Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى تخم يا دانۀ آن كه داراى مادۀ عامل سمى معروف «استريكنين» است، با نامهاى «اذارقى» ، «قاتل الكلب» آورده شده است. به فارسى «كچوله» ناميده مىشود و به هندى كوچلا گويند. به فرانسوى Noix vomique وStrychnos و Vomiquier و به انگليسى Nux-vomica و Nux vomica tree گويند.
درخت استريكنين از خانوادۀ Loganiaceae و نام علمى آن Strychnos nux-vomica مىباشد. پوست درخت به عنوان دارو در بازار بينالمللى به نام False angostura lark عرضه مىشود.
درختى است بزرگ، كه قطر تنۀ آن در برخى مناطق به چند متر نيز مىرسد.
برگهاى آن متقابل، بيضى، موجدار و نوكتيز است. گلهاى آن سفيد مايل به سبز به صورت گروهى، از كنارۀ برگها خارج مىشود. ميوۀ آن گرد، گوشتدار به بزرگى يك نارنج مىباشد، رنگ پوست آن ابتدا سبز و پس از رسيدن قرمزرنگ مىشود. در هر ميوه معمولا u200a١۵u200a عدد دانه قرار دارد. اين دانهها كه مهمترين منبع استريكنين است در طب سنتى مصرف و كاربرد دارد. ريشۀ آن بسيار سخت و پوست آن فوقالعاده تلخ است و آن هم در طب گياهى مصرف دارد.
اين درخت بومى جنوب شرقى آسيا است و در مناطق خشك هندوستان، سيلان، كشنشين و استراليا نيز انتشار دارد. دانههاى آن براى استخراج آلكالوئيدهاى آن به ساير مناطق نيز صادر مىشود.
در برگها و پوست درخت و چوب و ريشۀ آن آلكالوئيدهاى استريكنين و بروسين u200a١u200aوجود دارد. به علاوه سه آلكالوئيد جديد به نامهاى آلفا-كولوبرين u200a٢u200a، بتا-كولوبرين u200a٣u200aو پزودواستريكنين u200a۴u200aدر گياه مشخص شده است. در قسمت گوشتى ميوۀ گياه تمام آلكالوئيدها به علاوه گلوكوزيد لوگانين u200a۵u200aوجود دارد. در دانۀ گياه آلكالوئيدهاى فوق و مواد ديگرى از جمله يك مادۀ چرب، كمى قند و. . . يافت مىشود. خاصيت دارويى و شفابخشى دانۀ گياه مربوط به دو آلكالوئيد بروسين و استريكنين است و البته ساير مواد موجود در گياه مانند چربى، قند و. . . نيز كموبيش در خاصيت دارويى گياه سهيم مىباشند ]G. I. M. P[ .
استخراج آلكالوئيدها با كمك حلال تورپنتين u200a۶u200aو تعيين بروسين و استريكنين نيز با استفاده از كاغذ كروماتوگرافى انجام مىشود.
بررسىهاى ديگرى نشان مىدهد كه در دانۀ اذارقى يا نواوميك u200a٧u200aمواد چرب، يك گلىكوزيد به نام لوگانيزيد u200a٨u200a، كلوروژنيك اسيد، مانان u200a٩u200a، گالاكتان u200a١٠u200a، آلكالوئيدهاى استريكنين، بروسين و چند كولوبرين و پزودواستريكنين، استروكسين u200a١١u200aو سرانجام مس وجود دارد [روا].
دانههاى درخت استريكنين مهمترين منبع آلكالوئيد استريكنين است. استريكنين آلكالوئيد بسيار سمى است و به صورت دانههاى متبلور بىرنگ از دانۀ ميوۀ درخت استريكنين جدا مىشود. بروسين از نظر نوع سميت شبيه استريكنين است ولى با مقدار سميت خيلى كمتر (u200a١٠u200a مرتبه ضعيفتر) .
ميوۀ درخت استريكنين كروى به حجم نارنج، داخل آن گوشتى آبدار است و u200a١۵u200a-u200a١٠u200a عدد دانه در آن قرار دارد. دانهها مدور-مسطح شبيه دكمههاى پولكى، رنگ آنها خاكسترى پرزدار و سخت است. مغز دانه عموما سفيد و نيمهشفاف و گاهى سياه و كثيف است. در اين دانهها معمولا دو آلكالوئيد عمده به نام استريكنين و بروسين وجود دارد كه قسمت عمده يعنى حدود u200a۴۵u200a درصد مجموع دو آلكالوئيد را استريكنين تشكيل مىدهد.
تجربه نشان داده است كه مقدار آلكالوئيدهاى دانه در اثر ماندن مدت طولانى در انبار تغييرى نمىكند و اگر در مواردى مشاهده شده است كه دانههاى استريكنين بىاثر بوده است و آلكالوئيدهاى آنها از بين رفته است به علت تقلب و مخلوط كردن با دانههاى گياه Strychnos blanda كه نوع دانههاى بدون استريكنين است به جاى S. nux vomica مىباشد.
استريكنين از سموم قتاله قوى است و سميت استريكنين از اغلب سموم ديگر بيشتر است و خوردن u200a٠۵u200a/u200a٠u200a گرم آن ممكن است كه شخص را هلاك كند. علايم مسموميت با استريكنين بهطور خلاصه عبارت است از:
مدت كمى پس از هضم سم شخص احساس سرگيجه مىكند و نمىتواند با اطمينان راه برود و كمى بعد درد خفيف و حالت عدم فرمانبردارى در عضلات گردن و فكين ظاهر مىشود و شخص در حلق احساس تنگى مىكند. عضلات شكم و سينه مانند حالت طبيعى انعطافپذير نيستند و جمود و بىحركتى در آنها احساس مىشود.
اين ناراحتىها بتدريج شدت مىيابد و كمكم بيمار احساس خلجان و حركات ناگهانى و بىارادى و كزازى كه چندان دردناك نيستند، مىكند ولى پس از مدت كوتاهى برطرف مىشود و مجددا ظاهر مىشود و اين قطع و ادامه ناراحتى مكرر اتفاق مىافتد و هربار شديدتر مىشود و سرانجام خيلى شديدتر شده و تشنجات در قلب بروز مىكند و اختلال در نبض و قلب منجر به حالت سستى و بىحسى و مرگ مىشود.
پادزهر خيلى مؤثرى ندارد. در اين قبيل موارد ضمن اينكه فورا بايد در صدد مراجعه به پزشك بود، بايد كوشش كرد كه قى آورده شود.
در مغولستان از تخم و دانههاى استريكنين براى كشتن انگلها استفاده مىشود. اين دارو زخمهاى كوچك را جمع كرده و حالت تب معده را شفا مىبخشد [هوبوتر]. در چين دانههاى درخت استريكنين براى معالجۀ تب و ناراحتىهاى گلو [روا]، ورمهاى كمر و پشت [استوارت]و در مورد بيمارىهاى چشم [فورد]، تب حصبه و سردرد [ايشىدويا]تجويز مىشود.
گرد تخم استريكنين به صورت پماد براى التيام زخم و رفع ناراحتىهاى پوستى، به صورت استعمال خارجى، به كار مىرود.
در برخى موارد براى سقط جنين به كار مىرود [فورد]. استريكنين در اعضاى حسى اثر كرده و آنها را بيشتر حساس مىكند. اعضاى داخل شكم و مجارى تناسلى و ادرار را تحريك مىكند. در استعمال داخلى براى معالجۀ نوراستنيا u200a١u200aيا بيمارى روانى عصبى كه با پيدايش خستگى غير طبيعى مشخص مىشود، به كار مىرود و براى تقويت نيروى جنسى تجويز مىشود [چيو]. در تايوان به عنوان تونيك و مقوى معده مصرف مىشود [ليو]. در هند و چين به مقدار خيلى كم در استعمال داخلى از دمكردۀ آن براى معالجۀ صرع مصرف مىشود [پتلو].
استريكنين يك مقوى قلبى است كه مصرف مجاز آن موجب ايجاد هيجان و تحرك در مراكز وازوموتور u200a٢u200aمىشود [جومل].
دانۀ درخت استريكنين از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى خيلى گرم و خيلى خشك است و سم قوى براى حيوانات دمدار است. از نظر خواص مصرف داخلى آن جز در موارد بسيار ضرورى كه معالجه منحصر به آن باشد، توصيه نمىشود و در اين قبيل موارد نيز بايد طبق تجويز و زير نظر پزشك باشد و قطعا بايد توأم با چيزهاى ديگرى كه مصلح آن بوده و جبران سميت شديد آن را بنمايد، مصرف شود. استعمال داخلى آن را به مقدار كم براى فلج و سستى اعضا و بيمارىهاى عصبى و درد كمر و درد مفاصل مؤثر مىدانند. ضماد آن براى جرب و ناراحتىهاى پوست و سياتيك و بيمارىهاى مفاصل و امراض سرد و ناراحتىهاى پوستى توأم با جراحت نافع است.
مضار آن: سكرآور است و ايجاد تشويش مىنمايد و خوردن u200a۵u200a گرم آن كشنده است و مصلح آن يعنى براى كاهش مسموميت آن حتى در مواردى كه بسيار كم خورده مىشود، شكر و ادويه خوشبو و خوردن شير براى قى كردن و خوردن روغن بادام شيرين و نظاير آن است. مقدار خوراك از دانۀ آن u200a١u200a-u200a۵u200a/u200a٠u200a گرم است و براى اطفال حد اكثر تا u200a٣u200a/u200a٠u200a گرم در روز و براى اشخاص بزرگسال برحسب كمى يا زيادى قدرت بدنى تا u200a٠١u200a/u200a٠u200a گرم براى هر سال عمر مىباشد كه به صورت گرد دانه و به شكل حب خورده مىشود.
مادۀ عامل استريكنين را نيز به صورت ملح سولفات مستقيما ممكن است با تجويز پزشك خورد و حد اكثر مصرف آن در حدود u200a١٨u200a-u200a١۵u200a ميلىگرم براى اشخاص بزرگسال در u200a٢۴u200a ساعت مىباشد.
تهيۀ گرد اذارقى (تخم استريكنين يا Noix vomique ) : مقدار مورد نظر از دانۀ استريكنين گرفته با آب سرد خوب بشويند و روى الك داروسازى بريزند و بخور آب جوش روى آن وارد كنند پس از آن خرد كرده در هاون آهنى يا آسياى كوچك دستى كه براى نرم كردن قهوه به كار مىرود آن را نرم كنند و در گرمخانه بخشكانند و از الك رد كنند. اين گرد تلخ و مقوى و محرك است و ضمنا از سموم بسيار قوى است. مقدار خوراك آن از u200a٢۵u200a/u200a٠u200a-u200a٠٢u200a/u200a٠u200a گرم است يعنى از دو سانتىگرم تا u200a٢۵u200a سانتىگرم مىباشد كه به صورت حب يا به صورت گرد در يك كاشه زير نظر و با دستور پزشك براى موارد بيمارى مورد نظر مصرف شود.
تنطور اذارقى: اذارقى خردكرده u200a١u200a واحد، الكل u200a٨٠u200a درجه u200a۵u200a واحد. اذارقى را در الكل ريخته مدت u200a١٠u200a روز بخيسانند و با فشار از پارچهاى رد كنند و با كاغذ صاف نمايند. اين تنطور به مقدار u200a١٠u200a-u200a۵u200a قطره مخلوط با يك پوسيون مطبوع براى تقويت معده و در موارد تكرر ادرار مصرف مىشود.
گرد تلخ در موارد تب تيفوئيدى: گرد اذارقى u200a۵u200a سانتىگرم، قند شير يا لاكتوز u200a۵u200a گرم. اين دو را مخلوط كنند و در u200a١۶u200a بسته تقسيم نمايند و در تبهاى حصبهاى هر سه ساعت يك بسته بخورند و در موارد درد معده با هر غذا يك بسته بخورند.
عصارۀ الكلى اذارقى: اذارقى نيمكوب u200a١u200a واحد، الكل u200a٨٠u200a درجه u200a٨u200a واحد. مدت سه روز اذارقى را در u200a۶u200a واحد از الكل بخيسانند و با فشار از پارچه رد كنند و با كاغذ صاف كنند و تفاله را در u200a٢u200a واحد باقيماندۀ الكل مدت سه روز بخيسانند و از پارچه رد كنند و با كاغذ صاف كنند. دو صافشده را باهم مخلوط نمايند و در حمام ماريه تقطير نموده تا الكل خارج شود و بعد در همان حمام ماريه آن را در حد غلظت عصاره تبخير نمايند. از اين عصاره از u200a٢u200a-u200a١u200a سانتىگرم، مانند داروهاى تلخ مقوى مصرف مىشود و به عنوان عامل محرك در موارد فلج كه علت آن اختلال مراكز اعصاب نباشد مىتوان از u200a٢u200a سانتىگرم تا u200a٢u200a دسىگرم آن به صورت حب مصرف كرد.
بههرحال توجه شود كه همواره نظر پزشك دربارۀ مصرف آن جلب شود.
از گونههاى ديگرى از جنس Strychnos مانند: Strychnos crevauxii G. Planch.
و S. toxifera Shomb. و S. castelnaei Wedd. و S. gubleri G. Planch. و S. curare H. Baill. و S. cogens Benth. و چند گونۀ ديگر كه معمولا در مناطق امريكاى جنوبى مىرويند مواد سمى مىگيرند كه مقدار سميت آنها بسته به نوع گياه و محل رويش، كموبيش متفاوت است. اين نوع سمها را در اصطلاح بينالمللى «كورار» u200a١u200aمىنامند. بين گياهان يادشده سه گونۀ اول مولد كورارهاى با سميت شديد و چهار گونۀ آخر مولد كورارهاى ضعيفتر مىباشند.
كورارها مصارف طبى دارويى چندانى ندارند و در روزگاران كهن سرخپوستان امريكا نيزهها و شمشيرهاى خود را با اين سموم نباتى آلوده كرده و در شكار حيوانات بزرگ وحشى به كار مىبردهاند.
در برخى مناطق بوميان براى تهيه كورارهاى خيلى سمى از مخلوطى از دو يا چند گياه استفاده مىكردند، مثلا نوعى كورار را كه به نام پروتوكورار ناميده مىشود از گياه S. crevauxii مخلوط با گياهان ديگرى نظير Cocculus toxiferus Wedd. از خانوادۀ Menispermaceae و Dieffenbachia seguine Schott. از خانوادۀ Araliaceae و يا گياهان سمى ديگرى تهيه مىكنند.
كليۀ انواع كورارها به صورت عصارۀ جامد و قهوهاى مايل به قرمز هستند و پس از گرد شدن به رنگ زرد درمىآيند. در آب حل مىشوند و مايع قرمزرنگ ايجاد مىكنند و طعم بسيار تلخ دارند.
در انواع مختلف كورارها بهطور كلى دو دسته آلكالوئيد عمده به نام كورين u200a٢u200aو كورارين u200a٣u200aيافت مىشود.
از كورارها در بررسىها و تحقيقات فيزيولوژيكى و بيولوژيكى در آزمايشگاهها استفاده مىشود. در شكار با آلات آلوده به كورار سم از راه خراش زخم وارد خون شكار شده سريعا اثر مىكند و كشته مىشود، ولى گوشت شكار قابل خوردن است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 2864