Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نامهاى «سماق» ، «سماق» ، «سماقيل» ، «تمتم» و «سماق الدباغين» آمده است. به فرانسوىCorroyere و Sumac des Corroyeurs و Sumac des Tanneurs و به انگليسى Currier's sumach و Tanner's sumac گفته مىشود. درختچهاى است از خانوادۀ Anacardiaceae و نام علمى آن Rhus coriaria L. مىباشد.
درختى است كوچك به ارتفاع u200a۴u200a-u200a٣u200a متر. شاخههاى جوان و دمبرگهاى آن را موهاى زبر پوشانيده است. برگ سماق شانهاى است و طول آن تا u200a١۵u200a سانتىمتر و معمولا داراى u200a١۵u200a برگچه مىباشد. برگچهها دندانهدار به طول u200a۶u200a-u200a۴u200a سانتىمتر بيضى و مخملى است، روى برگ سبز مات زير برگ روشن و در پاييز سرخرنگ و حنايى مىشود.
گلهاى آن خوشهاى متراكم و حنايىرنگ است و در حدود u200a١٠u200a سانتىمتر طول دارد. ميوۀ آن شفت كركدار قهوهاى مايل به ارغوانى است و گوشت ميوه ترش و قابض است.
سماق بومى مناطق مديترانهاى بخصوص سواحل سيسيل است. در ايران در مناطق استپى كوههاى البرز و زاگروس، در آذربايجان و خراسان و فارس و دامنههاى جنوبى البرز، در درۀ كرج و هراز در u200a١٧٠٠u200a-u200a١٠٠٠u200a متر ارتفاع و اطراف تهران شميرانات، قم، تبريز، تفرش و تقريبا در اغلب مناطق ايران مىرويد.
تكثير از طريق كشت بذر آن در نهالستان و يا از طريق پاجوشهاى آن انجام مىشود و پس از u200a٢u200a-u200a١u200a ساله شدن به زمين اصلى منتقل مىشود، و مراقبت خاصى احتياج ندارد.
از نظر تركيبات شيميايى در ميوه و در برگهاى سماق تانن فراوانى موجود است. در برگهاى خشك آن بين u200a٣٠u200a-u200a١۵u200a درصد تانن وجود دارد و به علاوه يك مادۀ رنگين زرد به نام ميريستين u200a١u200aيافت مىشود. در ميوۀ آن علاوه بر تانن مقدار قابل ملاحظهاى سيتريك اسيد، وينيك اسيد، ماليك اسيد و. . . است كه مزۀ ترش و قابض را به آن مىدهد.
سماق قابض است و بندآورندۀ خونروى مىباشد و به عنوان مقوى و تونيك و مدر و براى رفع اسهال خونى و جلوگيرى از خونروى و اخلاط خونى از ريه u200a٢u200aهمراه با سرفه مفيد است.
از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى سرد و خشك است و سردى برگ آن كمتر از ميوۀ آن است.
به عقيدۀ اطباى سنتى پوست روى سماق ترش و قابض است و اصولا اين پوست روى ميوه است كه نقش اصلى را در خواص آن دارا مىباشد.
از نظر خواص معتقدند كه قابض است و مقوى معده و آلات داخل شكم مىباشد. از قى و آشفتگى و اسهال صفراوى و مزمن و اسهال خونى و آمدن خلط خونى از سينه جلوگيرى مىنمايد و خونريزى را بند مىآورد و از ترشح زياد ادرار جلوگيرى مىكند. خوردن ساييدۀ آن با آب سرد جريان و سيلان خون را قطع مىكند و نيمكوفتۀ آن با زيره و آب سرد براى كسى كه هميشه قى مىكند و طعام در معدهاش نمىماند مفيد است. اشتها را تحريك مىكند، بخصوص در اشخاص گرممزاج و با زردۀ تخممرغ و گشنيز خشك اسهال را بند مىآورد و حتى زردۀ تخممرغى كه در آن پخته شود، نيز قابض و مانع اسهال مىشود و با سركۀ رقيق، قابض و براى اسهال و خونروى از رحم و كاهش ترشح زياد غير معمول ادرار نافع است. اگر سماق، بريان و سرخ شود، بيشتر قابض است. سماق مضر معده و كبد سرد است و از اين نظر اشخاص سردمزاج بايد با مصطكى و انيسون بخورند. مقدار خوراك آن تا u200a٢٠u200a گرم، جانشين آن سركه است.
خوردن گردى كه روى ميوه است و آن را خاك سماق نامند، بسيار قابض و كمى تلخ است و براى قطع اسهال مزمن و جريان رطوبتهاى سفيد از رحم مفيد است. ماليدن سماق به دندان براى تقويت و استحكام لثه و زخمهاى بد و درد دندان كرمخورده نافع است و مضمضۀ خيس كردۀ سماق در آب نيز براى زخم دهان و تقويت لثهها مفيد است. اگر گرد سماق را در آب بخيسانند و با كمى كتيرا در زمان شروع چشمدرد در چشم بچكانند نافع است و اگر u200a٣٠u200a گرم سماق را در u200a٢٠٠u200a گرم آب بجوشانند و سپس خرفه را با آن تر كرده بر چشم اندازند، براى جرب و تسكين حدت ناراحتىهاى پلك مفيد است و اگر از آن به پيشانى بيندازند خونريزى از بينى قطع مىشود و خارش پلك رفع مىشود. ريختن چند قطرۀ آن در گوش از جريان چرك گوش جلوگيرى مىكند و كمپرس با آب دمكردۀ آن از ورم كردن عضو ضربهخورده جلوگيرى مىنمايد. دمكردۀ برگ آن براى سياه كردن موى سر و حقنه، اماله يا تنقيۀ دمكردۀ برگ آن براى زخم رودهها و اسهال خونى و دلدرد مفيد است. ماليدن محلول برگ پختۀ آن با آب بارهنگ براى زخمهاى بد و ضماد آن روى ستون فقرات و در بيخ آلت تناسلى مرد براى جلوگيرى از سلس البول و سستى اعضا مفيد است. ضماد برگ آن بر معدۀ اطفال اسهال را قطع مىكند و آلات داخل شكم را تقويت مىنمايد.
صمغ درخت سماق خيلى يابس، و خشككننده و محلل است و براى به هم آوردن جراحات و تسكين درد دندان كرمخورده از طريق گذاردن روى دندان مفيد است.
ميوۀ سماق نبايد تازه مصرف شود زيرا ايجاد مسموميت مىكند و هميشه بايد خشك آن ساييده و مصرف شود.
گونههاى ديگرى از جنس سماق در ايران مىرويد كه عبارتاند از:
u200a١u200a. Rhus Cotinus يا درخت پر كه جداگانه در بخش خاصى در جلدهاى ديگر اين كتاب با نام علمى Cotinus coggyria شرح داده شده است.
u200a٢u200a. سماق صمغى كه به فرانسوى Sumac faux-veis و به انگليسى Wax tree گفته مىشود. نام علمى آن Rhus succedanea L. مىباشد.
درخت كوچك يا درختچهاى است كه بومى چين و ژاپن است و در بعضى باغهاى تهران كاشته مىشود. از اين درخت در ژاپن صمغى براى تهيۀ شمع استخراج مىكنند.
از نظر تركيبات شيميايى از ميوۀ آن صمغ گرفته مىشود كه آن را موم ژاپن گويند.
در برگهاى آن تانن وجود دارد. در عصارۀ شير مانند آن لاكول u200a١u200aموجود است كه مشابه با اوروشيول u200a٢u200aاست.
زايدههاى تيغمانندى كه در ساقههاى آن مىرويد به اطفال كه از اسهال رنج مىبرند داده مىشود. از شيرۀ برگهاى آن براى ناراحتىها و تاول پوست و از ميوۀ آن براى معالجۀ سل ريوى استفاده مىشود.
u200a٣u200a. «سماق آمريكايى» يا «سماق سركه» يا «درخت سركه» ، نام علمى آن Rhus Typhina L. كه مترادف آن R. hirta Sudw. و Schmaltzia hirta Small.
مىباشد. به فرانسوى Sumac de Virginie و Veie d'Amerique و به انگليسى Stagho sumac گفته مىشود.
درختچهاى است بومى امريكاى شمالى، ساقه و برگهاى آن داراى كركهاى مخملى و برگهايش كشيده و بزرگ است. در پاييز قرمز و حنايى مىشود. ميوههاى آن سرخ مىباشد.
اين درختچه به راحتى پاجوش توليد مىكند و تكثير آن از طريق جدا كردن و كاشت پاجوش آن است.
در ايران در باغچههاى تهران و بعضى از ساير مناطق ايران كاشته مىشود.
در ميوه و برگهاى اين سماق نيز مقدار زيادى تانن است و از نظر خواص تا حدود زيادى مشابه سماق معمولى است، ولى ضعيفتر از آن است.
واريتهاى از سماق امريكايى كه زيباست و در باغهاى ايران نيز براى زينت كاشته مىشود با نام R. typhina var laciniata Wood. مىباشد. برگهاى آن داراى بريدگىهاى زياد و خيلى زيباست و تكثير آن نيز از طريق پاجوش است. خواص آن شبيه سماق است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 347