Ø¢Ùx85ارگÛx8cر ØxadرÙx81Ùx87 اÛx8c ساÛx8cت
_in_Hyderabad%2C_AP_W_IMG_9219.jpg)
در كتب طب سنتى ايران «جوز القى» ، «حب الملوك» و «دندبرّى» نامبرده مىشود. ميوۀ درختچهاى است كه درختچه را به فرانسوى Medicinier ، Purghere ، و Gros pignon d'Inde و Ricin d'Amerique و به انگليسى Jequirity ، Indian licorice ، Wild liquorice و Physic nut tree ، Purging nut tree و Spurge nettle و در برخى مدارك Sponge nettle و دانهاش را كه مصرف دارويى دارد Jequirity bean ، Purging nut و Physic nut نامند. گياهى است از خانوادۀ Euphorbiaceae نام علمى آن Jatropha curcas L. و مترادف آن Curcus purgans Medic. مىباشد.
مشخصات
درختچهاى است كوتاه، برگهاى آن پنجهاى با بريدگى بسيار و برگچهها باريك و دراز. ميوۀ آن در ابعاد يك فندق يا انجير و كمى بزرگتر، پوست آن ضخيم و قسمت خارجى ميوه داراى چند برآمدگى است. رنگ ميوه زرد تيره است كه در داخل آن دانههاى سمّى روغنى گياه قرار دارد. روى پوستۀ سخت هر دانه را يك پوستۀ نازك پوشيده كه رنگ آن تيره ولى داراى نقطههاى بسيار كوچك سفيد است. اين پوسته در جريان بيرون آوردن دانهها براى استفاده از دانه جدا مىشود و رنگ زرد تيرۀ پوستۀ سخت دانه بدون نقطهها به چشم مىخورد.
اين گياه بومى مكزيكو و مناطق حارّه امريكاست و در آسيا در مناطق حارّۀ هند مىرويد و كاشته مىشود و در اغلب نواحى هند به عنوان پرچين از آن استفاده مىشود. در ايران تا به حال وجود اين گياه گزارش نشده است.
تركيبات شيميايى
از نظر تركيبات شيميايى در دانۀ آن مادۀ عامل سمّى كورسين u200a١u200aيافت مىشود. در مغز دانۀ آن روغن چرب و u200a٢u200a فيتوسترول u200a٢u200aو يك فيتوسترولين u200a٣u200aكه گلوكوزيدى است از فيتوسترول و مقدارى سوكروز u200a۴u200aو مواد صمغى رزينى كه خاصيت مسهل و تهوع دارند يافت مىشود ]G. I. M. P[ . در دانۀ آن در حدود u200a٢۵u200a درصد روغن وجود دارد كه با فشار گرفته مىشود، طعم آن نامطبوع و خاصيت مسهلى آن از روغن كرچك بيشتر است.
در گزارش بررسىهاى ديگرى آمده است كه دانه آن داراى كورسين يا كوركازين u200a۵u200aو يك مادۀ رزينى كه هر دو سمى هستند و روغن كوركاس u200a۶u200aمىباشد. روغن كوركاس شامل ميريستيك اسيد u200a٧u200aو پالميتيك اسيد u200a٨u200aو استئاريك اسيد u200a٩u200aو آراشيديك اسيد u200a١٠u200aو اولئيك اسيد u200a١١u200aو لينولئيك اسيد u200a١٢u200aمىباشد [والنزوئلا].
در پوست درختچه تانن، موم، رزين و چند ساپونين u200a١٣u200aيافت مىشود [ولث اف انديا].
خواص-كاربرد
در هندوستان دانههاى آن را سرخ كرده و به عنوان مسهل مصرف مىكنند. آب گياه كه در اثر فشار و كوبيدن شاخه و برگهاى نازك به دست مىآيد، براى رفع ناراحتىهاى پوست از جمله جرب و اكزما به كار مىرود. از سرشاخههاى آن براى مسواك لثههايى كه متورم هستند، استفاده مىشود، داروى بسيار مؤثرى است. در برمه از تخم آن به عنوان مسهل ملايم استفاده مىشود [ماسون]. در هندوچين ابتدا جنين مغز دانه را خارج كرده و مغز بدون جنين را به عنوان مسهل مىخورند [فوكود].
در مغز دانه مواد سمى فيتوتوكسين u200a14u200aو كورسين وجود دارد كه به رگهاى خونى صدمه مىزند و اگر زياد خورده شود ممكن است هلاك كند [پتلو]. روغن مغز دانه مليّن است [تاكا&اوداشيما]. از اين روغن در بيمارىهاى پوست استفاده مىشود. [ليو]. اگر كمى از اين روغن خورده شود و يا مقدار بيشترى در استعمال خارجى به كمر و پشت با فشار ماليده شود، موجب سقط جنين مىشود [مىنات]. از لاتكس يا به عبارت بهتر از شيرابۀ گياه روى زخم مىمالند، التيامبخش است [مىنات]. كمى از آن را روى قطعۀ پارچهاى كه روى انگشت كشيده شده، ريخته و زبان باردار بيماران را با آن پاك مىكنند [پتلو]. در شبهجزيرۀ مالايا از شيرابۀ گياه براى بند آوردن خون استفاده مىشود و روى زخم و بريدگى و ساير انواع زخمها كه خونروى دارند مىمالند [بركيل]. در اندونزى نيز به عنوان بند آورندۀ خون از آن استفاده مىشود [هين و واناستىنيس كروسمان]. و براى معالجۀ ناراحتىهاى پوست از قبيل جرب، اكزما به كار مىرود. از رقيق شدۀ آن به صورت دهانشويه براى معالجۀ لثههاى متورم كه خون از آنها مىرود، استفاده مىشود [هين]. در فيليپين كمى از شيرابۀ آن را روى پنبه مىريزند و روى دندان كه درد مىكند مىگذارند، تسكيندهنده است [سوليت].
پوست درخت را از ساقۀ گرم شدۀ آن جدا مىكنند و با آن عضو از جا دررفته را مىپيچند [سوليت]. همچنين اگر عضوى را حيوانى گاز بگيرد اين پوست را روى آن مىگذارند و مىبندند [كوئى زمبينگ]. برگهاى اين گياه ضد انگل است و له شدۀ برگها را روى جرب پوست مىگذارند [مىنات]. همچنين برگها قرمزكننده پوست است و براى كنترل فلج مفيد است [پتلو]. و در موارد روماتيسم نيز به كار مىرود. در فيليپين از جوشاندۀ برگها براى معالجۀ سرفه استفاده مىشود و از جوشاندۀ برگ و ريشۀ گياه براى قطع اسهال مىخورند [گررو]. ضمنا در اندونزى از جوشاندۀ برگ و ريشۀ گياه براى معالجۀ تكرار ادرار استفاده مىشود [وك].
حكماى طب سنتى ميوۀ گياه جوز القى را گرم و خشك مىدانند و مقدار خوراك از آن را تا u200a۴u200a گرم توصيه مىكنند. معمولا u200a۴u200a گرم جوز القى را با u200a۵u200a گرم رازيانه و آب گرم و كمى عسل مخلوط كرده به عنوان قىآور تجويز مىكنند و بلغم و صفرا را از راه قى دفع مىكنند و ضمنا مسهل نيز مىباشد. اصولا در طب سنتى ايران از جوز القى بيشتر به عنوان قىآور استفاده مىشود و از مصرف داخلى آن در مدارك قديم ايرانى خيلى كم بحث شده است.
بههرحال چون اين گياه سمّى است مصرف آن بايد با مشورت و زير نظر پزشك انجام شود.
u200a١u200a) . Curcin
u200a٢u200a) . Phytosterol
u200a٣u200a) . Phytosterolin
u200a۴u200a) . Sucrose
u200a۵u200a) . Curcasin
u200a۶u200a) . Curcas oil
u200a٧u200a) . Myristic acid
٨u200a) . Palmitic acid
u200a٩u200a) . Stearic acid
u200a١٠u200a) . Arachidic acid
u200a١١u200a) . Oleic acid
u200a١٢u200a) . Linoleic acid
u200a١٣u200a) . Saponin
u200a١۴u200a) . Phytotoxin
ما را در سایت لیش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 476