آثار دفاعى دانهها و مغزهاى گياهى در مقابله با سرطان و ساير بيمارىها «مهاركنندههاى پروتئاز»

خرید بک لینک

آثار دفاعى دانهها و مغزهاى گياهى در مقابله با سرطان و ساير بيمارىها
«مهاركنندههاى پروتئاز»

دربارۀ آثار شفابخش اغلب گياهان در كنترل بيمارىها، تحقيقات گستردهاى در دنيا انجام گرفته است و اين كار قدمت تاريخى دارد كه در كتب و مدارك علمى متعددى در جهان طبع و نشر شده است در اين بررسى تحقيقات علمى جديدى كه در مورد آثار شفابخش گروهى از گياهان خوراكى در مبارزه با سرطان، اين غول وحشتناك قرن و برخى از ساير بيمارىها انجام شده ارائه مىشود. يكى از صدها دانشمندى كه از حدود u200a٣٠u200a سال پيش، تلاش خستگىناپذير و تحقيقات گستردهاى در اينباره انجام داده دكتر ترول u200a١u200aاست.

دكتر ترول استاد كرسى طب محيط زيستى در دانشگاه نيويورك از سال u200a١٩۶٩u200a ميلادى از پيشگامان توصيۀ مصرف زياد مواد غذايى گياهى بخصوص حبوبات و دانهها و مغزهاى گياهى و دستهاى از سبزيجات در رژيمهاى غذايى بوده است.

سال u200a١٩۶٩u200a سالى است كه دكتر ترول كشف معروف خود را در مورد وجود گروهى از مواد و تركيبات به نام Protease inhibitors به مقدار زياد در مغزها و دانههاى گياهى اعلام نمود. با اين كشف دكتر ترول تأكيد دارد كه تركيبات يادشده ممكن است براى از بين بردن سرطان آثار معجزهآسايى داشته باشند و اين آثار از راه دخالت در از هم گسيختن و ايجاد اختلال در فعاليت عوامل سرطانزا نظير انكوژنها u200a١u200aو آنزيمهايى به نام پروتئازهاى مخرب كه هر دو از انواع سرطانزا مىباشند خواهد بود.

حال ببينيم توجيه علمى اين نظريه چيست؟ و پس از خوردن مثلا نخود يا ساير مواد گياهى خوراكى نظير برنج (برنج قهوهاى) و مغزهاى گياهى و ذرت و دانههاى غلات و نظاير آنچه حوادث فيزيولوژيكى در بدن رخ مىدهد.

همينكه نخود وارد معده و پس از آن وارد رودهها شد پوشش خارجى آن به كنار رفته و مغز آن در معرض آثار شيرۀ معدى قرار مىگيرد و به ذرات قابل هضم ريزى تبديل مىشود ولى در قسمت داخلى نخود مولكولهاى غير قابل انهدامى به نام Protease inlhibitors وجود دارد كه در بستر رودهها به فعاليت خود ادامه مىدهند.

دكتر ترول در اين مورد تحقيقاتى انجام داده و با استفاده از مواد راديواكتيو در جانوران دريافته است كه اين مولكولهاى Protease inhibitors از آثار مخرب و منكوبكنندۀ ترشحات هاضمه مصون و محفوظ مانده و دستنخورده باقى مىمانند.

در اينجا لازم به تذكر است كه مولكولهاى پروتئازهاى فوق منحصرا براى خدمت به انسان خلق نشدهاند، بلكه فلسفۀ اصلى خلقت آنها تأمين و تضمين حفظ نسل و تكثير گياهان است. مثلا مولكولهاى اين پروتئازها خميرمايه نفرتانگيز كردن دانههاى گياهى براى حشرات است و همچنين دانه را به صورت يك ماده غير قابل هضم و از بين نرفتنى براى خوراك پرندگان درمىآورد و مآلا دانهها پس از خورده شدن به وسيلۀ پرندگان بدون اينكه هيچ تغييرى در فيزيولوژى و قوۀ ناميۀ آنها داده شود در داخل دستگاه هاضمۀ پرندگان سالم مانده و عينا دفع مىشوند و در خاكى كه از نظر رطوبت و حرارت مناسب باشد جوانه مىزنند و رشد مىكنند و منشأ يك گياه جديد مىگردند.

تا به حال در حدود هشت نوع Protease inhilitors از دانههاى گياهان خوراكى جدا شده است كه شامل آن نوع كه از غدۀ سيبزمينى جدا شده است نيز مىباشد.

دكتر ترول مىگويد به دلايل متعددى انسان علاقهمند است كه اين مولكولها در مواد خوراكى وجود داشته باشد. از جمله دلايل و شواهد آشكارى به دست آمده است كه اين مولكولها فعاليت و عادت مخرب انواعى از پروتئازها را كه باعث پيشرفت گسترش عوامل سرطانزا هستند متوقف مىكند.

پروتئاز كه در حقيقت از آنزيمهاى لازم براى شكستن و هضم ذرات پروتئين در بدن است وظيفه دارد كه پروتئين مواد خوراكى را كه انسان مىخورد هضم نمايد. ولى بعضى از انواع پروتئازها درعينحال از عوامل كمككننده به سلولهاى سرطانى هستند و چون سلولهاى سرطانى، تازه واردهاى ناخواندۀ شومى هستند كه نظير ساير سلولهاى طبيعى از حمايت طبيعى بدن برخوردار نيستند، لذا اين سلولهاى شوم اين نوع پروتئازها را براى ادامۀ حيات و رشد و تكثير خود استثمار مىكنند و در خدمت مىگيرند. مثلاCollagene نوعى پروتئين است كه به منزلۀ ملات سختى ديوارههاى سلولها را به يكديگر مربوط مىسازد و در نتيجه موجب انسجام و به هم پيوستگى نسوج مىشود.

سلولهاى سرطانى براى رشد و توسعه و گسترش خود در بدن ناچارند ابتدا با درهم ريختن و انهدام اين ملات كولاژن به سلولهاى سالم رخنه نمايند براى اين كار نوعى پروتئاز به نام Collagenase را به كار مىگيرند تا بتوانند اين ملات كولاژن را داغان كرده و از هم بپاشند و پس از آن راه ورود خود به داخل سلولهاى سالم را باز نمايند و در اينجاست كه اگر مولكولهاى Protease inhibitors مناسب در صحنه نبرد حضور داشته باشند از فعاليت مخرب كولاژنازها جلوگيرى كرده و در نتيجه مانع تخريب ملات كولاژن شده و از آماده شدن زمينه براى سرطان جلوگيرى مىنمايند.

علاوه بر نكات بالا تحقيقات دكتر ترول نشان داده است كه مولكولهاى Protease inhibitors خود داراى خاصيت و فعاليت ضد سرطانى نيز مىباشند. بهطورى كه موجب تضعيف و كنترل Oncogene يا عوامل تومورزا مىشوند.Oncogene ها طبق تحقيقات جديد دانشمندان، به نظر مىرسد كه از كليدهاى اصلى ايجاد سرطان در بدن مىباشند و عموما در هر سلول سالم و عادى به حالت غير فعال وجود دارند ولى در اثر حوادثى، تغييرات ناگهانى معروف به موتاسيون در آنها پديد مىآيد و به ژنهاى سرطانى تبديل شده و موجب تحريك سلول و تبديل سريع آن به تومور سرطانى مىشوند.

دكتر ترول معتقد است ما دام كه اونكوژنها بدون فعاليت هستند عوامل بىضررى مىباشند. در حال حاضر طبق بررسىهاى دانشمندان در حدود يك صد نوع مختلف اونكوژن شناخته شده است كه در تبديل سلولهاى عادى به سلولهاى سرطانى و گسترش تدريجى سرطان شركت دارند.

از طرف ديگر مولكولهاى Protease inhibitors داراى خاصيت جلوگيرى از اكسيده شدن هستند و يا به اصطلاحAntioxidants مىباشند. بنابراين از آثار مخرب مولكولهايى كه داراى بار قوى اكسيژن هستند و به نام راديكالهاى آزاد) Free radicals( ناميده مىشوند و عامل وارد نمودن آسيب و صدمه به سلولهاى بدن مىباشند جلوگيرى مىنمايند.

با توضيحات فوق نتيجه گرفته مىشود كه مولكولهاى Protease inhibitors به منزلۀ يك چتر حمايتى هستند كه از پيشرفت سرطان در مراحل مختلف جلوگيرى كرده و حتى از وارد شدن آسيب غير قابل جبران به ماده مهم DNA در مراحلى كه سرطان پيشرفت كرده و سلولهاى سرطانى آخرين مراحل انهدام و ضعف را طى مىنمايند دفاع نموده و جلوگيرى مىنمايد.

در اين تحقيقات چيزى كه تمام افكار دكتر ترول را به خود مشغول مىداشت اين بود كه چطور قدرت مبارزۀ مولكولهاى Protease مىتواند در مراحل بحرانى سرطانى از گسترش سرطان در بدن انسان جلوگيرى نمايد و ضمنا پس از اينكه سرطان در سلولها خانه كرده و DNA مورد حمله قرار گرفت و آسيب ديد و سلول زخمخورده زمينۀ مساعدى براى گسترش و نمود سرطان گرديد، آيا اين پروتئازها مىتوانند به كمك سلول سرطانى براى قطع سرطان بروند؟ و معتقد بود اگر در اين مرحله بتوان از افزايش رشد و گسترش سرطان جلوگيرى كرد موفقيت نصيب خواهد شد.

به علاوه معتقد است كه جلوگيرى از شروع سرطان خيلى مشكل است زيرا تمام انسانها بهطور دايم به صور مختلف بههرحال احتمالا تحت تأثير حملۀ سرطان هستند چرا كه همه در معرض عوامل بسيار گسترده عوامل سرطانزاى محيط مىباشيم.

بنابراين تلاش تحقيقاتى او متمركز بر اين بود كه چطور مىتوان از تقسيم غير عادى و تكثير سلولهايى كه در آنها سرطان آغاز شده و همچنين از تبديل آنها به توده بدخيم جلوگيرى نمود. به عبارت ديگر بررسىهاى او بر اين متمركز بود كه چطور ممكن است از پيشرفت درازمدت تغييرات سرطانى در مرحلۀ پس از اينكه سلول مورد حمله قرار گرفته و قبل از اينكه تومور از كنترل خارج شود جلوگيرى نمود. به عقيدۀ دكتر ترول در اين مرحله است كه اونكوژنهاى فعال پديدار مىگردند.

دكتر ترول معتقد است كه اونكوژنهاى فعال مىتوانند درعينحال هم ماده حياتى DNA u200a١u200aرا تغيير دهند و هم در تقسيم و تكثير سلولها و تبديل آنها به تومور بدخيم سرطانى نقش اساسى ايفا كنند. در يك آزمايش دكتر ترول و همكارش دكترSeymour Garze در دانشگاه نيويورك يك نمونه اونكوژن از DNA سلول سرطانى مثانه يك شخص برداشت كرده و آن را در يك سلول عادى و سالم وارد نمودند كه پس از آن شروع به رشد غير عادى نمود. در اين مرحله همينكه دانشمندان چهار نوع Protease inhibitirs مختلف اضافه كردند تحولات متوقف شد و تغييرات سرطانى به وقوع نپيوست. با اين آزمايش آنها متوجه شدند كه Protease inhibitors فعاليت عامل اونكوژن را متوقف كرده و از سرطانزايى آن جلوگيرى كرده است.

اين آزمايش نشان مىدهد كه وجود انكوژن به احتمال زياد براى رشد سلولى و رشد تومورها ضرورى است و لذا اگر مانع فعاليت آن بشويم و به نوعى در موقع مناسب مانع پيشرفت آن گرديم تومور ديگر رشد نخواهد كرد.

اين نظريه اساس تئورى چگونگى دخالت Protease inhibitors را در متوقف كردن انواع سرطانها در مراحل مختلف پيشرفت ارائه مىنمايد.

دكتر ترول حتى معتقد است كه Protease inhibitors ها مىتوانند سرعت پيشرفت سرطان را در مراحل مختلف نظير آثار روش Chemotherapy كند نمايند با اين تفاوت كه آثار Protease inhibitors سمى نيست و بدن را مسموم نمىكند و به علاوه هدفگيرى شفابخشى آن نيز خيلى دقيقتر است.

دكتر ترول چنين مىانديشيد كه اگر قبل از اينكه بدخيمى از مواد اوليه خود تجاوز كرده و شروع به گسترش نمايد، يعنى قبل از آغاز مرحلهاى به اصطلاح Metastasis ، مقدارى مولكولهاى P. inhibitors از طريق خوردن خوراكىهاى غنى از اين مولكولها به سلولهاى سرطانى وارد شود به احتمال زياد پيشرفت آن را سد مىنمايد ولى متأسفانه اگر بدخيمى از مرحلۀ اوليه تجاوز كرده و گسترش يافته باشد و به عبارت ديگر متاستاز آغاز شده باشد، شايد ديگر متوقف كردن آن از طريق خوردن خوراكىهاى غنى از مولكولهاى P. inhibitors ميسر نباشد و ديگر خيلى دير شده باشد.

محقق و دانشمند نامدار ديگرى به نام دكتر آنكندى در دانشكدۀ بهداشت دانشگاه هاروارد در يك كشف جديد مهمى دريافت كه Protease inhibitors ها در يك كشت نسجى، حتى روند صدمات وارده در اثر سرطان به سلولها را نيز معكوس مىنمايند و اين چيزى است كه قبل از اين تحقيقات دانشمندان وقوع آن را غير ممكن مىپنداشتند.

دانشمندان بر اين نكته اتفاقنظر دارند كه همينكه در نوار ژنتيكى DNA در يك سلول در اثر عوامل مولد سرطان تغييراتى حاصل شد پيام تخريبى آن قابل رفع نمىباشد و اين آثار و تغييرات كه در نوار DNA نقش شده كماكان باقى مىماند و منتظر خواهد بود كه حادثۀ ديگرى كه عامل پيشرفت سرطان است در آن رخنه كرده و آن را به تومور بدخيم تبديل نمايد.

ولى دكتر كندى ضمن آزمايشهايى كه در اين زمينه انجام داده كشف نموده است كه اگر در اين مرحله مولكولهاىProtease inhibitors را در سلولهايى كه DNA آن در اثر عوامل سرطانزا صدمه ديده است وارد نماييم سلولها را به صورت طبيعى و سالم برمىگرداند و طورى بهبود مىبخشد كه گويى هيچوقت اين سلولها با عوامل سرطانزا برخوردى نداشتهاند. حتى پس از بين رفتن P. inhibitors سلولهايى كه سالم شدهاند ديگر به شرايط قبل از ابتلا به سرطان برنخواهند گشت و تحت تأثير محركهاى تكثيرهاى غير عادى سرطانى قرار نمىگيرند و در نتيجه به صورت سلولهاى سرطانى درنمىآيند.

حال به شواهد ديگرى كه تا حد زيادى، دانشمندان را دربارۀ نيروى شفابخش ضد سرطانى مواد شيميايى گياهان علاقهمند ساخته است توجه فرماييد.

در تجربيات و تحقيقات آزمايشگاهى ديگرى نشان داده شده است كه مولكولهاى P. inhilitors پيشرفت و نمو سلولهاى سرطانى را در پستانها و رودۀ بزرگ انسان به تأخير مىاندازد. در جانوران آزمايشگاهى كه با فراوردههاى دانههاى سويا u200a١u200aتغذيه شدهاند، سرطان پوست و رودۀ بزرگ و پستان متوقف شده است.

تغذيۀ نوعى موش با دانههاى گياه سويا كه از نظر داشتن مولكولهاى P. inhibitors خيلى غنى است، پيشرفت سرطان كبد را در موش متوقف مىسازد.

اگر پوست موش را با مواد سرطانزا رنگ كنيم در مواردى كه اين مواد مخلوط با مولكولهاى P. inhibitors باشد، موش مبتلا به سرطان نمىشود اين آزمايش جالب را دكتر ترول در سال u200a١٩۶٩u200a انجام داده است. براى دكتر ترول آن روز يك روز فراموشنشدنى و خاطرهانگيز بوده. در آن روز او چندين آزمايش موفق در مورد آثار شفابخش مولكولهاى P. inhibitorsانجام داده است.

در آزمايش ديگرى دكتر ترول و همكارانش آثار شفابخش فراوردههاى دانه گياه سويا را در مورد سرطان پستان جانوران ثابت نمودند. به اين ترتيب كه چند گروه موش را بىدرنگ پس از تولد تحت رژيمهاى غذايى مختلفى قرار دادند. يعنى هر گروه را با يك رژيم غذايى خاص تغذيه نمودند و يكى از گروهها فقط با دانه سويا و فراوردههاى آن تغذيه شدند و سپس در دو ماهگى همه موشها را تحت تأثير اشعۀ ايكس با قدرت u200a٣٠٠u200a راد u200a١u200aقرار دادند و مشاهده نمودند كه در گروه موشها كه با فراوردههاى سويا تغذيه شده بودند فقط u200a۴٢u200a درصد مبتلا به سرطان پستان شدند در صورتى كه در ساير گروهها u200a٧٠u200a درصد موشها مبتلا به سرطان پستان گرديدند.

دكتر كندى u200a٢u200aدانشمند ديگرى از اساتيد دانشگاه هاروارد نشان داده است كه مواد غذايى كه داراى مولكولهاىProtease inhibitors هستند، به ميزان محسوسى در سركوب سرطان دهان در نوعى موش به نام Hamster تأثير داشته است. همچنين دكتر كندى و همكارانش با اضافه كردن عصارۀ دانه سويا به غذاى موشها مشاهده كردند كه بقولات و اغلب گياهان خوراكى در متوقف كردن سرطان در ناحيه كولوركتال Colorectal( ناحيۀ مشترك كلون و ركتوم است) مؤثر است. نتايج آزمايشهاى اين دانشمند نشان داده است كه مولكولهاى P. inhibitors تقريبا در مورد تمام انواع سرطان به استثناى سرطان معده تأثير مثبت دارد.

تجربيات علمى ديگرى نشان داده است كه تغذيه با دانههاى گياهان خوراكى ممكن است مانع ابتلاى انسان به سرطان شود.

تحقيق علمى ديگرى را كه آقاى Pelayo Correa در مركز طبى دانشگاه ايالتى لوئيزيانا در ايالت نيواورلئان امريكا در مورد چهل و يك كشور با رژيمهاى غذايى مختلف انجام داده است، نشان مىدهد كشورهاى كه مصرف سرانۀ برنج، ذرت و حبوبات زيادتر بوده ميزان ابتلا به سرطانهاى رودۀ بزرگ و پستان و پروستات كمتر بوده است. همچنين بين اشخاصى كه حبوبات، برنج و ذرت بيشترى مىخورند بيمارىهاى قلبى نيز كمتر مىباشد.

دكتر ترول مىگويد شواهد علمى زيادى در دست است كه نشان مىدهد مولكولهاى P. inhibitors در كنترل لخته شدن خون بسيار كمك مىكنند و اثر مثبت دارند و ابتلا به بيمارىهاى قلبى را كاهش مىدهند.

محققان و دانشمندان ديگرى نشان دادهاند كه زنانى كه خوراكى غالب رژيم غذايى آنها غلات و حبوبات بوده، خيلى كمتر به سرطان پستان، رحم و تخمدان مبتلا شدهاند و نتيجه مىگيرد كه خوردن دانههاى گياهى خوراكى ممكن است بهطور نسبى آثار بيمارىزاى رژيمهاى غذايى پرچربى را كه معمولا مظنون به ايجاد سرطان در اعضايى از بدن كه در تنظيم ترشحات هورمونى نقش دارند هستند، خنثى نمايند.

خوراكهايى كه داراى مولكولهاى P. inhibitors هستند ممكن است موجب بالا بردن قدرت دفاعى بدن در مقابل ويروسها نيز بشوند. به توضيح زير توجه فرماييد.

عدهاى از ويروسها قبل از اينكه بتوانند به سلولهاى بدن انسان بچسبند و عفونى شوند لازم است كه به حالت فعال درآيند. در اين ماجراى فعال كردن ويروسهاى لوزالمعده نقش مهمى دارد. به اين ترتيب كه لوزالمعده پروتئازهايى توليد مىكند كه از طريق كانال بخصوصى وارد بستر روده كه معمولا تعداد زيادى ويروس در آنجا وجود دارد مىشوند و با اينكه نقش اساسى اين آنزيمها تنظيم و تعديل فعاليت متابوليسم حياتى هضم مواد غذايى است كه وارد رودهها مىشود، درعينحال آثارى نيز در برخورد با ويروسهاى موجود در بستر رودهها دارند.

يك ويروس مىتواند مدت زيادى در بستر رودهها، در مجارى تنفسى و يا حتى در سطح يك دستمالكاغذى بصورت غير فعال وجود داشته باشد، ولى همينكه با يك پروتئاز در شرايط مناسبى برخورد نمايد از خواب بيدار شده و به صورت فعال درآمده و شروع به تكثير مىنمايد.

براى اينكه ويروسها حتى الامكان به صورت فعال درنيايند راه منطقى اين است كه با وسيلهاى آثار فعال كردن ويروس را از آنزيمهاى پروتئاز بگيريم و بزداييم. در اينجاست كه مولكولهاى P. inhibitors به كمك مىآيند و مانع مىشوند كه ويروسها بيدار و فعال شوند و آنها را به صورت بىخطر نگه مىدارند. به اين ترتيب ويروس غير فعال به سلولها نمىچسبد و مخلوط با مواد غذايى به صورت عامل بىاثر و غير فعال از مسير رودهها حركت كرده و سرانجام مخلوط با مدفوع از بدن خارج مىشود.

در اين حادثه كارى كه مولكولهاى P. inhibitors مىكنند اين است كه قدرت آنزيمهاى پروتئاز را در بيدار كردن ويروسها مختل و ضعيف مىكنند. حال چطور به چه نحو اين نقش را ايفا مىنمايند؟

نظر دانشمندان اين است كه مولكولهاى P. inhibitors مانع كنده شدن پوشش پروتئينى ويروس مىشوند و ويروسها ما دام كه پوشش پروتئينى آنها از بين نرود قادر نيستند به سلول حمله كرده و عامل ژنتيكى بيمارىزاى خود را به سلول تزريق نمايند و ويروسى كه تا اين حد از پيشروى آن جلوگيرى شود ديگر نخواهد توانست به ماشين ژنتيكى سلول دسترسى پيدا كند و بنابراين نمىتواند خود را تكثير نمايد و در نتيجه سلول سالم مانده و از حمله ويروس نجات مىيابد. ويروسها برعكس باكترىها خود به خود قادر به تكثير نيستند. هر ويروس براى اينكه عفونتزا شود لازم است كه داخل يك سلول سالم شود و مكانيسم ژنتيكى سلول سالم را در اختيار بگيرد و با استفاده از آن خود را تكثير نمايد و ويروسهاى بيشترى توليد كند.

ترديدى نيست كه مولكولهاى Protease inhibitors از نوعى كه در مواد خوراكى يافت مىشود بخصوص انواعى كه در دانههاى سويا وجود دارند قادرند كه ويروس را منكوب و مغلوب نمايند. محققان دانشكده پزشكى دانشگاه جان هاپكينز ) John Hopkins( امريكا مقدارى ويروس مولد اسهال و ناراحتيهاى هاضمهاى رودهاى را با تعدادى Protease inhibitors مخلوط نموده و ترتيبى دادند كه در سلولهاى انسان قرار گرفته و رشد كنند مشاهده كردند كه ويروسها هيچ رشدى نكردند و بكلى منكوب شدند.

يك فرآورده غليظ سويا تقريبا صددرصد فعاليت ويروسها را از بين مىبرد. در آزمايشى محققان فرآوردههاى سويا را به موشهايى كه با ويروسها آلوده شده بودند خوراندند و مشاهده كردند كه فقط تعداد كمى از موشها بيمار شدند و آن تعداد معدودى كه بيمار شدند نيز بيمارى آنها مسرى نبود.

در آزمايش جالب ديگرى يكبار مقدار خيلى كمى فرآوردۀ سويا قبل از تلقيح موشها به ويروس، به آنها خوراندند و مشاهده شد كه حتى اين مقدار كم فرآوردۀ سويا به مثابه يك پيش غذاى ضد ويروسى مؤثر بوده است.

و در آزمايش ديگرى كه پس از تلقيح ويروس مقدار قابل ملاحظهاى فرآوردۀ سويا به موشها داده شد مشاهده گرديد كه در آن حالت نيز عفونت ويروسى به درجههاى بالايى از بين رفت، زيرا همانطور كه قبلا اشاره شد چون اغلب ويروسها براى اينكه به صورت خطرناك درآيند بايد قبلا پروتئازها آنها را فعال كنند، مولكولهاى P. inhibitors موجود در دانه سويا كه در اين مرحله فعال شدن ويروسها، دخالت كرده و داخل ماجرا مىشوند به عنوان يك عامل ضد ويروس اثر مىگذارند.

چند مثال از انواع ويروسها كه تا پروتئازها آنها را فعال نكنند نمىتوانند خطر مؤثر داشته باشند، عبارتاند از: ميكسوويروسها u200a١u200aشامل گروه بزرگى از ويروسها، كه عامل: آنفلوانزا و اوريون از آن جمله هستند، و رتروويروسها u200a٢u200aكه با بيمارى لوكميا u200a٣u200a ارتباط دارند (بيمارى لوكميا نوعى سرطان خون است كه با ازدياد غير طبيعى و بيمارىزاى گلبولهاى سفيد همراه است) ، و كورونو ويروسها u200a١u200aكه موجب عفونتهاى تنفسى مىگردند و در آخر پوكسىويروسها u200a٢u200aكه موجب بيمارى آبله مىشوند.

معمولا P. inhibitors هاى طبيعى موجود در مواد خوراكى كه ويروسها را خلع سلاح مىكنند خيلى مطمئنتر از داروهاى شيميايى ضد ويروس كه در دسترس مردم است مىباشند ضمنا بىخطر هستند و عوارض جانبى ندارند.

تعداد داروهاى شيميايى ضد ويروس كه تا به حال درست شده و در دسترس مردم جهان قرار دارد محدود و معدود مىباشد و اينها نوعا داروهايى هستند كه ضربۀ خود را از طريق تأثيرگذارى در اسيد نوكلئيك در مركز حياتى مكانيسم سلولى وارد مىكنند و به همين دليل بيم آن مىرود كه اختلالاتى در سنتز نوكلئيك اسيد سلولهاى سالم ايجاد نمايند كه مآلا موجب وارد شدن آسيبهاى درازمدت و گاهى نيز سرطانى شدن سلول مىشود.

ولى در تحقيقات دانشمندان نشان مىدهد كه P. inhibitors موجود در مواد خوراكى در مرحلۀ شكسته شدن و درهم ريختن پروتئين دخالت مىكنند و به اين ترتيب مانع پاره شدن ديوارۀ سلول و دخول ويروس به سلول مىشوند و نه اينكه داخل سلول شده و مانند داروهاى شيميايى ضد ويروس از طريق تأثير روى هستۀ سلولى عمل كنند. به اين دليل است كه غالب دانشمندان معتقدند كه P. inhibitors ها بدون خطر و مطمئن هستند.

عدهاى مىگويند كه خود مولكولهاى P. inhibitors ها ممكن است براى بدن خطراتى داشته باشند ولى دلايل و آزمايشهاى زيادى خلاف اين گفته را ثابت كرده است.

مبناى گفتۀ بالا اين است كه در برخى آزمايشها ديده شده است كه مصرف زياد P. inhibitors ها در برخى حيوانات موجب تأخير رشد حيوان شده است و همچنين در بعضى آزمايشها ديده شده است كه اينگونه تركيبات ممكن است سرطان لوزالمعده را در موشها افزايش دهند، ولى تحقيقات دكتر ترول نشان مىدهد كه مصرف P. inhibitors در رژيم غذايى ميمونها كه از نظر بيولوژيكى شبيهترين موجود به انسان هستند، مطلقا هيچگونه نشانههاى بدى نداشته است و همچنين مصرف P. inhibitors در خوراك موشها و خوكها و ميمونها هيچ نوع سرطانى ايجاد نكرده است.

مولكولهاى P. inhibitors در تعدادى از گياهان وجود دارد و مسلم شده است كه داروى مؤثرى مىباشد و از اينكه وارد بستر مجارى گوارشى و رودهها مىشود قطعى است. حد اقل در جانوران خاصيت ضد سرطانى آن در قسمتهاى مختلفۀ بدن بهطور محسوس مشاهده شده است. در آزمايشهاى متعددى مشاهده شده است كه از توليد و تكثير انكوژنها كه عامل توليد تومور هستند و همچنين از تكثير ويروسها جلوگيرى كرده است و قطعا يكى از دلايل مهمى كه رژيمهاى غذايى گياهى شامل مقدار زيادى سبزىها و بقولات در پيشگيرى و معالجۀ اغلب سرطانها قبل از اينكه گسترش يافته باشند مؤثرند، وجود مولكولهاى P. inhibitors در آنهاست.

حال ببينيم كه اين عامل معجزهگر ضد سرطان يعنى P. inhibitors را در كجا بايد جستجو كرد؟ اولا لگومها و بقولات منبع غنى از اين ماده هستند و بين آنها دانههاى سويا و نخود رسمى غنىترين منبع مىباشند و ساير منابع غنى P. inhibitors عبارتاند از:

سيبزمينى، لوبيا چشمبلبلى، باقلا، انواع لوبيا، نخودفرنگى، ماش، عدس و بطور كلى تمام انواع حبوبات داراى كموبيشP. inhibitors هستند.

به علاوه در مغزهاى گياهى نظير بادامزمينى، گردو و. . . و دانههاى غلات از جمله گندم، برنج، ذرت، ذرت خوشهاى، چاودار و همچنين موز و آناناس و در سبزىها نظير بادمجان، اسفناج، كلم، كلم بروكسل، ترب، خيار نيز كموبيش از اين مولكولها يافت مىشود.

بديهى است انتخاب نوع مناسب از انواع حبوبات و سبزىها و ميوهها و مغزها براى هركس بايد با توجه به وضع فيزيولوژيكى هر شخص و هماهنگ و سازگار با بدن هركس باشد. مثلا اشخاصى كه نمىتوانند برخى از حبوبات را بخورند و ناراحت مىشوند و يا نسبت به بعضى از سبزىها حساسيت دارند، بايد از ساير انواع مناسب انتخاب كنند و توصيه مىشود كه براى انتخاب خوراكى مناسب با كارشناس تغذيه و متخصصان رشتۀ غذادرمانى و گياهدرمانى مشورت نمايند. مثلا تحقيقات جديدى كه يك دانشمند معروف در ايالت واشنگتن انجام داده است نشان داده كه u200a۵٠u200a درصد پروتئين در گوجهفرنگى نارس به صورت مولكولهاى P. inhibitors مىباشد و به تدريج كه گوجهفرنگى مىرسد و قرمز مىشود مقدار آن كاهش مىيابد ولى توجه فرماييد كه از اين تحقيق نبايد نتيجه گرفته شود كه گوجهفرنگى نارس بايد خورده شود زيرا گوجهفرنگى نارس داراى مقدار زيادى يعنى بيش از حد مجاز داراى سم سولانين است كه خوردن آن مسمومكننده است ولى پس از رسيدن و قرمز شدن مقدار سولانين آن كم مىشود و هميشه گوجهفرنگى بايد وقتى كاملا رسيد و قرمز شد خورده شود.

از نظر مقدار P. inhibitors در گياهان مختلف حقيقت اين است كه تا به حال تحقيقات وسيعى انجام نگرفته است و شايد وقتى تمام گياهان از اين نظر بررسى شوند اطلاعات بيشتر جديدى دربارۀ منابع غنى اين مادۀ مفيد در دسترس قرار گيرد.

پختن و يا خام خوردن

انواع زيادى از P. inhibitors در اثر مواد خوراكى از بين نمىروند مثلا در دانه سوياى پخته شده باز مقدار زيادىProtease inhibitors مشاهده شده است. و همچنين در نان نيز مقدار آن زياد باقى مىماند بخصوص در نانهايى كه از آرد كامل يعنى آرد غربال نشده و با سبوس پخته شده باشد مقدار اين ماده در حد زيادى باقى مىماند. ولى در مورد سيبزمينى تحقيقات دكتر ترول نشان مىدهد كه مقدار زيادى از P. inhibitors ها از بين مىرود و سيبزمينى خام از اين نظر خيلى مفيدتر و مؤثر است. و بهطور كلى در مورد تمام انواع دانهها و مغزها و حبوبات هرچه خام خورده شوند تأثيرش بيشتر است و در موارد دانههاى سخت مىتوان پس از خيس كردن تا حدى كه نرم شود و آب آن دور ريخته نشود و يا با بخار نيمپز كردن سبزيهاى سفت تا حد زيادى كليۀ مواد آنها حفظ مىشود.


u200a١u200a) . Dr Troll
u200a١u200a) . Oncogene
u200a١u200a) . DNA-Deoxyribonucleic acid : پروتئين پيچيدهاى است با فرمول زنجيرهاى بسيار دراز كه داراى وزن مولكولى خيلى زياد است و از مواد مختلفى تشكيل شده و در كروموزومهاى هسته سلولها وجود دارد و بنيان شيميايى وراثت را تشكيل مىدهد.

u200a١u200a) . سويا گياهى است كه در ايران با نامهاى سويا-سوژا-لوبياى روغنى معروف است و در مناطق مختلف كشت مىشود روغن آن به نام روغن سويا براى تهيه روغن خوراكى استخراج مىشود.
u200a١u200a) . RAD : واحد تشعشعات جذب شده بدن است و داراى انرژى معادن erg u200a١٠٠u200a براى هريك گرم از جسمى كه مورد تشعشع قرار گرفته است، مىباشد.
u200a٢u200a) . Dr Ann Kennedy

u200a١u200a) . Myxoviruses
u200a٢u200a) . retroviruses
u200a٣u200a) . Leukemia

u200a١u200a) . coronviruscs
u200a٢u200a) . Poxyviruses
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 847 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1392 ساعت: 16:11

صفحه بندی