Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به عربى و در كتب طب سنتى (لوز) ناميده مىشود. به فرانسوى Amande و به انگليسى Almond گفته مىشود. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فارسى درخت بادام و به فرانسوى Amandier و به انگليسى Almond tree مىنامند. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae نام علمى آن Prunus amygdalus Batsch و مترادفهاى آن Amydalus Communis L. و Prunus communis Arcang و Prunus amygdalus Baill. از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.
درخت بادام از درختان ميوه به بلندى u200a٨u200a-u200a۶u200a متر است. اين درخت بومى مناطق با آبوهواى مديترانهاى آسياى معتدله غربى است و در زمانى كه شكوفهها باز مىشوند، درخت زينتى بسيار زيبايى مىباشد. درخت بادام داراى يك سيستم ريشهبندى قوى عمودى و تاج مدور است و ريشههاى قوى آن امكان مىدهد كه حتى در شرايط نامساعد خاك و با كمى رطوبت نيز خوب رشد كند و به حيات خود ادامه دهد. برگهاى آن ساده و در شاخههاى تازۀ سال اول ظاهر مىشود، بيضى باريك دراز نوكتيز كمى موجى به رنگ سبز و گلهاى صورتى قشنگ آنكه روى شاخههاى سال دوم ظاهر مىشود، در اوائل بهار قبل از باز شدن جوانههاى درخت بيرون مىآيند و اين زودرس بودن و زود ظاهر شدن شكوفهها كه بسيار ظريف هستند، اغلب در سالهايى كه در اوايل بهار سرماى زودرس بهاره وجود دارد درخت را مواجه با خطر سرمازدگى مىنمايد.
از نظر نوع، بادام دو واريتۀ عمده دارد يكى درخت بادام با ميوۀ بادام شيرين كه به فرانسوى Amandier doux و به انگليسى Sweet almond tree گفته مىشود و نام علمى آن Prunus amygdalus Var dulcis مىباشد و ديگرى درخت بادام با ميوۀ تلخ كه به فرانسوى Amandier amer و به انگليسى Bitter almond tree ناميده مىشود و نام علمى آنAmygdalus Communis L. Var amara) DC. (focke و يا Prunus amygdalus Var amara و به علاوه نوع ديگرى بادام نيز هست كه به بادام منقا يا بادام كاغذى معروف است كه درخت آن به فرانسوى amandier des dames وAmande fragile و به انگليسى Jordan almond tree ناميده مىشود و نام علمى آن Amygdalus Communis L. Var fragilis ) Borkh. (focke مىباشد.
ميوۀ بادام كه مآلاثمر درخت بادام شيرين يا بادام تلخ است از تخمدان يك خامهاى گل بادام كه داراى دو تخمك است به وجود مىآيد و معمولا يكى از اين دو تخمك بارور مىشود و ميوۀ بادام به صورت شفت كه قشر خارجى آن گوشتى و سبز رنگ و پوشيده از كرك است و در داخل آن بادام با پوست سخت آن وجود دارد در مىآيد. در اوايل تشكيل ميوه كه پوشش خارجى سبزرنگ و گوشتدار پوشيده از كرك قسمت عمدۀ ميوه را تشكيل مىدهد و مغز بادام هنوز رشدى نيافته اين مرحله از ميوه را چغالهبادام يا Amandon نامند كه چيده و خورده مىشود و داراى خواصى است كه ذكر خواهد شد.
ولى پس از رسيدن بادام به تدريج اين پوشش سبز گوشتدار خشك مىشود و در داخل آن پوست سفت و سخت بادام كه مغز بادام داخل آن است رشد كرده و نهايتا بادام رسيده آماده چيدن مىشود.
در داخل قشر سخت خشبى درونبر ميوه مغزى وجود دارد، بيضىشكل نوكتيز كه همان مغز بادام است. اين مغز را پوستۀ نازك قهوهاىرنگى پوشانيده است كه پوست مغز بادام است و به كمك آب گرم از مغز بادام مىتوان آن را جدا كرد، زيرا به مغز بادام چسبيده است.
تكثير بادام بيشتر از طريق اجراى پيوند روى پايۀ بادام انجام مىگيرد و گاهى روى پايه آلو هم پيوند مىشود ولى روى پايه بادام موفقتر و بهتر است. درخت بادام تقريبا در تمام خاكها رشد مىكند ولى خاكهاى آهكى را ترجيح مىدهد و از خاكهاى پر رطوبت و بدون زهكش ناراحت مىشود و رشد آن صدمه مىخورد.
معمولا از شكوفه بادام و از مغز بادام اعم از شيرين و تلخ در طب سنتى استفاده مىشود البته در برخى موارد خيلى كم از برگ آن نيز به عنوان صفرابر استفاده مىشود.
بادام شيرين از نظر تركيبات شيميايى داراى u200a۴u200a-u200a٣u200a درصد آب، حدود u200a۵۴u200a درصد روغن ثابت، حدود u200a٢۵u200a درصد مواد ازته سفيدهاى يا آلبومىنوئيدى u200a١u200aگياهى و سرانجام دياستازى به نام امولسين u200a٢u200a، قند، صمغ، لعاب، مواد معدنى و. . . است.
در بادام تلخ مقدار روغن ثابت كمتر است (حدود u200a۴۴u200a درصد) ولى مقدار دياستاز امولسين بيشتر است و به علاوه داراى يك هتروزيد بنام آميگدالين u200a٣u200aاست. آميگدالين ماده متبلورى است با فرمول خام Cu200a٢٠u200a Hu200a٢٧u200a Nou200a١١٣u200a Hu200a٢u200ao مادۀ امولسين يك نوع دياستاز يا سيناپتاز u200a۴u200aاست كه در تركيب بادام وجود دارد و موجب هيدروليز مادۀ آميگدالين مىشود.
از هيدروليز آميگدالين در مجاورت آب و تحت تأثير دياستاز امولسين موادى مانند قند گلوكز و اسيد سيانيدريك ) HCN( و اسانس بادام تلخ حاصل مىشود. اسانس بادام تلخ يا آلدئيد بنزوئيك u200a۵u200a) Cu200a۶u200a Hu200a۵u200a CHo( در عطرسازى به كار مىرود و در صنايع رنگ نيز براى تهيۀ رنگ سبزى به نام سبز مالاشيت u200a۶u200aكاربرد دارد و به علاوه خواص طبى آن نيز مورد توجه است. تازۀ آن مايع بىرنگى است ولى پس از كهنه شدن كمى زرد مىشود. بوى قوى و طعم سوزان دارد. چون كمى اسيد سيانيدريك دارد كمى تلخ است. در بادام u200a٠٢۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم در هريك صد گرم ارسنيك يافت مىشود.
در هر يكصد گرم مغز بادام خشك مواد زير وجود دارد:
آب u200a٧u200a/u200a۴u200a گرم، انرژى غذايى u200a۵٩٨u200a، پروتئين u200a۶u200a/u200a١٨u200a گرم، روغن u200a٢u200a/u200a۵۴u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a۵u200a/u200a١٩u200a گرم، كلسيم u200a٢٣۴u200a ميلىگرم، فسفر u200a۵٠۴u200a ميلىگرم، آهن u200a٧u200a/u200a۴u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٧٧٣u200a ميلىگرم، ويتامين A صفر، تيامين u200a٢۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٩٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و نياسين u200a۵u200a/u200a٣u200a ميلىگرم.
مغز بادام شيرين طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر طبيعت كمى گرم و تر است. از نظر خواص ملين است، سينه را نرم مىكند و شير آن با شكر براى رفع سرفه، خشونت حلق، سينه، حنجره، نفستنگى و تسهيل خروج اخلاط سينه نافع است. براى به دست آوردن شير بادام در حدود u200a۵٠u200a گرم بادام را ساييده در يك ليتر آب مخلوط مىكنند شير سفيدى حاصل مىشود كه اغلب با در حدود u200a۵٠u200a گرم قند شيرين كرده مصرف مىنمايند. پوست خشبى بادام را اگر تا سرحد خاكستر شدن بسوزانند تا كاملا خشب آن سوخته باشد براى تقويت لثه و دندان از طريق مالش مفيد است. بادام براى زخم رودهها و مثانه و شكم روشهاى حادث از رطوبت معده مفيد است. مسكن حدت ادرار است. اگر با انجير خورده شود ملين است. بودادۀ بادام مقوى معده و قابض است و سستى را رفع مىكند. مقوى نيروى جنسى است و توليد اسپرم را افزايش مىدهد و اگر يك بادام را ساييده و مخلوط با عسل بخورند، براى درد كبد و سرفه و تحليل بادهاى كليه مفيد است. خوردن پوست بيرونى نارس آن يعنى خوردن چغالهبادام براى تقويت لثه و ريشه دندان نافع است و چون سرد است، مسكن حرارت دهان و خشكى پوست دهان و زبان است. از دمكردۀ شكوفۀ بادام شيرين به عنوان مسهل ملايم براى اطفال استفاده مىشود و براى جوشاندۀ پوست نازك داخلى چسبيده به مغز بادام نيز آثار شفابخش متصور است و از جوشاندۀ u200a۵٠u200a گرم از اين پوست در هزار گرم آب براى تسكين درد گلو و رفع التهابها مجارى تنفسى استفاده مىشود. جوشاندۀ برگ درخت بادام شيرين به عنوان كمك به صفرا به كار مىرود و در رفع نارسايى كبد اثر خوبى دارد. بادام براى معدههاى سرد و تر و براى آلات داخل شكم مضر است از اين نظر بايد با مصطلكى خورده شود، و موجب هيجان صفرا مىشود و از اين نظر بايد با شكر خورده شود.
روغن بادام شيرين از نظر گرمى و سردى معتدل است و دماغ را مرطوب مىكند خصوصا روغن تازۀ آن. خواص آن: دماغ را مرطوب مىكند. خوابآور است و بىخوابى را از بين مىبرد چه از طريق خوردن و چه ماليدن آن. اگر با كتيرا و شكر خورده شود براى سرفۀ خشك و صاف كردن آواز و قصبۀ ريه و نرم شدن رودهها بسيار نافع است و براى رفع ضرر داروهاى مسهل مؤثر است. اگر با آب گرم خورده شود براى رفع شكمروش و دلپيچه، نرم كردن رودهها، سخت ادرار كردن و كمك به اخراج سنگ مثانه مفيد است. مقدار خوراك روغن بادام u200a۴۵u200a گرم است. اگر مرتبا تا مدتى مهرههاى پشت را با آن چرب كنند براى نقرس و رفع خميدگى پيران مفيد است.
غرغرۀ روغن بادام شيرين و آب گرم براى رفع خشونت حلق نافع است. چون براى آلات داخل شكم كه ضعيف هستند مضر است، لذا بايد با مصطكى خورده شود.
برگ تازۀ درخت بادام مسهل است و ضد كرم معده و برگ خشك آن قابض است و اسهال را بند مىآورد.
مغز بادام تلخ يا لوزالمر طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر طبيعت خيلى گرم و خشك است و از نظر خواص براى پاك كردن و اخراج اخلاط غليظ فوق العاده مؤثر است. ضماد آن با سركه براى سردرد، اكتحال و ماليدن آن براى تقويت بينايى نافع است. بادام تلخ براى تنگىنفس، سرفه، ورم سينه و ريه نافع است، خصوصا اگر با نشاسته و نعنا خورده شود. براى درد كليه مفيد است و اگر با عسل خورده شود براى باز كردن گرفتگىها، انسداد كبد، طحال و اگر با آب عسل خورده شود، براى قولنج و اگر با دوشاب انگور خورده شود براى ناراحتىهاى كليه و خرد كردن سنگ، ازدياد ترشح بول، ادرار و درد رحم مفيد است. اگر شياف آن در مهبل بشود قاعدهآور است. ضماد آن با سركه و با براى زخمهاى كهنه و جراحتهاى تر و جرب و خارش و مخملك و ماليدن آن براى از بين بردن لكههاى صورت مفيد است. مضر رودههاست و از اين نظر بايد با شكر، بادام شيرين و خشخاش خورده شود. ضماد ريشۀ درخت بادام تلخ براى انواع دردها مفيد است و ريشۀ آن گرم و خشك است، ضماد ريشۀ آن با روغن گل براى تسكين درد سر و خوردن دمكردۀ آن براى پاك كردن طحال، كليه و اخراج كرم معده و ضماد خاكستر آن براى سوختگى آتش نافع است. ارسطو گويد: «اگر u200a٢٠u200a گرم بادام تلخ را كوبيده ناشتا تناول نمايند از شراب مست نشوند» .
روغن بادام تلخ كمى گرم و مايل به رطوبت و خواص آن مسهل اخلاط لزج و چسبنده است و با ساير داروهاى مناسب براى تنگىنفس و طحال و درد كليه، سختى ادرار، اختناق رحم و خارج كردن سنگ مثانه نافع است. قطرۀ آن در گوش براى تسكين درد گوش و رفع صدا در گوش مفيد است و ماليدن آن براى پاك كردن آثار لكه در صورت و صاف كردن چين پوست صورت و رفع ترك و شقاق كه از سرما ايجاد شده مفيد است. مقدار خوراك آن تا u200a٢٠u200a گرم مىباشد.
اگر u200a۵u200a/u200a٢u200a گرم حجر اليهود را ساييده با u200a٢۵٠u200a گرم آب گرم و u200a۵u200a گرم روغن بادام تلخ بياشامند، مدر است و براى خرد كردن سنگ مثانه مفيد است و چون حجر اليهود براى كبد مضر است اگر اين مخلوط با صمغ عربى خورده شود رفع اين ضرر را مىكند.
توضيح: حجر اليهود به فرانسوى Le Iapis Judaique سنگى است به شكل ميوۀ بلوط در ابعاد زيتون به رنگ آبى مايل به سفيدى با خطوط موازى در طول، در آب زود ساييده مىشود و طعم مشخصى ندارد. در فلسطين و اطراف بيت المقدس يافت مىشود. معمولا دو نوع براى آن قايلاند، نر و ماده، نر آن به شكل شرح بالا بوده و مادۀ آن بدون خطوط موازى است و رنگ آن مايل به سرخ مىباشد.
صمغ درخت بادام تلخ، آثار مفيد صمغ عربى را دارد و از نظر خواص جانشين آن است.
مواد ناسازگار با بادام. اسيدهاى معدنى، سولفات آهن، گوگرد، كلرور، نيترات نقره، يدورها، اكسيدهاى جيوه و كلمل را با محصولات بادام تلخ نبايد يكجا جمع نمود.
عرق بادام تلخ: تفالۀ بادام تلخ را به مقدار مورد نظر گرفته با مقدارى آب مخلوط كنند و در قرع (اسباب تقطير) ريخته مدت u200a١٢u200a ساعت بگذارند بماند و بعد در حمام ماريه و يا به كمك بخار تقطير كنند تا وزن مايع تقطير شده دو برابر وزن تفالۀ مصرفى باشد بعد روغن فرارى كه روى مايع شناور است، بگيرند.
مقدار خوراك اين عرق u200a١٠u200a-u200a۴u200a گرم است يا كمتر كه در يك پوسيون مصرف نمايند و از عوامل مسكن سلسله اعصاب است و ضد تشنج مىباشد.
اسانس بادام تلخ: تفاله بادام تلخ u200a١u200a واحد، آب صاف u200a٣u200a واحد تفاله را در آب سرد مخلوط كرده مدت u200a٢۴u200a ساعت بگذارند بماند و بعد در حمام ماريه تقطير كنند تا محصول تقطيرشده داراى بوى كمى باشد و اين محصول را در حمام ماريه مجددا تقطير كنند و اسانس آن را جمع كنند. در اين كار علاوه بر اسانس مقدارى عرق بادام تلخ نيز بدست مىآيد.
به فارسى بادام كوهى و نامهاى محلى مختلفى دارد. در كرج و اطراف تهران «ارجنك، تنگرس و بادام كوهى» ، در بختيارى و لرستان «ارژن و ارجن» ، در كردستان «تنگس، تنگز، بيو و بيف» ، در پشتكوه «ارجن» ، در ميانه «بادامچه» ، در قرهتپۀ ميانه «آقچالى» در خيرآباد و انجمن بين زنجان و ميانه «قرهچالى» در فارس ميوۀ آن را «بخورك» نامند.
گياهى است از بادامها از خانوادۀ Rosaceae نام علمى آن Amygdalus Lycioides Spach و مترادف آن Prunus Lycioides) Spach(Schneider مىباشد كه واريتههاى متعدى از آن در ايران مىرويد از جمله واريتۀ A. Lycioides spach var horrida) Spach(Browicz و مترادف آن A. reuteri Boiss. & Bh. .
بادام كوهى درختچهاى است خاردار شاخههاى جوان آن در ابتدا صاف و قهوهاى روشن است پس از چندى رنگ آن به خاكسترى روشن يا تيره تبديل مىشود.
خارهاى آن انشعابدار و سخت است. خارها سفيد مايل به خاكسترى و برگهاى آن بدون دمبرگ و صفحۀ برگ چرمى، صاف و نيزهاى باريك نوكتيز است. ابعاد برگها در واريتههاى مختلف بين u200a۵u200a-u200a٢u200a*u200a٣٠u200a-u200a١۵u200a ميلىمتر است.
ميوۀ آن پوشيده از كرك مخملى و طول آن در واريتههاى مختلف u200a١۵u200a-u200a١٢u200a ميلىمتر متغير است.
از نظر تركيبات شيميايى و خواص كموبيش شبيه ساير ارقام بادام است.
توضيح: نامهاى محلى چون پايه علمى ندارند و به مبناى شكل خارجى گذارده مىشوند اغلب در مورد گياهان مختلف تكرارى هستند، براى مثال در كرج نام ارجنگ و تنگرس را براى Rhamuns Lycioides M. B. نيز مىگويند كه گياهى از Nerprun هاست و انواع آن تحت نامهاى سياه توسه و آش انگور در ساير بخشهای اين وبلاگ آمده است.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 497