به

خرید بک لینک

به

به فارسى «به» ، «آبرود» ، «آبى» و در كتب طب سنتى با نام عربى آن «سفرجل» نام برده مىشود و در نقاط مختلف شمال ايران با نامهاى محلى، در آستارا «آيوا و هيوا» ، در مازندران و راميان و كتول «شغالبه و شالبه» ، در لاهيجان و رودسر «توچ» و در رامسر و شهسوار «سنگه» ناميده مىشود.

نامهاى فوق براى ميوه و درخت هر دو استعمال مىشود. ميوۀ درخت به است كه به فرانسوى Coing و به انگليسىQuince و درخت آن را به فرانسوى Cognassier و به انگليسى Quince مىنامند. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae ، نام علمى آن Cydonia oblonga Mill. و مترادفهاى آن Cydonia vulgaris pers. و Cydonia- maliformia Mill. وPyrus cydonia L. از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.

مشخصات

نام جنس Cydonia منسوب است به شهر صيدون لبنان كه داراى درختان به فراوان بوده است. به درختى است كوچك كه پوست ساقه و تنۀ آن به رنگ قهوهاى سير كه شكاف نمىخورد، ولى وقتى كه درخت كهنسال شد قطعاتى از پوست از درخت كنده مىشود. برگها پوشيده از كرك و روى برگها صاف و بىكرك و تار است. جوانههاى آن كوچك و پوشيده از تار است. گلهاى آن خيلى بزرگ بهطور منفرد به رنگ سفيد يا صورتى كه داراى u200a۵u200a گلبرگ است. ميوۀ آن زردرنگ، گرد يا به شكل گلابى و سطح آن اغلب پوشيده از كرك است و داخل آن دانههاى به، معمولا در هر خانه u200a١٢u200a عدد، وجود دارد. درخت به بومى مشرق زمين و مركز آسيا است، در جنگلهاى شمال ايران بهطور خودرو جنگلى در ارتفاع متوسط مىرويد. تكثير درخت به از طريق قلمه (قلمۀ پاشنهاى) ، خوابانيدن شاخه، ساقه و پيوند زدن است. از به به عنوان پايه براى پيوند گلابى نيز استفاده مىشود. انواع مورد نظر به را روى پايۀ به در مردادماه به صورت شكمى پيوند مىزنند. نهالهاى پيوند خوردۀ به را كه رشد كافى كرده باشد، معمولا با فواصل u200a۵u200a-u200a۴u200a متر در باغ مىكارند.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در مغز دانۀ به گلوكوزيد آميگدالين (در حدود u200a١u200a درصد) وجود دارد و از مغز دانه در حدود u200a١٩u200a-u200a١۵u200a درصد روغن ثابت گرفته مىشود. در جوانههاى به يك گلوكوزيد سيانوژنتيك يافت مىشود.

از پوست و سرشاخههاى آن اسيد سيانيدريك ) HCN( گرفته مىشود.

قشر خارجى دانۀ به در حدود u200a٢٠u200a درصد لعاب محلول در آب دارد و اين لعاب به قدرى است كه اگر u200a۵u200a-u200a۴u200a گرم آن در آب انداخته شود محلولى شبيه سفيدۀ تخممرغ حاصل مىشود. برگ درخت به نيز داراى كمى گلوكوزيد آميگدالين است.

بررسى ديگرى نشان مىدهد كه در تخم به يا به دانه چند گلوكوزيد، مواد لعابى و پكتين، ليپيد u200a١u200a، رزين u200a٢u200aو ويتامين Cوجود دارد. در برگهاى به در حدود u200a١١u200a درصد تانن يافت مىشود و ضمنا داراى روتين فلاون u200a٣u200aاست. در بهدانه آلكالوئيد، ساپونين و تانن وجود ندارد.

بررسى گوشت ميوۀ به كه شيرين و گس است نشان مىدهد كه در هريك صد گرم گوشت ميوه مواد زير وجود دارد:

آب u200a٨٣u200a گرم، مواد قندى و كربوهيدراتها u200a١۵u200a گرم، خاكستر u200a۴u200a/u200a٠u200a گرم، كلسيم u200a١١u200a ميلىگرم، فسفر u200a١٧u200a ميلىگرم، آهن u200a٧u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a١٩٧u200a ميلىگرم، ويتامين A خيلى كم در حدود u200a۴٠u200a واحد بينالمللى، ويتامين C در حدود 15 ميلىگرم، تيامين ٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و سديم u200a۴u200a ميلىگرم.

خواص-كاربرد

برگهاى درخت به و جوانههاى آن و پوست ساقههاى آن قابض است. ميوۀ به قابض و نرمكنندۀ سينه و مقوى قلب است. دانۀ به ضد تب و براى بند آوردن اسهال ساده و اسهال خونى و جراحات گلو استفاده مىشود. لعاب بهدانه در استعمال خارجى براى زخمها و سوختگى پوست در اثر آتش مفيد است.

ميوۀ به شيرين از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى، قريب به اعتدال يا كمى گرم و تر است.

ميوۀ به از نظر طعم معمولا u200a٣u200a نوع است: نوع شيرين، نوع ترش و نوع ترش و شيرين يا به اصطلاح طب سنتى مز كه به فارسى ميخوش ناميده مىشود.

به فرحآور، مقوى دماغ و معده و مدر است. خوردن ميوۀ به خام قابض و مسدودكنندۀ مجارى عروق است. به شيرين خام براى اشخاص گرممزاج مضر است.

به ترش از نظر طبيعت سرد و خشك است. در تقويت معده از شيرين آن قوىتر است اگر زياد خورده شود مسهل است. عصارۀ به براى تنگى نفس، آمدن اخلاط خونى از سينه، قى، تقويت معده، ازدياد ترشح ادرار و بند آوردن خونريزى نافع است.

به ترش و شيرين يا مز از نظر حرارت و برودت معتدل ولى خشك است. خواص آن مانند ساير انواع است و براى رفع آشفتگى و جلوگيرى از قى و بند آوردن خونريزى داخلى مفيد است. خوردن به بهطور خام مضر است و بهتر است به صورت مربا خورده شود. ريختن قطرۀ آب به در مهبل براى رفع سوزش مجراى ادرار نافع است و جراحات مجرا را التيام مىبخشد و اگر به را زير آتش گذارند كه بريان شود به حدى كه رنگ آن تيره گردد و بخورند براى قطع اسهال مزمن بسيار مجرب است، بخصوص كه در داخل آن بجاى بهدانه جوز بوا را خرد كرده و پر كرده باشند. مقدار خوراك از آب به تا u200a١٢٠u200a گرم است.

رب به ترش، سرد و خشك است و قابض و قى و اسهال را بند مىآورد. تشنگى را تسكين مىدهد، حرارت و درد معده و رودهها را كه از اخلاط موجود باشد، كاهش مىدهد. مسهل است و اگر با آب برگ نعنا خورده شود براى جلوگيرى از آشفتگى و قى خصوصا قى صفراوى مفيد است. مضر ريه و سرفه است. مقدار خوراك از رب آن تا u200a٨٠u200a گرم مىباشد. رب به شيرين نيز نظير رب به ترش است.

شكوفۀ تازۀ به معتدل است، درد سر و غليان حرارت را تسكين مىدهد و مقوى دل و دماغ و معده است و مرباى شكوفۀ به براى تقويت سينه، دل و آلات داخل شكم و خفقان گرم نافع است.

ضماد گوشت ميوه و برگ درخت به براى ورمهاى گرم چشم مفيد است. پرزى كه روى پوست ميوه است، بسيار قابض و براى حلق و صدا مضر مىباشد. گرد ميوۀ خشكشدۀ به براى بند آوردن خون جراحتها مفيد است.

روغن به: براى تهيۀ روغن به ابتدا به را كاملا پخته و فشرده و آب آن را مىگيرند و با دو برابر وزن آب گرفتهشده روغن زيتون جوش مىدهند آنقدر كه آب تبخير شود و فقط روغن بماند و بايد مراقبت شود كه روغن نسوزد.

روغن به از نظر طبيعت سرد و تر و قابض است. براى زخمهاى دهان و سرگيجه و طنين در گوش مفيد است. خوردن آن براى سردرد گرم، خونروى از سينه، ورم كبد، اسهال مزمن، شكمروش گرم، زخم رودهها و رفع سم حشرات گزنده مفيد است و تنقيه يا حقنۀ با آن نيز همين اثر را دارد.

بهدانه: از نظر طبيعت بيشتر سرد و تر است. لعاب بهدانه براى خشونت حلق، سرفه گرم و خشك، تسكين حرارت معده، تبها، سوزش زبان و دهان و خشكى زبان و دهان نافع است. صاحب ذخيرۀ خوارزمى مىگويد كه بهدانه با وجود لعاب داشتن مضر معده نيست. ماليدن لعاب بهدانه به پوست براى تسكين و التيام سوختگى آتش، آبجوش و معالجۀ آفتابزدگى پوست نافع است و جويدن بهدانه براى رفع كندى دندانها و مغز آن در گرممزاجها براى تقويت نيروى جنسى مفيد است و براى سل و اعضاى تنفسى، سرفه، گرفتگى آواز و زخم رودهها نافع است. مقدار خوراك از دانه تا u200a١٠u200a گرم و از لعاب آن تا u200a۵٠u200a گرم است. بهدانه معده را سست و ضعيف مىكند از اين نظر بايد گرممزاجها با شكر و سردمزاجها با رازيانه بخورند. جانشين بهدانه اسفرزه است.

روش مقشر نمودن بهدانه آن است كه ابتدا لعاب آن را بگيرند و تخم لعاب گرفته را در پارچۀ كرباسى بسته با فشار بمالند تا پوست آن جدا گردد.



u200a١u200a) . Lipids
u200a٢u200a) . Resin
u200a٣u200a) . Flavones

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 390 تاريخ: جمعه اسفند 1392 ساعت: 5:1

صفحه بندی