Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
به فارسى «مرزنگوش» و «مرزنجوش» و در كتب طب سنتى با نام «مرزنجوش» و «سرمق» نامبرده مىشود. به فرانسوى Marjolaine و Marjolaine des jardins و به انگليسى Sweet marjoram و Knotted marjoram گفته مىشود.
گياهى است از خانوادۀ Labiatae نام علمى آن Origanum majorana L. و مترادفهاى آن Majorana hortensis Moench. و Origanum majoranoides Willd. از طرف گياهشناسان مختلفه نامگذارى شده است. اين گياه را به هندى مروا Murwa مىنامند.
توضيح: در فارسى مرو خوشبو كه معمولا تخم آن مورد توجه است به گياه ديگرى از جنس Salvia به نام Salvia macrosiphon مىگويند كه در اغلب مناطق ايران مىرويد.
مرزنگوش گياهى است كوچك با شاخه و برگ زياد و چندساله كه ارتفاع بوته آن در حدود u200a۵٠u200a-u200a٣٠u200a سانتىمتر است. چون اين گياه در مقابل سرما مقاومت ندارد و در زمستان با سرماى كمى از پا مىافتد، لذا در مناطق سرد يك گياه يكساله مىباشد ولى در مناطق گرم كه سرماى زمستان ندارند به صورت گياه دوساله و چندساله است.
برگهاى آن كوچك باريك پوشيده از كرك به رنگ خاكسترى مايل به سبز در حدود u200a۵u200a/u200a١u200a-u200a١u200a سانتىمتر طول دارند. گلهاى آن بسيار كوچك به رنگ سفيد يا گلى به صورت خوشه در انتهاى ساقه گلدهنده ظاهر مىشود.
مرزنگوش طعم مطبوع و لطيف و شيرين و معطر دارد ولى عطر آن از پونه كوهى كمتر است. در طعم آن پس از چند لحظه كمى تلخى ظاهر مىشود.
تكثير آن از طريق كاشت بذر آن در بهار و يا از طريق كاشت قلمۀ آن انجام مىگيرد. چون مقاومت به سرماى آن كم است، محل كاشت مرزنگوش بايد در پناه از سرما و رو به آفتاب كامل و گرم و در خاك غنى و سبك كه خوب زهكشى شده باشد، انتخاب شود.
از برگهاى خشك مرزنگوش و سرشاخههاى گلدار آن با روش تقطير در حدود u200a۴u200a/u200a٠u200a-u200a٣u200a/u200a٠u200a درصد اسانس زردرنگ مايل به سبز به نام اسانس مرزنگوش u200a١u200aبه دست مىآيد و به علاوه گياه داراى يك ماده تلخ نيز مىباشد. در اسانس مرزنگوش، اوژنول u200a۶u200a درصد و چاويكول u200a۵u200a/u200a۴u200a درصد و مقدارى آلفا-لينالول u200a٢u200aيافت مىشود.
اين گياه در ايران در ارتفاعات البرز بهطور خودرو ديده شده است.
مرزنگوش از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و خشك است.
آشاميدن دمكردۀ آن بازكننده انسداد و گرفتگىهاى دماغى و رافع سردرد سرد بلغمى و سوداوى است و براى لقوه و ماليخوليا مفيد است و زكام را قطع مىكند. بو كردن آن براى باز كردن بينىها در مواقع زكام نافع است. ريختن چند قطره آن در بينى براى پاك كردن دماغ و تسكين لقوه و صرع مفيد است و ماليدن اسانس آن براى فلج و امراض عصبى سرد مانند كزاز نافع است. ماليدن آن به چشم براى شروع نزول آب در چشم و ضعف باصره مفيد است و جويدن آن در دهان و خوردن آن مانع جريان آب و رطوبت از دهان است. ريختن چند قطره از اسانس آن يا گذاردن پنبه تر كرده به اسانس آن در گوش بازكننده و رافع بستگى گوش است. خوردن دمكردۀ آن فرحآور است و براى درد سينه و سرفه و تنگىنفس و خفقان و درد قلب و تحليل نفخ و گاز و بادها و تسكين دلپيچه و رفع استسقا و سختى در ترشح ادرار و حيض نافع است، به عبارت ديگر قاعدهآور است و ادرار را زياد مىكند شياف آن در مهبل قاعدهآور است. در استعمال خارج نيز ضدعفونىكننده و التيامدهنده زخمها مىباشد. مقدار خوراك از جرم برگ و سرشاخه گلدار خشك آن تا u200a١٠u200a گرم و در دمكرده تا u200a٣٠u200a گرم است. گرد برگ مرزنجوش عطسهآور نيز مىباشد مرزنگوش براى كليه و مثانه مضر است از اين نظر بايد با كاسنى و تخم خرفه خورده شود. جانشين مرزنگوش در خواص دارويى سىسنبر است.
اسانس مرزنگوش علاوه بر مصارفى كه در صابونسازى و صنعت عطر دارد در استعمال خارجى به صورت مالش در موارد از جا در رفتن و شكستن اعضاى بدن و بىحسى اعضا و فلج و دنداندرد مصرف مىشود و در هندوستان از برگها و تخم آن به عنوان قابض، بادشكن، نرمكنندۀ سينه، تونيك استفاده مىشود و از دمكردۀ گياه به عنوان محرك، قاعدهآور و براى ازدياد ترشح شير و به علاوه در موارد آسم و فلج و هيسترى مصرف مىكنند.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 372