Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
در كتب طب سنتى با نام «كزبره» و «جلجلان» (گشنيز خشك) آمده است. به فرانسوى Coriandre و Coriandre Cultive (گشنيز مزروع) و به انگليسى Coriander و Coriander seed «تخم گشنيز» ناميده مىشود. گياهى است از خانوادۀ Umbelliferae نام علمى آن. Coriandrum sativum L. مىباشد. در امريكا به برگهاى گشنيز Cilantroمىگويند.
گشنيز گياهى است يكساله به رنگ سبز درخشان ارتفاع بوتۀ گياه تا يك متر مىرسد برگهاى آن سبز درخشان با تقسيمات مكرر كه برگ را به شكل رشتههاى باريك و پنجهاى درمىآورد، گلهاى آن كوچك به رنگ سفيد مايل به صورتى به طور گروهى چترمانند در انتهاى شاخه گلدهنده ظاهر مىشود.
تكثير گشنيز با كاشتن تخم گشنيز در اوايل بهار در مناطق معتدل ايران صورت مىگيرد. كاشت بذر روى خطوطى با فواصل u200a۶٠u200a-u200a۴٠u200a سانتىمتر و فاصلۀ بوتهها u200a٢٠u200a-u200a١۵u200a سانتىمتر مناسب است. ميوۀ آن معمولا در اوايل پاييز مىرسد و برداشت مىشود.
نام لاتين گشنيز (كورياندر) از لغت يونانى Korio منشأ گرفته است و معناى آن بدبو و داراى بويى شبيه سن يا كنه نامطبوع است. علت آن اين است كه ميوۀ سبز گشنيز در حالت سبزى و نارس و شاخ و برگ آن داراى بوى نامطبوعى مىباشد ولى پس از رسيدن و خشك شدن بوى نامطبوع آن زايل مىشود و عطر مطبوعى پيدا مىكند.
ميوۀ رسيدۀ گشنيز مدور به قطر حدود u200a۵u200a/u200a٠u200a سانتىمتر است و رنگ آن قهوهاى مايل به زرد و كمى صورتى است.
گياه گشنيز بومى جنوب اروپا و مناطق مديترانهاى است و در اسيا نيز انتشار دارد.
در ايران در كرمانشاه، آبادان، تبريز، كرمان، بلوچستان، و در بوشهر و برازجان مىرويد.
گشنيز بهطور پرورشى در اغلب مناطق دنيا، امريكا، اروپا، آسيا و افريقا كاشته مىشود در ايران نيز در اكثر مناطق كاشته مىشود و به بازار عرضه مىگردد.
گشنيز از گياهان قديم است كه از روزگاران كهن مورد شناخت بشر بوده و مصرىها و مردمان عهد عتيق از u200a١۵۵٠u200a سال قبل از ميلاد آن را به عنوان دارو مصرف مىكردهاند.
در نوشتههاى Ebers papyrus آمده است كه بقراط در حدود u200a۴٠٠u200a سال قبل از ميلاد و ساير اطبا همعصر بقراط گشنيز را به عنوان دارو براى معالجه بيمارىها تجويز مىكردهاند. در سال u200a٨١٢u200a پس از ميلاد به دستور شارلمانى گشنيز در مزارع سلطنتى در اروپاى مركزى كاشته شده است. در قرونوسطى به عنوان داروى عشق مصرف مىشده و در داستان هزار و يك شب از آن به عنوان محرك قواى جنسى ياد شده است.
از نظر تركيبات شيميايى در ميوۀ خشك گشنيز در حدود u200a١u200a-u200a۵u200a/u200a٠u200a درصد اسانس روغنى به رنگ زرد روشن وجود دارد كه از طريق تقطير ميوۀ خشك استخراج مىشود.
اسانس گشنيز در تماس با پوست بدن، پوست را تحريك مىكند. بهطورى كه يكى از گزارشهاى مطالعات تجزيۀ شيميايى نشان مىدهد اسانس گشنيز داراى كورياندرول u200a١u200aاست. در برگهاى تازۀ گشنيز در حدود u200a٠١٢u200a/u200a٠u200a درصد اكساليك اسيد و u200a١٧٢u200a/u200a٠u200a درصد كلسيم وجود دارد و در برگهاى خشك آن u200a٨۵u200a%درصد اكساليك اسيد و u200a٢٣u200a/u200a١u200a درصد كلسيم يافت مىشود. به علاوه برگهاى آن منبع غنى از ويتامين C و A مىباشد. علاوه بر اسانس در ميوۀ گشنيز در حدود u200a٢۶u200a/u200a١٩u200a درصد روغن چرب يافت مىشود ]G. I. M. P[ . بررسىهاى ديگرى نشان مىدهد كه ميوۀ گشنيز كه به تخم گشنيز معروف است در طول انبار كردن و نگه داشتن طى مدت طولانى حتى در سرماى u200a١۴u200a-درجه سانتىگراد در حدود u200a۵u200a/u200a١u200a-u200a١٨u200a/u200a٠u200a درصد از اسانس آن از دست مىرود ولى اگر در شيشههاى در بسته نگهدارى شود تا مدت زيادى تازه باقى مىماند ]S. G. I. M. P[ . گزارش مطالعات شيميايى ديگرى نشان مىدهد كه گشنيز داراى اسانس محتوى كورياندرول، يالينالول، ژرانيول، پىنن، فلاندرن، دىپنتن u200a١u200a، ترپينن، سيمن u200a٢u200a، بورنئول u200a٣u200a، تانن، لعاب يا موسيلاژ u200a۴u200a، ماليك اسيد، كلرايدها u200a۵u200aو فسفات آهك u200a۶u200a[روا*-والنزوئلا]. و ويتامين A و C مىباشد و دانۀ گشنيز داراى دى-مانىتول u200a٧u200aو فلاونوئيد گلىكوزيد u200a٨u200aاست [فاروق].
در سرتاسر خاورزمين از جنوب مغولستان تا جنوب شرقى آسيا تخم گشنيز به عنوان ادويه و به عنوان داروى مقوى معده و رفع سوءهاضمه و بادشكن مصرف مىشود. در چين و ژاپن از تخم گشنيز براى نرم كردن سينه [كاريونه و كيمورا*]. و تونيك و مقوى و براى تبهاى نوبهاى استفاده مىشود. براى اين كار جوشاندۀ آن را مىخورند و يا بخور آن را به صورت و گردن مىدهند. برگهاى آن بيرون ريختن دانههاى آبله و سرخك را تسريع مىكند [هاو].
جوشانده تمامى گياه اغلب براى رفع سرفه و سرماخوردگى و سرخك به كار مىرود. گياه گشنيز مسكن و آرامبخش است و براى مقابله و مبارزه با آثار سموم از ته كه از فساد پروتئينهاى حيوانى و گياهى حاصل مىشود مفيد است. اصطلاحا مسموميت حاصل از سموم از ته فوق را مسموميت پوتاماين u200a٩u200aنامند [استوارت].
در هندوچين تنطور ريشه و برگهاى گشنيز را روى دانههاى سرخك اطفال مىمالند و از تخم گشنيز به عنوان خوابآور و قاعدهآور استفاده مىشود [پتلو*و فوكود]. تخم گشنيز و اسانس آن ضد زكام است و ضد اسپاسم و شيرزا مىباشد يعنى ترشح شير را افزايش مىدهد [دراگندرف*]. مصرف عمومى تخم گشنيز در داروسازى اين است كه براى پوشاندن بوى نامطبوع داروها با دارو مخلوط مىشود.
در شبهجزيرۀ مالايا براى تبهاى روماتيسمى و در استعمال داخلى براى رفع سرفه و ضد قى و داروى مقوى خورده مىشود [گيملت*و بركيل*]. اسانس ميوۀ گشنيز خاصيت تحريك پوست را دارد [پاردو دو تاورا]. گياه و برگ از نظر طبيعت طبق نظر بقراط سرد و خشك است و طبق نظر شيخ الرئيس ابو على سينا خشك آن كمى گرم است و به نظر جالينوس تمام قسمتهاى آن كمى گرم است.
طبق نظر اطباى سنتى اگر u200a٣٠u200a گرم آب گشنيز خورده شود خوابآور است، بويژه اگر با سركه و سماق خورده شود. ضماد آنكه با شير دختران تهيه شود براى رفع ضربان چشم نافع است. مضمضه و جويدن آن براى رفع جوشهاى دهان و تسكين سوزش آن و همچنين تسكين درد دندان و جويدن آن براى رفع بوى شراب نافع است. ماليدن آن به دندان براى تقويت لثهها و قطع خونريزى آن و شرابى كه از آن تهيه شود خوابآور است و براى سرفه و تنگى نفس گرم و تر و خفقان مفيد مىباشد.
اگر u200a٣٠u200a گرم از آب آن با شكر خورده شود اشتهاآور و خوابآور است و مانع ترش شدن غذا در معده مىشود. خوردن گشنيز صفرا را تسكين مىدهد و تشنگى را رفع مىكند و قى و آشفتگى را بند مىآورد و تحريك جنسى را نيز رفع مىكند. ضماد آن براى تحليل ورمهاى گرم و باد سرخ و با آرد جو براى تحليل خنازير و ورمهاى سفت و با آرد باقلا براى خنازير نافع است. اگر سرب را با آب گشنيز و يا روغن گل بسايند و بر زخم سرطان بمالند بسيار مفيد است. مقدار خوراك از آب آن تا u200a٣٠u200a گرم است جانشين آن از نظر خواص، برگ خشخاش و كاهو مىباشد.
تخم گشنيز از نظر طبيعت سرد و خشك است و از نظر خواص مفرح و مقوى دماغ و قلب است. خفقان و وسواس را رفع مىكند و براى تقويت معده مفيد است.
اسهال و سيلان اسپرم را بند مىآورد و براى زخمهاى مجارى ادرار مفيد است.
خوردن عصارۀ تخم گشنيز يا آب خيسكردۀ تخم گشنيز براى اسهال خونى بويژه بو دادۀ آن نافع است و اگر با دوشاب انگور خورده شود مولد اسپرم است و كرم معده را دفع مىكند و جويدن آن براى رفع بوى شراب مفيد است.
ريختن گرد ساييدۀ آن روى زخم نافع و قاطع خونروى مىشود. مقدار خوراك از جرم آن بهطور گرد u200a۴u200a-u200a٢u200a گرم و از طريق دم كردن u200a٨u200a-u200a۴u200a گرم (در مخزن تا u200a٣٠u200a گرم اجازۀ خوردن مىدهد.) اسراف در خوردن تخم گشنيز مضر است و اگر تا u200a١٠٠u200a گرم A -گل گشنيز B -ميوه
از آب تازۀ آن خورده شود ايجاد فراموشى و اختلال حواس و چرت و تقليل اسپرم و ضعف نيروى جنسى مىكند و علاج آن بعد از تنقيه معده و ايجاد قى و اسهال، خوردن زردۀ تخممرغ نيمپز با فلفل و نمك و سوپ مرغ چاق و چرب است و اگر با دارچين خورده شود بيشتر مؤثر است و ضمنا براى اشخاص مبتلا به نفستنگى و آسم نيز مضر است.
گياه ديگرى است از خانوادۀ Umbelliferae كه در ايران مىرويد. ميوۀ آن از نظر خواص مشابه گشنيز است و نظير تخم گشنيز به عنوان ادويه مصرف مىشود. اين گياه را در كتب طب سنتى (كزبره صغيره) نام مىبرند به فرانسوى:Petite coriandre و به انگليسى Small coriander گفته مىشود. نام علمى گياه Bifora testiculata Roth. مىباشد.
گياهى است كوچك يكساله برگهاى آن تقسيم شده به قطعات كوچك شبيه گشنيز و دندانهدار است. گلهاى آن كوچك و سفيد و به صورت چتر در قسمت بالاى گياه مىرويند.
اين گياه در دامنۀ البرز، در پشند و كرج در ارتفاعات u200a١٧٠٠u200a-u200a١۵٠٠u200a متر مىرويد. خواص تخم آن شبيه گشنيز است و محلىها به عنوان ادويه و چاشنى از آن استفاده مىكنند.
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 389