Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى انواع آن را «زردآلو» ، «شكرپاره» ، «قيسى» و در كردستان «مشمش» نامند و خشك كردۀ آن را برگۀ زردآلو و برگۀ قيسى و خوبانى گويند. در كتب طب سنتى قديم با نام «مشمش» آمده است.
ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فرانسوى Abricotier و به انگليسى Apricot tree گويند. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae ، نام علمى آن Prunus armeniaca L. و مترادف آن Armeniaca vuglaris Lam. است.
درخت زردآلو به بلندى u200a۶u200a-u200a۴u200a متر با تاج كروى است. پوست تنۀ آن در جوانى ظريف به رنگ سبز مايل به قهوهاى پس از آن در سنين پيرى و در درختان كهن به رنگ مايل به قرمز درآمده و تركهاى محسوسى مىخورد. برگهاى آن ساده قلبىشكل، ليز به رنگ سبز درخشان و زيبا كه كنارۀ آن دندانهدار است و دمبرگ درازى دارد. گلهاى آن در اوايل بهار به رنگ سفيد يا صورتى بدون دم گل بهطور منفرد يا دوتايى ظاهر مىشود. ميوۀ آن كه در گونههاى وحشى كوچك است در انواع پرورش يافته نسبتا درشت، خوش طعم، شيرين، كروىشكل كمى تخممرغى و گوشت آن به رنگ زرد روشن و در داخل آن هستهاى قرار دارد كه داراى پوست سخت خشبى ولى برخلاف هلو صاف است و معمولا در اغلب ارقام به گوشت نمىچسبد.
در داخل هسته، مغزى به شكل بادام با پوست نازك وجود دارد كه طعم آن شيرين و در برخى موارد تلخ است. ميوۀ زردآلو معمولا در اقليم مناطق معتدلۀ ايران در تير و مرداد مىرسد.
زردآلو بومى منچورى، مغولستان و شمال چين است و ابتدا آن را بومى ارمنستان مىدانستند و به همين علت نام آن را منسوب به ارمنستان گذاردهاند. در ايران در مناطق استپى كشت مىشود و انواع متنوعى دارد. تكثير زردآلو از طريق پيوند آن انجام مىگيرد و هستۀ زردآلو فقط به منظور به دست آوردن پايه براى پيوند كاشته مىشود. پيوند زردآلو شكمى و پايههايى كه بيشتر براى پيوند انتخاب مىشوند عبارتاند از: براى خاكهاى عميق و مناطق گرم و آفتابى معمولا از پايۀ حاصله از هستۀ زردآلو استفاده مىشود و در مناطقى با خاكهاى آهكى، بادام به عنوان پايۀ زردآلو به كار مىرود.
در بعضى مناطق پايۀ هلوى وحشى را براى پيوند زردآلو انتخاب مىكنند كه متأسفانه اغلب پاجوشهاى غير پيوندى مىدهد. پيوند زردآلو را معمولا در ارتفاع u200a١٠u200a-u200a٨u200a سانتىمتر از سطح خاك مىزنند.
از نظر تركيبات شيميايى در مغز هستۀ زردآلو وجود روغن چرب و روغن اترى يا اتريالاويل u200a١u200aو چند انزيم و آميگدالين گزارش شده است و در ميوۀ زردآلو ليكوپن و آلفا-كاروتن u200a٢u200aو ويتامين A يافت مىشود ]G. I. M. P[ .
در سند و گزارش علمى ديگرى آمده است كه در مغز هستۀ زردآلو، روغن چرب و پروتئين u200a٣u200a، قند آرابينوز، خاكستر، اسانس روغنى فرّار، آميگدالوزيد u200a۴u200a، امولسين، لاكتاز سلوبياز u200a۵u200aو ويتامين A و C وجود دارد [روا*].
گلوكوزيد آميگدالين تحت تأثير انزيمها و آب به گلوكوز و سيانيك اسيد u200a۶u200aو بنزآلدئيد u200a١u200aتجزيه مىشود [چيو*و كاريونه و كيمورا*]. سيانيك اسيد به فرمول HOCN يك تركيب سمّى است.
در هريك صد گرم گوشت شيرين زردآلو مواد زير وجود دارد:
آب u200a٨۵u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a١٢u200a گرم، پروتئين u200a١u200a گرم، خاكستر u200a٧u200a/u200a٠u200a گرم، كلسيم u200a١٧u200a ميلىگرم، فسفر u200a٢٣u200a ميلىگرم، آهن u200a۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a١u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٢٨١u200a ميلىگرم، ويتامين A 2700 واحد بينالمللى، ويتامين C u200a١٠u200a ميلىگرم، تيامين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و مقدار زيادى منيزيم.
كاربرد زردآلو در مناطق خاور دور، طبق آنچه كه در مدارك علمى طب سنتى منتشره در مغرب زمين آمده است: در كره از مغز هستۀ آن به عنوان داروى سينه و معالجۀ خشكى حلق و گلو استفاده مىشود [چونگ**]. و براى بيمارىهاى ورم حنجره (لارنژيت) و بيمارىهاى ريه و آبسهها به كار مىرود [ايشىدويا]. در چين و ژاپن به عنوان تصفيهكنندۀ خون و ضد سرفه [روا*]، مسكّن ناراحتىهاى مركز تنفسى [چيو*]، و مقوى و ضد تشنج و براى سرماخوردگىهاى سخت و آسمهاى برونشيتى u200a٢u200a[ايچىمورا]، روماتيسم، ورمهاى پا و يبوست تجويز مىشود [لوئى**]. جوشاندۀ برگ پختۀ زردآلو اشتهاآور است [هو]. روغنى كه از مغز هستۀ آن گرفته مىشود به تركيبات دارويى ضد سرفه اضافه مىشود [كاريونه و كيمورا*]. در هند و چين مرسوم است كه لهشدۀ زردآلو را مىجوند ولى بلع نمىكنند و به اين ترتيب معتقدند كه لولههاى برونشى از سرما در دوران زمستان محافظت مىشود و آسيب نمىبيند [كروست و پتلو**]. [استوارت]معتقد است كه گل و برگ و مغز هسته و خلاصه تمام قسمتهاى هوايى گياه در موارد فوق مؤثر است.
زردآلو از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى سرد و تر است و شيرين آن كمى گرم مىباشد. از نظر خواص آن بازكنندۀ گرفتگىهاى مجارى عروق و نرمكنندۀ سفتىها مىباشد. زردآلوى شيرين ملين مزاج است و براى گرممزاجان مفيد است و موجب رفع بدبويى دهان مىشود. خوردن آب پخته يا خيسكردۀ برگۀ آن مسهل صفرا و ملين مزاج است. تشنگى و غليان خون و صفرا و التهاب معده را فرومىنشاند.
آروغ را قطع مىكند. اگر شخص تبدار كه تب گرم صفراوى دارد آن را بخورد و روى آن آب گرم و عسل بنوشد و قى كند تب او قطع مىشود. زردآلو خيلى زود فاسد و متعفن مىشود، نفاخ است و در اين صورت آروغ ترش ايجاد مىكند و ممكن است تب بياورد، براى سردمزاجان و معدۀ ضعيف اشخاص كهنسال نيز مضر است. از اين نظر براى عدم مواجهه با اين ضررهاى آن بايد با شكر، مصطكى و انيسون، زيره و كندر خورده شود. اگر روى آن آب خورده شود خصوصا اگر آب سرد خورده شود و يا اينكه زردآلو را بعد از غذاى سنگين بخورند، بسيار مضر است و در اين قبيل موارد براى اصلاح بايد سعى كرد قى كنند و با تنقيه با هليله يا تخم رازيانه چند روز پىدرپى و يا سكنجبين خوردن رفع ناراحتىها شود. ناشتا خوردن زردآلو بسيار بد است و مداومت در خوردن آن باعث دلدرد مىشود و براى رفع آن بايد شكر و انيسون خورد.
مغز هستۀ زردآلو اگر تلخ باشد گرم و خشك است و اگر شيرين باشد كمتر گرم و خشك است و از نظر خواص مقوى نيروى جنسى و ديرهضم است. از اين نظر بايد با نمك بو داده و خورده شود. روغن مغز هستۀ آن اعم از تلخ و شيرين بازكنندۀ گرفتگىهاست و خشونت حلق و زبرى پوست را رفع مىكند. خوردن u200a۵u200a گرم از روغن مغز تلخ آن كشندۀ كرم معده و مسهل قوى است و ورم مقعده را تحليل مىبرد و سنگ مثانه را خرد مىكند و براى شكم روش سرد مفيد است. ريختن چند قطرۀ آن در گوش براى تسكين درد گوش و رفع سنگينى شنوايى نافع است و در ساير خواص خيلى شبيه روغن بادام تلخ است.
مقدار خوراك آن تا u200a١۵u200a گرم و روغن مغز شيرين آن ضعيفتر از تلخ آن است.
خوردن مغز تلخ هستۀ زردآلو ممكن است ايجاد مسموميت نموده و باعث آشفتگى شود و علاج آن قى كردن آن است و با خوردن ربهاى ميوههاى ترش رفع مىشود.
برگ و شكوفۀ زردآلو از نظر طبيعت سرد و خشك است. و خوردن دمكردۀ برگ آن دافع كرم معده و مدرّ است و ريختن آن روى ورمها موجب تحليل ورمها مىشود. اگر برگ خشك آن به قدر u200a١٠u200a گرم با آب سرد خورده شود اسهال را قطع مىكند و بند مىآورد و اگر چند قطره از آب برگ آن در گوش ريخته شود، مسكن درد گوش است.
خوردن شكوفۀ زردآلو خواصى نظير برگ آن دارد. شكوفههاى خشكشدۀ زردآلو خونريزى داخلى و بيرونى را بند مىآورد.
طبق تحقيقات علمى جديد زردآلو در رديف بالاى ليست ميوهها و سبزىهاى ضد سرطان بخصوص ضد سرطان ريه و شايد هم سرطان لوز المعده جاى دارد. هر دو نوع سرطان ياد شده در ارتباط با سيگار كشيدن هستند. علت اين اثر مفيد وجود مقدار زيادى مادۀ شيميايى بتاكاروتن u200a١u200aيا پروويتامين A u200a٢u200aدر زردآلو و ساير ميوهها و سبزىهاى نارنجى و سبز تيره مىباشد كه براى پيشگيرى و تا حدودى نيز كنترل انواعى از سرطانها بخصوص سرطان ريه و پوست بسيار مؤثر است. توصيۀ دانشمندان اين است كه براى داشتن بيشترين نتيجه، بهتر است برگۀ زردآلو خورده شود زيرا تراكم و غلظت بتاكاروتن در آن خيلى بيشتر از زردآلوى تازه است.
طبق بررسىهاى جديد روشن شده است كه در مغز هستۀ زردآلو، نظير مغز هستۀ هلو و گيلاس و آلبالو و سيب و آلو و بادام تلخ، مادۀ شيميايى به نام لتريل u200a٣u200aيافت مىشود. لتريل يا ويتامين Bu200a١٧u200a? از نظر شيميايى از دو مولكول قندى يكى بنزآلدئيد u200a۴u200aو ديگرى سيانيد u200a۵u200aتشكيل شده كه نام آن آميگدالين u200a۶u200aاست، كه با مقدار كم و در حد مجاز و با نظر پزشك به عنوان دارويى از گروه نيتريلوزيدها u200a٧u200aمعمول مىباشد. لتريل از موادى است كه مصرف در حد مجاز آن ممكن است ضد سرطان باشد ولى به علت داشتن مادۀ سمّى سيانيد معمولا توصيه نمىشود. مصرف آن جز در چند ايالت در غالب ايالات امريكا طبق قانون ممنوع است. طبق آزمايشهايى كه شده اگر u200a٣٠u200a-u200a۵u200a مغز هستۀ زردآلو بهطور پراكنده در تمام ساعات روز به تدريج خورده شود ممكن است اثر ضد سرطانى داشته باشد ولى اگر يكجا و در يك نشست خورده شود مسمومكننده است. اما استعمال خارجى بادام تلخ و مغز هستۀ زردآلو براى تعداد زيادى از بيمارىها مفيد و معمول مىباشد. لتريل يكى از انواع ويتامينهاى B است كه در مخمّر آبجو وجود ندارد.
توجه: مغز هستۀ زردآلو به سبب داشتن آميگدالين يا لتريل سمّى است و اگر مقدار زيادى در يك نشست خورده شود بخصوص در اطفال ممكن است ايجاد مسموميت نمايد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 518