بلادر

خرید بک لینک

بلادر

به فارسى «بلادر» ، «قرص كمر» و در كتب طب سنتى با نام «بلادر» و لغتهاى عربى آن «حب الفهم» و «حب القلب» آورده شده و دو نوع دارد نوع كبير و نوع صغير.

u200a١u200a. بلادر كبير به زبان فرانسوى Anacarde و caju و Acajou ā pomme و به انگليسى Cashew nut گفته مىشود. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به زبان فرانسوى Anacardier و به انگليسى cashew nut tree مىنامند. گياهى است از خانوادۀ Anacardiaceae نام علمى آن Anacardium Occidentale L. مىباشد.

كاشونات u200a١u200aرا در بازار آجيلفروشها «بادام هندى» نيز مىگويند.

مشخصات

درختى است نسبتا بزرگ كه در اغلب مناطق حارۀ استوايى كاشته مىشود.

موطن آن امريكاست ولى در مناطق ساحلى هندوستان بخصوص در سواحل غربى پرورش داده مىشود. قسمت مورد نظر در مصارف خوراكى و طبى ميوه آن است. ميوۀ اين درخت كه داخل آن بادام معروف كاشونات كه در هندوستان به بادام فرنگى معروف است قرار دارد، بزرگ به طول u200a۵u200a-u200a۴u200a سانتىمتر و عرض ۵u200a/u200a٣u200a-u200a٣u200a سانتىمتر و به شكل دانۀ باقلاى درشت و يا قلب حيوان است. از مشخصات ميوۀ اين درخت آن است كه قاعدۀ ميوه را قسمت متورم و پرحجمى شبيه گلابى تشكيل مىدهد كه در حقيقت از تغيير شكل دم گل به وجود آمده، ابتدا رنگ پوست اين قسمت سبز است ولى پس از رسيدن زرد مىشود. داخل اين قسمت متورم، گلابىشكل، گوشتى كمى شيرين و خوشمزه است كه مردم محل آن را مىخورند و قسمت اصلى ميوۀ بلادر كه به شكل دانۀ باقلا در بالاى اين قسمت متورم قرار دارد، مغزى مانند مغز بادام دارد و بين مغز وسط ميوه و پوسته خارجى ميوه رطوبت غليظى وجود دارد كه آن را عسل بلادر يا روغن بلادر مىگويند. روش گرفتن عسل بلادر اين است كه سر ميوه را بريده و فلزى شبيه قندگير را داغ كرده و با آن بلادر را فشار مىدهند تا ضمن فشار دادن، گرم نيز شده و روغن آن رقيق و خارج شود و آن را در شيشهاى ذخيره مىكنند و به همين ترتيب از دانۀ ديگرى مىگيرند تا شيشه پر شود. روش ديگر آن است كه محلىها دانهها را روى تابۀ آهنى گذارده و دستۀ هاون فلزى را گرم كرده بر آن مىفشارند تا روغن آن خارج شود. در موقع گرفتن روغن بلادر بايد دست و دهان و بينى خوب بسته شود كه ورم نكند، زيرا در اغلب مزاجها بخار روغن بلادر موجب آلرژى و تورم اين اعضا مىشود و سرانجام روش ديگر اين است كه عصارۀ آبى ميوه ساييده شده را كه با غشاى خارجى و دانه، توأم كوبيده و ساييده شده باشند با آب مىجوشانند. براى خوردن ميوه بلادر يعنى خوردن دانهاى كه روغن و پوست آن گرفته نشده است ابتدا بايد ميوه را در آتش بيندازند تا عسل آن خارج شود و پوست آن بسوزد و فقط بادام آن بماند و آن بادام را مىخورند.

براى خوردن عسل بلادر بايد توجه شود كه هيچوقت خالص خورده نشود زيرا سوزاننده است و عوارضى ايجاد مىكند و در مواردى كه خوردن آن تجويز شده باشد، آن را بايد با مغز گردو و يا كنجد پوست گرفته و با نارگيل مخلوط كرده و ساييده و بخورند. از مغز بادام ميوه بلادر مغزى به نام كاشونات يا بادام هندى با نمك بوداده و در آجيلفروشىها فروخته مىشود.

u200a٢u200a. درخت بلادر صغير.

بلادر صغير را به فرانسوى Anacarde orientale و Noix de marais به انگليسى Marsh nut گويند و درختچۀ آن را به فرانسوى Anacardier و به انگليسى Marsh nut tree نامند. درختچهاى است از خانوادۀ Anardiaceae نام علمى آنSemecarpus anacardium L. و مترادف آن Anacardium officinarum Gaertn. مىباشد.

مشخصات

درختچهاى است كوچك كه بومى مناطق شمالغربى هندوستان است. ميوۀ آن شبيه نوع كبير است به رنگ سياه و بيضى يا قلبى شكل و مسطح و قسمت متورم ميوه يا سيب ميوه كه در قاعدۀ ميوه قرار دارد شبيه نوع كبير است. فرق اين دو نوع اين است كه در نوع صغير مقدار عسل و يا روغن ميوۀ بلادر كمتر و بادام آن شيرينتر و مأكولتر است و عسل اين نوع صغير اصولا غير مستعمل است. روش خوردن ميوۀ آنهم طبق دستورى است كه در نوع كبير داده شد.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در اعضاى گياه بلادر كبير وجود مواد كاردول u200a١u200a، آناكارديك اسيد u200a٢u200aو آناكاردئين u200a٣u200aتأييد شده است. در شيرابه يا روغن سوزاننده و محرق ميوه كه خاصيت تاولآور و سوزان دارد، آناكارديك اسيد و يك فنول كاردول u200a۴u200aيافت مىشود. اگر تنطور يا عصارۀ پوست درخت خورده شود فشار خون را پايين مىآورد. در عسل ميوۀ بلادر مادۀ كاجيدين u200a۵u200aيافت مىشود كه همان الاجيك اسيد u200a١u200aاست و داراى تركيبات فنلى است و در گياه بلادر صغير موارد آناكارديك اسيد، كاردول، كاتچول، آناكاردول u200a٢u200a، روغن ثابت، سمه كارپول u200a٣u200aو بهيلاوانول u200a۴u200aمشخص شده است.

بررسىهاى شيميايى ديگرى نشان مىدهد كه روغن ميوۀ بلادر محرق و تاولآور قوى است و داراى كاردول و آناكارديك اسيد است و به علاوه در آن چربىهاى گليسريد u200a۵u200a، لينولئيك اسيد، پالميتيك اسيد، استهآريك اسيد، ليگنوسريك اسيد u200a۶u200aو همچنين سيتوسترول نيز وجود دارد [وهمر*].

تجزيه شيميايى كاشونات نشان مىدهد كه در هريك صد گرم خشك آن مواد زير بهطور متوسط وجود دارد.

آب u200a٢u200a/u200a۵u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a١٧u200a گرم، چربى u200a۴۵u200a گرم، هيدرات كربن u200a٢٩u200a گرم، خاكستر u200a۶u200a/u200a٢u200a گرم، كلسيم u200a٣٨u200a ميلىگرم، فسفر u200a٣٧٣u200a ميلىگرام، آهن u200a٨u200a/u200a٣u200a ميلىگرام، سديم u200a١۵u200a ميلىگرام، پتاسيم u200a۴۶۴u200a ميلىگرام، ويتامين A u200a١٠٠u200a واحد بين المللى، تيامين u200a۴٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرام، رايبوفلاوين u200a٢۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرام و نياسين u200a٨u200a/u200a١u200a ميلىگرام.

خواص-كاربرد

درخت بلادر كبير، پوست، برگها، سيب ميوه (قسمت متورم زير ميوه كه از تورم دمبرگ حاصل شده) و سرانجام روغن مغز دانۀ آن مصارف طبى دارد. در برمه، پوست آن نيرودهنده و مغز دانه يا بادام آن نرمكننده است [راجر]. در شبه جزيرۀ مالايا از جوشاندۀ پوست درخت براى بند آوردن اسهال استفاده مىشود و يكى از u200a۴u200a نوع پوستى است كه از مخلوط آن جوشاندهاى براى رفع يبوست درست مىكنند [بركيل*]. در اندونزى از شيرۀ قسمت متورم دم گل كه در زير ميوه واقع است و خيلى قابض مىباشد، به صورت غرغره و مايع شستوشوى دهان براى معالجۀ كوئىنسى u200a٧u200aيا (آماس حاد چركى لوزه و نسوج اطراف آن) استفاده مىشود [واندربرگ و هين*]. از برگهاى درشت گياه مخلوط با ساير داروها در اندونزى به صورت ضماد در موارد بيمارىهاى پوست و سوختگىها مصرف مىشود. صمغى كه از ديوارۀ ميوۀ آن گرفته مىشود مانند شيرۀ چند گونه از جنس Rhus (سماق) موجب التهاب پوست بدن مىشود و به كار بردن عسل آن يعنى رطوبت غليظ قسمت بالاى مغز در فاصلۀ بين مغز و پوست ميوه سابقا براى رفع زگيل و ميخچه و ترك پوست مصرف مىشد كه چون در موارد زيادى آثار مسموميت ظاهر ساخته به همين دليل در حال حاضر استفاده از عسل آن متروك شده است. روغن مغز دانه يا بادام آن نرمكننده است. [واندربرگ*و هين، و اناستى نيسكروزمان*]. در فيليپين از قسمت كاسبرگ ميوه جوشاندهاى درست مىكنند كه براى معالجۀ اسهال خونى مصرف مىنمايند [كوئىزمبينگ، *گروس*، ناكس*].

طبق نظر حكماى سنتى عسل آن از نظر طبيعت خيلىخيلى گرم و خشك است و پوست درخت از عسل آن كمتر گرم بوده و خشك است.

در كتب طب سنتى منتشره در مشرقزمين در مورد خواص خوردن عسل آن هم شرحى دارند و معتقدند كه عسل آن را مشروط بر اينكه با روغن كنجد يا روغن گاو مخلوط و خورده شود و يا با مغز گردو يا كنجد پوست گرفته و يا نارگيل مخلوط و كوبيده و ساييده شود، مىتوان خورد ولى در مدارك منتشره در مغرب زمين اصولا خوردن عسل آن را مجاز نمىدانند.

در مورد خواص مغز بادام آن معتقدند كه براى تقويت نيروى جنسى نافع و پوست آن بخصوص مهيج است و براى سياهى موى سر مفيد است.


u200a١u200a) . Cashewnut
u200a١u200a) . Cardol
u200a٢u200a) . Anacardicacid
u200a٣u200a) . Anacardein
u200a۴u200a) . Phenol Cardol
u200a۵u200a) . Kajidin-ellagic acid
u200a۶u200a) . Ellagic acid
u200a٧u200a) . Anacardol
u200a١u200a) . Semecarpol
u200a٢u200a) . Bhilawanol
u200a٣u200a) . Glyceride
u200a۴u200a) . Lignoceric acid .
u200a۵u200a) . Quinsy

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 1184 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1392 ساعت: 1:17

صفحه بندی