Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نام «تمر» نام برده مىشود. ميوۀ درختى است كه به فارسى «درخت خرما» و به عربى «نخل» ، به فرانسوى Dattier و Palmier و به انگليسى Date-plam گويند. گياهى است از خانوادۀ Palmaceae كه نام علمى آنPhoenix dactylifera L. مىباشد.
درخت خرما كه ارتفاع آن u200a٢٠u200a-u200a١٠u200a متر مىشود داراى تنهاى است استوانهاى صاف قايم بدون انشعاب كه آثار برگهاى قديم درخت روى آن به صورت برجستگىهايى باقى مىماند. برگهاى آن پرى در قاعده خاردار، دراز به طول u200a۶u200a-u200a٣u200a متر به رنگ سبز تيره با برگچههاى سخت و خشن و مومى.
درخت خرما درختى است دو پايه، عدهاى از درختها نر و عدهاى از درختها ماده هستند. اگر درخت از كشت دانه حاصل شده باشد گلهاى آن پس از دهسالگى ظاهر مىشود و درخت شروع به گل دادن مىنمايد، ولى اگر درخت از پاجوش حاصل شده باشد (كه معمول اين است) پس از u200a۵u200a-u200a۴u200a سال شروع به گل دادن مىنمايد. در اوايل ظهور، گلها در يك محفظۀ قهوهاىرنگ نسج گياهى قرار دارند و پس از اينكه گلهاى ماده با گردۀ گلهاى نر كه از درخت نر گرفته شده تلقيح شدند، ميوهها بتدريج ظاهر مىشوند. از مرحلۀ گل بودن تا خرما شدن زارعين محلى هفت مرحله را نامگذارى كردهاند كه نامهاى مراحل هفتگانۀ ميوه شدن خرما عبارتاند از:
u200a١u200a. طلع: كه بهار خرما مىباشد. گردۀ بهار نر را «گشن» گويند و آن را تارونه نيز مىگويند. در شيراز معمول است عرق تارونه از طلع تهيه و در بازار عرضه مىشود.
u200a٢u200a. بلح: گلهاى مادۀ تلقيحشده را گويند.
u200a٣u200a. خلال: غورۀ خرما كه هنوز سبز است و شيرين نشده است.
u200a۴u200a. بسر: غورۀ خرما كه زرد شده باشد.
u200a۵u200a. قسب: كه به فارسى «خرماى سنگاشكن» و شيرازىها به آن «قسبك» گويند.
u200a۶u200a. رطب: خرماى رسيده تازه است كه رطوبت آن زياد است.
u200a٧u200a. تمر: خرماى رنگگرفته رسيده و آماده براى چيدن است كه كمى خشكتر از رطب مىباشد، هريك از مراحل فوق خواص درمانى نسبتا متفاوتى دارند كه به علت عدم دسترسى همگان به آنها از نظر احتراز از تطويل كلام فقط به ذكر مرحلۀ هفتم يعنى تمر پرداخته مىشود.
ميوۀ رسيدۀ خرما يا تمر بسته به نوع آن به رنگهاى قهوهاى روشن، قهوهاى، قهوهاى تيرۀ مايل به سياه مىباشد و گوشتى شيرين داراى يك هستۀ دراز به طول u200a٣u200a-u200a١u200a سانتىمتر و قطر u200a۵u200a-u200a٢u200a ميلىمتر است كه به صورت خوشههاى بزرگ ظاهر مىشود. در بعضى ارقام، هسته به قدرى كوچك است كه تقريبا ديده نمىشود. تكثير خرما از طريق كاشت پاجوشهاى آن است كه از پاى درخت گرفته مىشود. اين پاجوشها كه u200a١۵u200a-u200a١٠u200a كيلوگرم وزن دارند در بهار به فاصلۀ u200a٨u200a-u200a٧u200a متر از هر طرف در محل اصلى كاشته مىشوند و براى هر سه پايۀ نر معمولا يك پايۀ ماده مىگذارند و مىكارند.
خرما بومى مناطق گرمسير افريقا و عربستان است و در ساير مناطق گرم جهان نيز كاشته مىشود. در ايران در تمام مناطق گرمسير كشور از جمله در قصر شيرين، مناطق مختلف خوزستان، كرمان، فارس، بلوچستان و نواحى مركزى كاشته مىشود.
از نظر تركيبات شيميايى خرماى رسيده يا تمر داراى مقدار قابل ملاحظهاى مواد قندى (حدود u200a٧٠u200a-u200a۶۵u200a درصد) مىباشد كه حدود u200a٢۵u200a درصد آن ساكاروز و u200a۴۵u200a درصد گلوكوز و ساير هيدراتهاى كربن است. به علاوه داراى مواد لعابى، انواع ويتامينهاى D، B، A و E ، مقدار قابل ملاحظهاى پتاسيم (u200a۶۴٨u200a ميلىگرم در هر u200a١٠٠u200a گرم) و مقدار كمى نيز از ساير املاح مىباشد.
در هريك صد گرم قسمت قابل خوردن خرماى خام و خشك مواد زير موجود است:
آب u200a٢٢u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a٢u200a گرم، مواد چرب u200a۵u200a/u200a٠u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٧٢u200a گرم، خاكستر u200a٩u200a/u200a١u200a گرم، كلسيم u200a۵٩u200a ميلىگرم، فسفر u200a۶٣u200a ميلىگرم، آهن u200a٣u200a ميلىگرم، سديم u200a١u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a۶۴٨u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a۵٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠٩u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a١u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٢u200a/u200a٢u200a ميلىگرم.
خرما از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و كمى خشك و بعضى آن را گرم و كمى تر مىدانند. در مورد خواص آن معتقدند كه خرما از ميوههاى سينهاى است (خرما، انجير، عناب و مويز) و از جوشاندۀ u200a۵٠u200a گرم آن در u200a١٠٠٠u200a گرم آب پس از صاف شدن شربت بسيار مؤثرى براى رفع خشونت و نرم كردن سينه به دست مىآيد. براى فلج، لقوه، تقويت كليه، درد كمر، نرم كردن مفاصل و براى سينه اشخاص سردمزاج خوب است. خوردن دمكردۀ خرما با شنبليله براى تبهاى بلغمى و خرد كردن سنگ مثانه مفيد است. اگر خيسكردۀ آن در شير تازه كه كمى دارچين در آن ريخته شده باشد بخورند و پس از آن هم باز كمى شير بياشامند براى تقويت نيروى جنسى مؤثر است. از نظر هضم ثقيل و بطئى الهضم است و براى گرممزاجان خوب نيست. خرما معمولا براى ساكنين مناطق غير خرماخيز مناسب نيست.
خرما موجب گرفتگى كبد، طحال، اختلال در اخلاط، سردرد، درد دندان و زخم در دهان مىشود. براى رفع اين عوارض مىتوان آب انار، سكنجبين و بادام بىپوست خورد و بعد از خوردن خرما در اينگونه اقليمهاى غير خرماخيز بايد دهان را با آب نيمگرم كه سماق در آن خيسانده باشند و يا با سركه شست و سرانجام ممكن است با جويدن طرخون كه مدتى در دهان نگهداشته شود، از بروز اين عوارض جلوگيرى كرد.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 541