Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نام عربى آن «جوز» نامبرده مىشود. به فرانسوى Noix و به انگليسى Walnut مىگويند ميوۀ درختى است به نام درخت گردو كه به فرانسوى درخت آن را Noyer cimmun و Noyer و به انگليسى Walnut treeمىنامند. گياهى است از خانوادۀ Juglandaceae نام علمى آن Juglans regia L. مىباشد.
درخت گردو درختى است بزرگ و يك پايه، گلهاى نر جداگانه به شكل شاتون دراز استوانهاى و آويزان و گلهاى ماده نيز جداگانه و منفرد يا گروهى در انتهاى شاخه جوان مربوط به سال رويش ظاهر مىشود.
ميوۀ آن كروى و در درون آن مغز گردو در فاصلۀ پردههاى خشبى نازك قرار گرفته و مغز گردو را قشر سخت قهوهاى روشن و چوبى كه پوست گردو مىباشد فراگرفته است و روى اين قشر سخت پوستۀ خارجى گردو كه سبزرنگ و كمى گوشتى است قرار دارد. برگهاى گردو متناوب مركب فرد از u200a٩u200a-u200a۵u200a و حتى u200a١١u200a برگچه سبز رنگ تيره تشكيل مىشود.
درخت گردو در مناطق معتدلۀ عالم خوب رشد مىكند. آبوهواى خيلى سرد و خشك را دوست ندارد ولى درخت كوهستان است. شكوفههاى زودرس آن در بعضى سالها و بعضى مناطق مواجه با سرماى بهاره شده و از بين مىرود. اگر درجۀ حرارت زمستان خيلى پايين بيايد يعنى از u200a٢۵u200a درجۀ زير صفر (سانتىگراد) كمتر شود خطر از بين رفتن آن پيش مىآيد.
تكثير درخت گردو از طريق كاشت ميوۀ گردو در خزانه و انتقال نهال گردو به محل باغ اصلى مىباشد. معمولا از سال بيستم شروع به ثمر دادن مىكند و به بحران بارورى درخت گردو در سنين u200a۶٠u200a-u200a۵٠u200a سالگى مىباشد. (البته در بعضى موارد در سنين خيلى پايين چند عدد گردو مىدهد كه باردهى محسوب نمىشود.)
درخت گردو بهطور خودرو در مناطق و جنگلهاى شمال ايران در آستارا، طالش، ديلمان، رودبار، گلىداغ، بندر گز و همچنين در ارسباران وجود دارد و در باغهاى ساير مناطق نيز كاشته مىشود.
نامهاى درخت گردو در ايران «جوز» ، «گوز» «چارمغز» و «گردكان» است و نامهاى محلى آن در رودسر، طوالش و آذربايجان «گردكان» ، در شفارود «ووز » vuz ، در اطراف رشت «آقوزبوله» ، در رامسر، رودسر و لاهيجان «آقوز و آقوزدار» ، در آمل «آقوز» در راميان و مناطق تركزبان «قز» و در سردشت «جويز، جويزه و چوئس» مىباشد.
از نظر تركيبات شيميايى مواد موجود در مغز گردو ) Juglans regia var sinensis( عبارتاند از: الاجيك اسيد، لوريك اسيد u200a١u200a، ميريستيك اسيد u200a٢u200a، آراشيديك اسيد، لينولئيك اسيد، ايزولينولئيك اسيد u200a٣u200a، اولئيك اسيد و به علاوه داراى فيتين، انواع فسفات، فيتوسترول، اكسيداز u200a۴u200a، جوگلون u200a۵u200a، هايدروجوگلون u200a۶u200a، اينوزيت، نوسيت u200a٧u200a، مقدار كمى اسانس و املاح اكسالات آهك و ويتامينهاى A ، B ، C و E و در آخر نوسيتانيك اسيد u200a٨u200a[روا*]و (كمپفرول-u200a٣u200a-آرابينوز) (Pu200a٩u200aP) جوگلاندين [ناكااوكى، موريتا*] مىباشد.
بررسىهاى ديگرى نشان مىدهد كه مقدار u200a٠١٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم ارسنيك در هر u200a١٠٠u200a گرم گردو وجود دارد و در گزارش مطالعات آزمايشگاهى ديگرى آمده است كه يك گلوبولين و جوگلاندين u200a١u200aاز مغز گردو جدا شده است و در مغز گردو ويتامينهاى گروه B و همچنين ويتامين A وجود دارد.
ميوۀ نارس گردو منبع بسيار غنى و شايد از غنىترين منابع ويتامين C است.
عصارۀ آبى برگهاى گردو كه عارى از وجود جوگلون است، داراى خاصيت بسيار قوى باكترىكش و ضد ميكربها مىباشد.
در هريك صد گرم گردو خام و خشك مواد زير موجود است:
آب u200a۵u200a/u200a٣u200a گرم، پروتئين u200a٨u200a/u200a١۴u200a گرم، مواد چرب u200a۶۴u200a گرم، هيداتهاى كربن u200a١٣u200a گرم، خاكستر u200a٩u200a/u200a١u200a گرم، كلسيم u200a٩٩u200a ميلىگرم، فسفر u200a٣٨٠u200a ميلىگرم، آهن u200a٣u200a ميلىگرم، سديم u200a٢u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a۴۵٠u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a٣٠u200a واحد بين المللى، تيامين u200a٣۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a١٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٩u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و ويتامين C 2 ميلىگرم.
معمولا از هريك صد كيلوگرم گردو با پوست خشبى آن در حدود u200a٣۵u200a-u200a٣٠u200a كيلوگرم مغز گردو به دست مىآيد. در مورد گردوهاى كاغذى اين نسبت ممكن است به نصف يا u200a۵٠u200a درصد برسد. مغز گردو حدود u200a۵٠u200a درصد روغن دارد. براى گرفتن روغن گردو معمولا از گردوهاى وحشى و ساير گونهها كه گردوى ريز دارند، استفاده مىشود. گردوى درشت معمولا براى مصرف مغز آن مورد استفاده قرار مىگيرد. از گردوهاى كوچك وحشى نيز پس از روغنگيرى كنجاله خوب و مغذى به دست مىآيد كه در حدود u200a۴٠u200a-u200a٣٠u200a درصد مواد ازته و u200a٩u200a-u200a٨u200a درصد چربى دارد كه براى پروار كردن و چاق كردن خوك و غذاى گاو شيرى و طيور بسيار مورد توجه است.
در كره و چين از مغز گردو و به عنوان تونيك و مقوى [روا*]، مدر [ايشىدويا]، تصفيهكنندۀ خون و خونساز و براى معالجۀ بيمارىهاى ريه و حنجره استفاده مىشود [ابرت]، مخلوط با بادام شيرين و ژينسنگ u200a٢u200aبراى معالجۀ سرفۀ مزمن به كار مىرود. [شرام]، به علاوه محرك كليهها و معده است و براى برطرف كردن يبوست [لوئى**]. و درد روده و اسهال خونى و سوزش سر دل كاربرد دارد [هوپر].
[استوارت]معتقد است مغز گردو مانع تشكيل سنگ در كيسۀ صفرا يا كليۀ مىشود و پوست ريشه گردو و پوست خارجى ميوه گردو قابض است. روغن گردو پماد خوبى براى بيمارىهاى پوستى است [چيو*كاريونه و كيمورا*]. در چين آش يا خورش كه با پختن قسمتها و انشعابات ريشۀ گردو با گوشت خوك درست مىكنند به بچههايى كه رشد آنها كم است و لاغر هستند داده مىشود و موجب تقويت هاضمه و تحريك اشتهاى آنها مىشود و با اتامينها و آلات گلهاى نر نيز سوپ درست مىكنند كه براى رفع سرگيجه و قطع سرفه بسيار نافع است. از پوست گردو چاى دم مىكنند براى رفع درد معده و درد عضلات و استخوانها مفيد است. از جوشاندۀ برگهاى گردو براى شستوشوى ورمها و آبسه و تحليل آنها استفاده مىشود [هو].
گردو طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر طبيعت گرم و خشك است و تازۀ آن كمتر گرم و كمتر خشك است.
از نظر خواص بسيار لطيف و ملين است و محلل مىباشد و براى تقويت نيروى جنسى مفيد است و مانع ترش شدن غذا مىگردد. مقوى حواس و دماغ خصوصا اگر با مويز و انجير سفيد خورده شود. اگر u200a۵٠u200a گرم آن را كه با انجير كوبيده باشند خورده شود، بسيار ملين است. اگر با انزروت خورده شود موجب خارج شدن كرم معده است. خوردن u200a۵u200a گرم از سوختۀ آنكه با پوست سوخته شده باشد، با رب مورد براى قطع خون بواسير مفيد است.
خوردن مغز آن مسكن دلپيچه است. ضماد آن با عسل و پياز و نمك براى گزيدن سگ هار نافع است. اگر با زيرۀ كرمانى نرم ساييده با عسل مخلوط نمايند و به سر و بدن مفلوج، مبتلا به لقوه، يا مبتلايان به دردهاى مفاصل سرد و تبهاى سرد بلغمى مزمن بمالند و در حمام، آفتاب و يا اطاق گرم بخوابند و خود را بپوشانند كه خوب عرق كنند و پس از آن بدون اينكه سرما بخورند بدن را خشك كنند و آب سرد نخورند و اين كار يكى دو بار انجام شود بيمارى از بين مىرود. ماليدن مغز كهنه و سوختۀ آن بازفت به زخمهاى سر بسيار مفيد است.
مغز گردو چون لطيف است اگر زياد كهنه شود فاسد مىگردد و اسراف در خوردن آن موجب ورم لوزتين و ايجاد زخم در دهان مىشود، خصوصا در گرممزاجها كه براى آنها مضر است اين نظر بايد بعد از خوردن گردو دهان خود را بشويند و انار ترش بمكند يا سكنجبين بخورند و يا كمى خشخاش بخورند.
اگر مغز گردو رنگ و بويش عوض شده و طعمش در اثر كهنه بودن تند شده باشد، نبايد خورده شود زيرا مسموميت مىآورد. و اگر خورده شود و ناراحتى ايجاد شده باشد بايد ترشى خورد و سعى كند قى بيايد.
مرباى گردو با عسل براى فربه شدن و تحريك نيروى جنسى بسيار مؤثر است و ملين شكم و مقوى رودۀ كور است. عصارۀ پوست سبز آنكه با رب انار پخته باشد براى ورمهاى عضلات حلق مفيد است و غرغره با آب پوست سبز پختۀ آن براى تحليل ورم لثهها و استحكام دندان و گرد پوست سخت آن براى خشك كردن جراحتها و خوردن آن سه روز متوالى براى قطع خونريزى و از بين رفتن تقطير البول كه قطرهقطره ادرار كردن با درد و سوزش است مفيد مىباشد. اگر پوست ريشۀ آن را به اندازۀ u200a١۵u200a گرم تا u200a٣٠u200a گرم بجوشانند و آب آن را بعد از غذا بخورند قىآور و اخلاط لزج را دفع مىكند و براى دردهاى قسمت پايين بدن خصوصا درد شكم مفيد مىباشد.
اگر پوست سبز خارجى آن را در حالت سبزى و ترى بكوبند و خبث الحديد (كف كورۀ آهن) را نرم ساييده بر آن بپاشند و تا چند روز هر روز به هم زنند خضاب بسيار جالبى به دست مىآيد كه رنگ آن بادوام است. اگر با پوست سبز تازۀ آن مسواك كنند و به دندان و لثه بمالند براى تقويت لثهها و دندان بسيار مفيد است. قطرۀ آب برگ آنكه كمى گرم كرده باشند براى خارج ساختن چرك گوش و رب پوست سبز آنكه با عسل و رب انگور درست شده باشد براى زخمهاى دهان و خون آمدن از بن دندان و رفع سستى لثه و استحكام آن بسيار مؤثر است.
خوردن دمكردۀ u200a٢٠u200a-u200a١۵u200a گرم برگ گردو در هزار گرم آبجوش براى كاهش مقدار قند خون در بيماران مبتلا به بيمارى قند اثر محسوس دارد و براى مريضهاى مبتلا به ورم مفاصل نيز مفيد است و در كليه موارد يادشده، مصرف دمكردۀ برگ نافع است.
جوشانده u200a۵٠u200a در هزار برگ گردو در استعمال خارج براى التيام زخمها و شستوشوى آنها و بيمارىهاى پوستى و اكزما و قارچى و به صورت غرغره در ورم لوزتين و معالجه آنژين بسيار مفيد است. اگر برگ گردو را روى پستان بگذارند ترشح شير را بند مىآورد.
جوشانده يا دمكردۀ u200a٢٠u200a گرم قسمت پوستۀ سبز گوشتى خارج گردو در هزار گرم آب براى خنازير (مدت خوردن بايد ادامه يابد) و ساير درمانها مصرف مىشود.
جوشاندۀ سرد قسمتهاى سبز ميوه رنگ قهوهاى به مو مىدهد.
نوع ديگرى مغز شبيه گردو وجود دارد كه به انگليسى انواع آن Pecans و Hickory nuts گفته مىشود. درخت آن در ايران وجود ندارد ولى ميوۀ آن به نام «گردوى امريكايى» شناخته مىشود.
درخت آن را به انگليسى Hickory tree نامند. درختى است از خانواده گردو Juglandaceae جنس Carya نام علمى دو گونه آن يكى Carya illinoensis ديگرى Carya pecan مىباشد.
اين درخت بومى مناطق جنوبى امريكاى شمالى است ميوۀ آن داراى مغزى كمى شيرين، لذيذ و چرب است و پوست آن نازك و به آسانى شكسته مىشود.
از نظر مواد شيميايى معدنى در هريك صد گرم از مغز خام خشك گردوى امريكائى C. Pecan مواد زير موجود است:
آب u200a۴u200a/u200a٣u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a٩u200a گرم، مواد چربى u200a۶٨u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a۵u200a/u200a١١u200a گرم، كلسيم u200a٧٣u200a ميلىگرم، فسفر u200a٢٨٩u200a ميلىگرم، آهن u200a۴u200a/u200a٢u200a ميلىگرم، سديم جزيى، پتاسيم u200a۶٠٣u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a١٣٠u200a واحد بين المللى، تيامين u200a٨۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a١٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٩u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، ويتامين C 2 ميلىگرم.
بطورى كه ملاحظه مىشود از نظر ويتامينها و مواد معدنى و چربى خيلى شبيه گردوى معمولى است با اختلافات جزيى مثلا ويتامين A در اين گردو بيشتر از مغز گردوى معمولى است و پتاسيم هم بيشتر است. ولى از نظر ساير مواد كمى از گردوى معمولى كمتر است.
دو نوع ديگر درخت گردو يكى به نام علمى Juglamscinerea است كه به انگليسى Butten nut و White Walnut و به فرانسوى Noyeu cendre و Noger grig گفته مىشود و بومى امريكاى شمالى مىباشد. ميوۀ آن شبيه گردو ايرانى ولى تخممرغى و كمى نوك تيز است و ديگرى به نام علمى Ju llanas nigra كه به انگليسى Black walnut و به فرانسوىNoyer noir گفته مىشود. از انواع امريكايى است درختى است بزرگ يا چوب سنگين به رنگ قهوهاى تيره و بسيار مناسب براى نجارى تزئينى. ميوه آن گرد و پرچربى با طمعى زننده.
خواص مغز انواع فوق كموبيش شبيه مغز گردوى معمولى است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 482