Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «ريشۀ خردل» ، «ترب وحشى» ، «ترب كوهى» و در كتب طب سنتى با نام «ترب دشتى» و «فجل برّى» نام برده شده است، به فرانسوى Raifort و Rave sauvage و در اصطلاحهاى محلى فرانسوى Moutarde des capucins وGrand raifort و Cran و Cranson و Moutarde des Allemands و Moutardelle و به انگليسى Horse radish وScurvygrass ناميده مىشود. گياهى است از خانوادۀ Cruciferae ، نام علمى آن Cochlearia armoracia و مترادفهاى آن Armoracia rusticana Gaertn. و Armoracia lappatifolia Gibb. توسط گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.
ترب كوهى گياهى است چندساله داراى ريشۀ بسيار بلند حجيم كه گوشت مغز آن سفيد و اليافى است. آن را رنده كرده و به عنوان ادويۀ تند مانند خردل در آشپزخانه به كار مىبرند. برگهاى آن دراز، براق بيضى باريك، دو سر آن نوكتيز و كنارۀ آن دندانهدار. ساقۀ آن قايم مجوف و شياردار است. ارتفاع آن u200a٧۵u200a/u200a٠u200a-u200a۶٠u200a/u200a٠u200a متر، گلهاى آن سفيد بهطور گروهى خوشهاى در انتهاى شاخۀ گلدهنده هستند. ميوۀ آن خورجين و اغلب عقيم و بسيار كوچك است.
تكثير اين گياه از طريق كاشت قطعهاى از ريشۀ آن است. براى اين كار قسمتهايى از ريشه به طول u200a١٠u200a سانتىمتر يعنى قطعاتى به طول u200a١٠u200a سانتىمتر از عضو زيرزمينى قطور گياه را بريده روى خطوطى به فاصلۀ u200a٧٠u200a سانتىمتر كه فاصلۀ بوتهها روى خطوط u200a٢۵u200a-u200a٢٠u200a سانتىمتر باشد، مىكارند. برداشت ريشه و قسمت زيرزمينى گياه به منظور استفادۀ دارويى از سال سوم كه ريشه به حجم يك مشت دست رسيده باشد انجام مىگيرد و از طريق كاشت ريشكهاى گياه نيز در خاك پوك و تازه، تكثير آن انجام مىشود.
ترب وحشى يا ترب كوهى در كوهستانهاى مرطوب، گودالها، كنار جريانهاى آب، دامنههاى رو به شمال كوهستانهاى اروپا و آسيا و در هندوستان مىرويد. از وجود اين گياه در ايران تا به حال گزارشى نشده است. ولى پرورش آن امكان دارد.
ريشۀ ترب وحشى ترد و شكننده به طول تا u200a١u200a متر هم ممكن است برسد كه آن را براى مصرف به قطعاتى تقسيم مىكنند. طعم آن تند و سوزان است و وقتى آن را بشكنند بوى گزندۀ بسيار تندى از آن متصاعد مىشود كه بينى و چشم را تحريك مىكند و معمولا در مصارف طبى از ريشۀ تازۀ آن استفاده مىشود. چون ريشۀ ترب وحشى حد اكثر رويش را در فصل پاييز دارد و به علاوه حد اكثر تندى آن نيز با برخورد با سرما ايجاد مىشود، لذا برداشت ريشه از نظر ادويه بايد در اواخر پاييز انجام گيرد.
از نظر تركيبات شيميايى در ريشۀ گياه يك اسانس روغنى فرّار با بوى تند و تيز و خراشدهنده وجود دارد. تندى و گزندگى آن در اثر وجود گليكوزيد سينيگرين u200a١u200aو انزيم مايروزين u200a٢u200aدر آن است. لهشدۀ گياه در اثر داشتن مادۀ ايزو-تيوسيانات u200a٣u200aتأثير بازدارنده روى رشد ميكروارگانيسمها دارد. ريشۀ گياه منبع غنى ويتامين C است.
در گزارش ديگرى آمده است كه گياه خاصيت بازدارندۀ رشد روى جرمهاى گرام منفى گروه حصبه و شبه حصبۀ روده را دارد.
در هريك صد گرم ريشۀ ترب وحشى خام مواد زير وجود دارد:
آب u200a٧۴u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a٣u200a گرم، انرژى u200a٨٧u200a كالرى، مواد چرب u200a٣u200a/u200a٠u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a١٩u200a گرم، كلسيم u200a١۴u200a ميلىگرم، فسفر u200a۶۴u200a ميلىگرم، آهن u200a۴u200a/u200a١u200a ميلىگرم، سديم u200a٨u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a۵۶۴u200a ميلىگرم، تيامين u200a٠٧u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، و ويتامين C 81 ميلىگرم.
ترب وحشى طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و خشك است. برگها و ساقههاى جوان گياه بهطور كلى محرك، معرق و مدر مىباشد و به هاضمه كمك مىكند و در استعمال خارجى به عنوان داروى مؤثر در لومباگو استعمال مىشود. ريشۀ گياه در موارد ناراحتىهاى حاصل از كمبود ويتامين C مصرف مىشود و از دمكردۀ u200a٣٠u200a-u200a١۵u200a گرم در هزار گرم آب آن و يا خيسكردۀ u200a٣٠u200a-u200a١۵u200a گرم رندهشدۀ آن در هزار گرم سركۀ رقيق به عنوان مدر و معالج استسقا، ورم كليه، سنگ كليه، روماتيسم مزمن، نقرس، آب آوردن ريهها، آسم مرطوب، ضعف، زردى و يرقان استفاده مىشود.
ريشۀ رندهشدۀ گياه شبيه خردل اثر قرمزكننده دارد و ضماد ريشۀ لهشدۀ آن روى پوست پس از چند دقيقه پوست را گرم و قرمز مىكند و پس از u200a٣٠u200a-u200a٢٠u200a دقيقه، سوزش و سوختگى و تاول در پوست ايجاد مىكند، بنابراين از ضماد ريشۀ آن براى دردهاى عصبى، سياتيك، گرفتن عضلات، دردهاى روماتيسمى، فلجهاى موضعى و لومباگو استفاده مىشود.
اگر رندهشدۀ ريشۀ آن را روى پارچۀ نازك تميزى پهن كرده روى آن شكر بريزند مايع شيرينى مخلوط با عصارۀ ريشه از پارچه خارج مىشود كه آن را شربت ريشۀ ترب وحشى گويند و اگر روزى u200a٢u200a-u200a١u200a قاشق سوپخورى از اين شربت خورده شود براى كمى ويتامين C مجرب و نافع است.
روغن ترب وحشى بسيار گرم است و در اكثر امراض جانشين روغن زيتون كهنه و روغن بلسان است و محلل بسيار قوى است، خوردن آن براى فلج، لقوه، رفع ناراحتى سم گزش عقرب و ساير گزندگان نافع است و قطرۀ آن در گوش براى تحليل بادهاى گوش و رفع درد آن مفيد است و ماليدن آن به عضو نيز براى فلج، لقوه و سستى اعضا نافع است.
براى تهيۀ روغن ترب وحشى به اين ترتيب عمل مىشود كه برگ ترب وحشى را در آغاز تخم بستن و تبديل گل به تخم، چيده و آب آن برگ را با آب تخم ترب گرفته و با دو برابر وزنش روغن زيتون يا روغن كنجد تازه با آتش ملايم بپزند تا آب آن برود و روغن بماند، البته بايد دقت كرد كه نسوزد.
در حال حاضر مهمترين مصرف ريشۀ ترب وحشى در اروپا و امريكا، مصرف آن به عنوان ادويۀ تند است و مرسوم است كه از ريشۀ تازۀ رنده كردۀ آن با غذاهاى گوشتى نظير گوشت قرمز، ماهى و زبان مصرف مىنمايند و يا از ترشى سركۀ آن استفاده مىشود و مخلوط با خردل بوى مطبوع خاصى به خردل مىدهد.
در فرانسه معمول است ريشۀ ترب وحشى را گرفته رنده كرده با كمى سركه مخلوط مىكنند و شير جوشيده روى آن مىريزند. همينكه شير منعقد شد آب جداشده از قسمت منعقدشدۀ شير را جدا مىكنند و روزى u200a٢u200a-u200a١u200a ليوان از آن مىخورند كه مدر است و براى تسكين درد روماتيسم بسيار نافع مىباشد.
در انگليس مرسوم است كه از شربت ترب وحشى به عنوان داروى سينه و براى معالجۀ خشونت صدا و قطع سرفههاى بعد از آنفلوانزا تجويز مىشود.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 542