شجرة الحرير

خرید بک لینک

شجرة الحرير

در كتب طب سنتى با نام «شجرة الحرير» آمده است. در ايران با نامهاى محلى شناخته مىشود. در گيلان «كتوس» و در رودسر، رامسر و شهسوار «كتوسلو» و در مازندران «عسلما» گفته مىشود. به فرانسوى Periploque و انواع آن راPeriploque grec (با گلهاى ارغوانى) و Periploque scammonee (با گلهاى سفيد و بسيار معطر) و Periploque comestible سيلان و به انگليسى Silkvine و Syrian silk plant ناميده مىشود. گياهى است از خانوادۀ استبرق Asclepiadaceae نام علمى آن:

Periploca graeca L. مىباشد.

مشخصات كلى

گياهى است به صورت درختچه، صاف و بدون كرك و به شكل پيچك كه دور درختان نزديك خود مىپيچد. برگهاى آن متقابل، گلها به صورت مجموعه در انتهاى شاخۀ گلدهنده ظاهر مىشود و در انواع آن به رنگهاى ارغوانى و سفيد است. اين گياه در اروپا، برخى مناطق آسيا و در ايران مىرويد. در ايران در گرگان، راميان، بندر گز و در مازندران در شرق چالوس، در نوشهر و رامسر و در كجور نزديكى دشت نظير و در درۀ چالوس و در گيلان در u200a٢٠u200a كيلومترى جنوب شرقى هشتپر، لاهيجان و هرزويل ديده مىشود.

گونۀ ديگرى از اين گياه در مناطق جنوبى ايران مىرويد در تيس با نامهاى محلى «گيشدر» و «گيشدار» شناخته مىشود. از خانوادۀ Asclepiadaceae و نام علمى آن Periploca aphylla Decneمىباشد.

بوتۀ گياه پرشاخه به بلندى u200a٣u200a-u200a٢u200a متر و علامت مشخصۀ آن اين است كه بىبرگ مىباشد و يا اگر چند برگى داشته باشد خيلى كوچك مىباشند. گلهاى آن به رنگ خاكسترى معطر و رنگ داخل گلبرگها ارغوانى است. ميوۀ آن به شكل حقه كه از يك طرف باز مىشود به طول u200a٨u200a-u200a٧u200a سانتىمتر و عرض نيم سانتىمتر كه دانههاى گياه در داخل آن قرار دارند.

اين گياه در هندوستان و در پنجاب، در اطراف راولپندى، در وزيرستان و در بلوچستان پاكستان و در ايران در سواحل خليج فارس، كازرون، بندرعباس و در بلوچستان در تيس مىرويد.

عدهاى از گياهشناسان ) Fl. iranica( اين گياه را به صورت گونۀ فرعى با نام گياه قبلى مىدانند.

تركيبات شيميايى

از گونۀ P. aphylla الكل رزينى و مادۀ تلخ جدا شده است ]G. I. M. P[ .

در پوست گونۀ P. graeca وجود دو گلوكوزيد به نامهاى پرىپلوسين u200a١u200aو پرىپلوسيمارين u200a٢u200aتأييد شده است. گلوكوزيد پرىپلوسين در آب جوش خوب حل مىشود و براى تقويت قلب مؤثر است.

خواص-كاربرد

از جوشاندۀ گياه كتوس يا از عصارۀ روان و تنطور آن براى تقويت قلب و رفع تنگى نفس استفاده مىشود.

توجه شود كه اين گياه سمى است و مصرف زياد آن خطرناك است، بنابراين در مواردى كه قصد مصرف آن باشد بايد زير نظر و با توصيۀ پزشك باشد.

در مورد گياه گيشدر از شيرابه يا عصارۀ شيرى گياه در استعمال خارجى براى تحليل ورمها، تومورها و رفع التهاب پوست و از جوشاندۀ خيلى رقيق آن به عنوان مسهل مصرف مىشود.

گياه ديگرى از خانوادۀ Asclepiadaceae كه نام علمى آن Asclepias curassavica L. مىباشد، به فرانسوى Asclepiade curacao و به انگليسى Silk weed گفته مىشود.

مشخصات

گياهى است به بلندى u200a١٠٠u200a-u200a٨٠u200a سانتىمتر در گلخانه چندساله و در هواى آزاد يكساله مىباشد. برگهاى آن متقابل بدون دمبرگ به رنگ سبز روشن، گلهاى آن كوچك به رنگ قرمز ارغوانى و ميوۀ آن به شكل حقه كه پس از رسيدن از سر باز مىشود، به طول تا u200a٨u200a سانتىمتر و عرض تا u200a١u200a سانتىمتر است كه در داخل آن دانههاى گياه خيلى كوچك به طول كمتر از نيم سانتىمتر به تعداد زيادى به رنگ قهوهاى مايل به سياه قرار دارند.

اين گياه در امريكاى جنوبى و آسيا مىرويد. در هندوستان در باغها مىكارند.

احتمالا بومى جزاير آنتيل است. در ايران طبق يادداشت پارسا در فلور ايران در بندر گز ديده شده است.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى گياه داراى گلوكوزيدهاى آسكلپيادين u200a١u200a، ونسهتوكسين u200a٢u200aمىباشد ]G. I. M. P[ .

از عصارۀ برگهاى آن سه گلوكوزيد قلبى بهدست مىآيد كه يكى از آنها به نام آسكله پيازيد-دى u200a٣u200aاز دو گلوكوزيد ديگر قوىتر است و LDu200a۵٠u200a آن u200a۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم براى هر كيلوگرم وزن مىباشد ]SG. I. M. P[ .

توضيح: LDu200a۵٠u200a ، حد اقل دوز كشنده يا به عبارت ديگر حد اقل مقدار داروى سمى است كه به احتمال u200a۵٠u200a درصد موجب مرگ مىشود.

در گزارش بررسىهاى شيميايى ديگرى آمده است كه گلوكوزيد فعال آسكلپيادين سمى است و موجب فلج ماهيچههاى قلب و منجر به مرگ مىشود [بركيل]. و در برگهاى گياه علاوه بر موارد فوق يك ترىترپينوئيد u200a١u200aو يك آلكالوئيد وجود دارد [آرتور]. در گياه كوراساوين مشخص شده است [كوئى زمبينگ].

خواص-كاربرد

در هند از ريشۀ گياه A. curassavica به عنوان قىآور و مسهل و داروى مؤثرى براى بواسير و سوزاك استفاده مىشود.

از عصارۀ برگهاى آن به عنوان معرق، ضد كرم و براى قطع خونريزى و در موارد سوزاك مصرف مىكنند.

در چين گياه را بهطور كلى سمى مىدانند [ليو]. در برمه، چين، هندوچين، فيليپين و گوام ريشۀ آن به صورت گرد و يا جوشانده به عنوان قىآور [تسيانگ، ماسون، فوكود و گررو]، به عنوان مسهل [راجر]، به عنوان قابض در موارد اسهال خونى كاربرد دارد [هاو]. عصارهاى كه از برگهاى آن گرفته مىشود كرمكش است [سافورد].

و به علاوه معرق [هاو]و ضد اسهال خونى است [كروست و پتلو، فوكود]. برگها و گلهاى لهشدۀ آن را روى زخم و جراحت مىگذارند، التيام مىدهد [تسيانگ].

جوشاندۀ گلهاى آن براى قطع خونريزى مفيد است [هاو]. در شبهجزيرۀ مالايا: گلهاى آن را كه در آب سرد له شده باشد به صورت ضماد براى رفع سردرد مىاندازند [بركيل و هانيف]. در جاوه از اين گياه به عنوان دارو استفاده نمىشود [واناستىنيس- كروزمان].


u200a١u200a) . Periplocin
u200a٢u200a) . Periplocymarin


u200a١u200a) . Asclepiadin
u200a٢u200a) . Vincetoxin
u200a٣u200a) . Asclepiaside-D


u200a١u200a) . Triterpinoid
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 436 تاريخ: پنجشنبه 14 فروردين 1393 ساعت: 19:40

صفحه بندی