471 تاريخ: پنجشنبه 14 فروردين 1393 ساعت: 19:57

صفحه بندی