Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «زردان» و «زردان خاردار» و در كتب مختلف «حشيشة الخنازير» نيز آمده است. به فرانسوى Lampourdeو Herbe aux ecrouelles (علف خنازير) و به انگليسى بهطور كلى Burweed و گونهاى از آن را Cockle bur مىنامند. گياهى است از خانوادۀ Compositae و دو گونۀ معروف آن كه در طب سنتى مستعمل است و هر دو گونه در ايران نيز مىرويند، در زير شرح داده مىشود:
u200a١u200a. Xanthium strumarium L. و مترادفهاى آن X. Japonicum Widder و X. sibiricum Patrin ex Widderمىباشد.
گياهى است يكساله برگهاى آن پهن بدون تيغ، صفحۀ برگ به u200a۵u200a-u200a٣u200a قسمت منقسم شده و تقريبا به شكل پيكانى درآمده است. هر قسمت مثلثىشكل نوكتيز و دندانهدار است. ميوۀ آن فندقه تخممرغى دراز به طول u200a۵u200a/u200a١u200a-u200a١u200a سانتىمتر است. اين گياه در مناطق مختلف آسيا و اروپا و خصوصا در هند و ايران و سيلان ديده مىشود.
در ايران در خراسان، منطقۀ تهران، بلوچستان، بخش آچارى در سايينقلعه، آذربايجان، اراضى باتلاقى خشكشدۀ گل، بندر گز و حاشيه سفيدرود، رودبار، راهبين رشت و فومن ديده مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى در روغن چربى كه در دانۀ گياه وجود دارد اولئيك اسيد، لينولئيك اسيد، رزين، ويتامين C و گلىكوزيدى به نام كزانتواسترومارين u200a١u200aيافت مىشود [روا و ريد]. در گزارش تجزيۀ شيميايى ديگرى آمده است كه در دانههاى آن علاوه بر مواد فوق اكساليك اسيد نيز وجود دارد.
زردان بهطور كلى از علفهاى هرز است كه بهطور وسيعى انتشار دارد ولى از نظر دارويى بسيار مورد توجه بوده و تقريبا تمام قسمتهاى گياه به عنوان دارو مستعمل است. ريشۀ آن كمتر ولى تخم و ميوۀ آن بيشتر مورد مصرف است. از داروهاى معروف چين است كه در Pentsao آمده و از چين هرساله به مقدار زياد به شبهجزيرۀ مالايا صادر مىشود. گياه به صورتهاى خوردنى-ماليدنى و شستوشو مصرف مىشود.
در كره ميوههاى آن براى معالجۀ سرماخوردگى و روماتيسم و در استعمال خارجى براى ناراحتىهاى پوستى خنازير و جرب و خارش تجويز مىشود [ايشى دويا]. در چين از روزگاران كهن اين دارو مورد توجه بوده و براى آن خواص تونيك، ضد خنازير، ضد روماتيسم، ضد تب مالاريا و مدر قايل بودند [استوارت].
در اسناد و مدارك عصر جديد طب گياهى چين به عنوان معرق، مسكن و آرامبخش، ضد تشنج و افزايشدهندۀ ترشحات بدن تجويز مىشود [وانگ و چائو]. به علاوه اين دارو براى معالجۀ آماس مخاط بينى ناشى از آلرژى u200a٢u200a، فلجهاى عضلهاى يا بىحسى عضله، استسقا، و همچنين براى معالجۀ روماتيسم و آرتروز [چيو]، تبهاى مالاريايى [هاو]و كهيرهاى خيلى خارشدار ناشى از نوعى آلرژى u200a٣u200aمصرف مىشود [ليو]. از ضماد تخم خيساندۀ ميوۀ گياه براى معالجۀ دانههاى قرمز روى صورت استفاده مىشود [مك كلور و هوانگ]. از تخم و از برگ آن در موارد جذام و از تمام گياه براى روماتيسم استفاده مىشود و از قطرات عصارهاى كه از فشردن قسمت گوشتى گياه به دست مىآيد براى رفع ناراحتى در گوش مىچكانند، به علاوه براى رفع خارش، ورم معده در اثر گاز و دردهاى عضلانى به كار مىرود [چونگ كوئوتونونگ يائوچى].
[روا]ريشه و برگها و [استوارت]سرشاخه و برگهاى آن را قابض و بندآورندۀ خون مىدانند. لهكردۀ برگها و سرشاخههاى گياه را در موارد جرب و خارش پوست و آبله مرغان و نيش حشرات خارشدار مانند ضماد روى پوست مىاندازند [كاريونه و كيمورا]. و از جوشاندۀ آنها به عنوان مايع شستوشوى زخمهاى باز استفاده مىشود [مك كلور و هوانگ]. به علاوه جوشانده را براى رفع سرماخوردگى، سردرد، گوشدرد و وجود طنين صدا در گوش مىخورند، نافع است [هو].
در هندوچين: عصارۀ برگهاى آن را به عنوان قابض و نرمكننده مصرف مىكنند و عصارۀ ريشۀ آن را روى زخمها، جراحتها، ورم و آبسه مىمالند [كرووست و پتلو- پتلو]. در چين اين گياه و بخصوص ميوۀ آن در موارد معالجۀ مالاريا، ناراحتىهاى چشم، صدا در گوش و زخم بينى تجويز مىشود. در شبهجزيرۀ مالايا اين علف هرز به عنوان يك علف سمى شناخته مىشود كه روى قلب اثر مىگذارد و اصولا در آن ناحيه اين دارو استعمال داخلى ندارد و فقط در استعمال خارجى به عنوان مايع شستشوى ضد عفونى بعد از زايمان مصرف مىشود [بركيل]. در هندوستان از گياه به عنوان معرق، آرامبخش مسكن، بزاقآور و معالج مالارياى كهنه استفاده مىشود.
ريشۀ آن تلخ است و تونيك و براى معالجۀ خنازير و سرطان مؤثر است. ميوۀ آن خنككننده است و براى معالجۀ آبله تجويز مىشود.
F. M. Bailey در كتابش با عنوان «علفهاى هرز و گياهان مظنون به سمى كوئينزلاند» مىنويسد كه اگر گاوان اين علف را به مقدار زياد بخورند دچار فلج قلبى منجر به مرگ مىشوند.
u200a٢u200a. «زردان خاردار» كه نام علمى آن Xanthium spinosum L. مىباشد.
گياهى است يكساله كوتاه به بلندى نيم متر و كمتر. ساقۀ آن منشعب، برگهاى آن پيكانى شكل كه به u200a۵u200a-u200a٣u200a قسمت مثلثشكل نوكدار تقسيم مىشود. روى برگها سبز و در كنار برگها تارهاى ظريف سفيد پنبهاى وجود دارد، زير برگها بكلى پوشيده از كرك است. در محل اتصال دمبرگ به ساقه تيغ و يا خار زردرنگ سهشاخهاى وجود دارد. گلهاى آن به شكل طبق در انتهاى شاخۀ گلدهنده ظاهر مىشود و داراى دو نوع گل نر و ماده است. گلهاى نر در انتهاى ساقۀ گلدهنده و گلهاى ماده در كنار برگها ديده مىشود. ميوۀ آن تخممرغى پوشيده از تار و خارهاى زردرنگ كه در انتهاى هر خار يك قلاب كوچك است كه در موقع عبور حيوانات به پوست و پشم آنها مىچسبد و دامها ميوۀ گياه و خود گياه را در مراتع مىخورند.
اين گياه معمولا در دامنههاى مرطوب كوهستانها و نقاط سايهدار و مرطوب حاشيۀ رودخانهها مىرويد.
در اروپا و آسيا و شمال افريقا انتشار دارد. در ايران در اطراف و نزديك تبريز و در مناطق شمال ايران اغلب در همان مناطقى كه گونۀ قبلى يعنى زردان بىخار ديده مىشود مىرويد.
از نظر تركيبات شيميايى در گياه اسانس و مواد رزينى وجود دارد.
خواص آن در اغلب موارد شبيه گياه قبلى است. در روزگاران كهن اين گياه را در الكل خيسانده و به صورت تنطور براى رنگ كردن موى سر به رنگ زرد و بلوند استفاده مىكردند. از جوشاندۀ u200a١٠٠u200a-u200a٧٠u200a گرم گياه در هزار گرم آب نيز براى شستن و رنگ كردن موى سر استفاده مىشود. ضد خنازير و مدر است و براى رفع ناراحتىهاى پوست و التيام زخم و جراحت به كار مىرود.
مقدار خوراك از هر دو گياه فوق به صورت جوشانده،u200a۴٠u200a گرم گياه خشك در هزار گرم آب در روز u200a۴u200a-u200a٣u200a فنجان بين دو غذا است و چون تلخ و نامطبوع است ممكن است در يك محلول با طعم مطلوب و كمى شيرين خورده شود.
توضيح: نام كلى حشيشة الخنازير يا علف خنازير به گياهان ديگرى نيز گفته مىشود كه از خانوادۀ ديگرى متفاوت با خانوادۀ Compositae هستند و در درمان خنازير و بيمارىهاى جلدى از آنها استفاده مىشود و در اين كتاب بهطور مختصر به ذكر چند گونه از آنها كه از نظر دارويى مورد توجه هستند، مىپردازيم.
در كتب طب سنتى با نام «حشيشة الخنازير» ذكر مىشود. به فرانسوى Scrofulaire و Scrofulaire noueuse وHerbe aux hemorroides و Grande scrofulaire و به انگليسى Figwort و Great figwort گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Scrophulariaceae ، نام علمى آن Scrophularia nodosa L. و مترادف آن S. italica Mill. مىباشد.
گياهى است علفى يكساله و ساقۀ آن با مقطع مربع به رنگ قرمز يا قهوهاى، برگها متقابل، كامل يا منقسم، دندانهدار بيضى و نوكتيز است. در داخل خاك در فاصلۀ ريشه و شروع ساقه برجستگىهاى متورم وجود دارد. گلها كوچك به رنگ سبز كثيف مىباشد. ميوه به شكل كپسول كه در آن تعداد زيادى دانه قرار دارد.
اين گياه در اراضى مرطوب و كنار نهرها در اغلب مناطق اروپا و آسيا، سيبرى، قفقاز و امريكاى شمالى مىرويد. در ايران تا حال گزارشى از آن نداريم.
در گياه وجود كمى قند و اسيدهاى ماليك اسيد، پالميتيك اسيد، پكتيك اسيد u200a١u200aو بوتيريك اسيد u200a٢u200aتأييد شده است. در ريشۀ گياه نوعى آلكالوئيد سمى وجود دارد.
از تمام قسمتهاى گياه سرشاخه گلدار، قسمت متورم پايين ساقه كه ريشه دارد، از ريشۀ متورم و برگ گياه استفادۀ دارويى مىشود. از ريشۀ متورم و برگ گياه براى معالجۀ خنازير و انواع ناراحتىهاى پوستى استفاده مىشود. در استعمال خارج جوشاندۀ ريشه و ساقه و برگ گياه را به صورت شستن و جوشاندۀ غليظ آن را به صورت ضماد براى معالجۀ كچلى و انداختن روى جراحتها و زخمهاى بد و قانقرايايى به كار مىبرند. در استعمال داخلى آن بايد احتياط شود زيرا وجود آلكالوئيد سمى موجب مىشود كه مصرف زياد آن مسموميت و قى ايجاد نمايد. در مصرف داخلى حد اكثر u200a١۵u200a گرم از قسمت پايين متورم ساقه در يك ليتر آب جوشانده و u200a٣u200a-u200a٢u200a فنجان مىخورند و يا u200a٣u200a-u200a٢u200a گرم از گرد ريشه را در روز مىخورند.
ولى در استعمال خارجى براى رفع ناراحتىهاى پوست نظير خنازير، سودا، اكزما، دانههاى جلدى، كچلى مىتوان از جوشاندۀ u200a١٠٠u200a گرم آن در هزار گرم آب استفاده كرد.
اين گياه را نيز بهطور كلى «حشيشة الخنازير» نامند و «علف خنازير آبى» نيز گويند.
به فرانسوى Betoine d'eau و Herbe cariee و Scrofulaire aquatique و به انگليسى Water figwort و Water betony گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Scrophulariaceae ، نام علمى آن Scrophularia aquatica L. و مترادفهاى آن Scrophularia umbrosa Dumort و S. alata Gilib. مىباشد.
گياهى است علفى چندساله با ساقۀ u200a۴u200a گوش به بلندى تا u200a١u200a متر. اين گياه شبيه گونۀ S. noueuse است با برگهاى كمى بزرگتر. در اروپا و آسيا و اغلب مناطق معتدل نيمكرۀ شمالى مىرويد. در ايران در اطراف تهران، كرج، مناطق مختلف البرز، لار و در شمال ايران در طوالش، گيلان، ايسپيلىييلاق، لاهيجان، خراسان، اشترانكوه و سفيدآب ديده مىشود. خواص آن خيلى شبيه گونۀ S. nodosa مىباشد.
گونۀ ديگرى علف خنازير هست كه بومى چين و ژاپن است و از نظر دارويى بسيار مورد توجه مىباشد. نام علمى آنScrophularia buergeriana Miq. و مترادف آن S. oldhamii Oliv. است.
اين گياه تا به حال در ايران شناسايى نشده ولى از نظر تركيبات شيميايى و كاربرد وسيعى كه دارد مشخصات دارويى آن ذكر مىشود، زيرا با احتمال زياد مشابهت زيادى با علف خنازيرهاى ايران دارد.
از نظر تركيبات شيميايى در گياه اسانس و فيتوسترول، فيتوسترولين، اولئيك اسيد، لينولئيك اسيد، پالمىتيك اسيد، استئاريك اسيد، چند مواد آلكالوئيدى و دكستروز و ال-آسپاراژين u200a١u200aيافت مىشود [چوانگ و ما، چيو].
در كره و چين از ريشۀ آن به عنوان تببر و خونساز [چونگ]، تونيك و براى بيمارىهاى كليه استفاده مىشود [ايشى دويا]. مصرف آن در مقدار كم مقوى قلب است ولى مصرف زياد آن مسمومكننده است و حركات قلب را فلج مىكند و بهطور گذرا فشار خون را كاهش مىدهد و فاصلۀ بين دامنۀ حركات تنفسى را كمى افزايش مىدهد. در اسناد قديمىتر مندرج است كه دارويى سرد و خنككننده است و مدر و براى مالاريا، تب تيفوئيد، خنازير و رفع ترشحات سفيد سوزاكى مهبل و ترشح مفرط شير u200a١u200aحتى پس از قطع دوران شيردهى مفيد است [استوارت].
به علاوه دارويى براى معالجۀ بيمارىهاى حلق (لوزه، ديفترى، ورم و چرك حلق) و التهاب دهان [لو]و بيمارىهاى ريه، رودۀ بزرگ، مثانه، قلب، تومورها، آبسهها، سرطان ريهها، گواتر و استخواندرد، داروى مفيد و مؤثر است [لوئى].
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 481